
مريم ترابي
آيا تا به حال جوگير شدهايد؟ يا با افرادي كه خيلي زود جوگير ميشوند برخورد داشتهايد؟ حتماً هم اين جمله « ما چقدر جوگير هستيم» را هم زياد شنيدهايد. آدمي را ميشناختم كه بسيار تحت تأثير شرايط محيط خود قرار ميگرفت و كارهايي را انجام ميداد كه برايم بسيار عجيب بود. يادم است در مجلس مهماني كه با هم حضور داشتيم طبق روال همه مهمانيهاي امروزي، بحث داغي بين مهمانان به راه افتاد كه اين دوست ما هم در اين بحث و گفتوگو به شدت شركت كرده بود. با گذشت چند دقيقه بحث به اوج خود رسيد و مهمانها به دو گروه موافق و مخالف تقسيم شدند. ناگهان اين دوست ما با چهره برافروخته از جاي خود بلند شد و شروع كرد با حركات تند دستهايش، نظر و عقيدهاش را به ديگران القا كردن. به قدري تحت تأثير افرادي كه با او همعقيده بودند قرار گرفته و جوگير شده بود كه ديگر كنترل رفتار و گفتارش را نداشت و حركاتي از خود نشان ميداد كه من به شدت نگرانش شدم، تا جايي كه به سمتش رفتم و او را به آرامش دعوت كردم. بعد از مهماني با خنده به او گفتم: « آدم رو برق بگيره ولي جو نگيره! دوست عزيز اين چه كاري بود تو كردي؟ هم به خودت هيجان بيش از حد وارد كردي هم مجلس مهماني را به هم ريختي! » بنده خدا بعد از اينكه هيجانش خوابيد خودش هم از دست خودش شاكي و عصباني شده بود و ميگفت اين يك ضعف بزرگ من است كه نميتوانم رفتار و گفتار خودم را تحت كنترل داشته باشم و هميشه اين جوزدگي برايم مشكلساز شده است.
جوگيري مردم با شبكههاي مجازي
اينكه ما از چه زماني مردمان جوگيري بوديم مشخص نيست ولي به يمن حضور گسترده شبكههاي اجتماعي، چند سالي است كه به كرات شاهد جوگير شدن مردم جامعه در موقعيتهاي مختلف هستيم. فرقي هم ندارد در چه گروه سني يا اجتماعي هستيم. از هر قشر و صنفي كه باشيم خيلي زود نسبت به موضوعات مختلف واكنش هيجاني نشان ميدهيم كه مبادا از قافله عقب بمانيم! شايد اگر مسابقه جوگيري در سطح دنيا برگزار ميشد ما مقام اول را كسب ميكرديم و جام را به خانه ميآورديم! آنقدر سريع نسبت به وقايع واكنش نشان ميدهيم كه ناگفتني است! خوب يا بد، درست يا غلط، اين جوگيري مهم نيست. مهم اين است كه همه مردم دنيا با خبر ميشوند و جوزدگيهاي يك ملت را در رأس خبرهايشان مينشانند. از حمله يكهويي ايرانيها در شبكههاي اجتماعي به صفحه شخصي فلان فوتباليست يا فلان مجري و... گرفته تا شادي و خوشحالي مردم در خيابانها بعد از برد تيم ملي! يا تمام مدت منتظريم يك كسي در يك جايي حتي در فلات دور، حركتي را انجام دهد تا ما هم پيرو او همان كار را انجام دهيم يا يك چهره معروف وطني و غيروطني مرتكب خطا و اشتباهي سهوي يا عمدي شود كه ما آن را سريع به يك سوژه تبديل كنيم و به قولي روزمان را بسازيم. از مرگ هنرمندان و نوابغ ايران و جهان بگير تا بادهاي سوئيس و سلفي سياستمداران و غيره كه اين روزها بدجوري شبكههاي اجتماعي را به خود مشغول كرده است.
كلاً مردم جوگيري هستيم! حتماً شما هم جريانات مختلفي را كه در حاشيه فوت هنرمند و كارگردان بزرگ كشورمان رخ داد، ميدانيد. از دست دادن اين كارگردان فقيد، شوك بزرگي براي جامعه هنري و غيرهنري كشورمان بود درست! ولي بعضي از هنرمندان و افراد عادي جامعه واكنشهايي نسبت به اين خبر از خود نشان دادند كه بسيار حيرتآور بود. از طومارنويسي هنرمند و غيرهنرمند عليه جامعه پزشكي بگيريد تا درخواست اشد مجازات براي دكتر معالج بيچاره و غيره. در آن روزها هر كدام از شبكههاي اجتماعي را كه باز ميكرديم با پستها و كامنتهايي مواجهه ميشديم كه كاملاً معلوم بود اين افراد جوزده براي اينكه از اين قافله عقب نمانند آتش به هيزم اين جريان ميانداختند كه اين جوزدگي فقط باعث شد جامعه هنري و پزشكي ما رودرروي هم قرار بگيرند.
ما حتي در كمك كردن هم جوزده هستيم. آنقدر سريع درگير جو و فضاي كمكهاي خيريه قرار ميگيريم كه بدون هيچ گونه تحقيق و بررسياي درباره مراكز خيريه مربوطه و اينكه بدانيم اين خيريه براي كي و كجاست سريع و شتابزده كمك ميكنيم تا فقط به همه نشان بدهيم كه ما خيلي خير هستيم.در بسياري از گروههاي تلگرامي پيامهايي حاوي يك شماره حساب و كلي التماس و خواهش براي كمك به يك نيازمند منتشر ميشود كه گاهي از صحت و سقم اين پيام آگاه نيستيم و كاملاً هم مشخص است كه دست به دست چرخيده تا به ما رسيده و چون از طرف يكي از دوستان ما منتشر شده است سريع براي كمك اعلام آمادگي ميكنيم. در اين ميان قطعاً افراد سودجويي هستند كه از اين معركه جوزدگي افراد، سوءاستفاده ميكنند و كلاهبرداريهايي را انجام ميدهند. نوع ديگري از جوزدگي مردم ما شركت در حركات نمايشي در حمايت از بيماريهاي خاص است، مثل چالش سطل يخ كه خيلي از افراد جوزده فقط براي جلب توجه، يك سطل يخ روي سر خود ميريختند و در اينستاگرام به اشتراك ميگذاشتند كه اين چالش با اين جوزدگي مردم از هدف اصلي خود خارج شد.
يا مورد اخير جوزدگي افراد در شبكههاي اجتماعي، خبر شهادت يكي از مدافعان حرم بود كه چه واكنشهاي شتابزدهاي را در اين مورد شاهد بوديم. چه سخناني را از بعضي از افراد و بعضا چهرههاي معروف مردمي خوانديم و شنيدم كه هيچ ربطي به آرمانهاي والاي اين شهيد بزرگوار نداشت و فقط تعجب و حيرت همگان را نسبت به اين موضعگيريهاي شتابزده برانگيخت.
اما بايد اين را بدانيم كه اين دست به دست شدنها و يك كلاغ چهل كلاغ شدنهاي اخبار و رويدادها تنها باعث ميشود كه واقعيت جريان در زير لايههاي جوزدگي گم شود و آنچه پيام اصلي اين جريان است ناديده گرفته شود. مثل برخي از اتفاقات كه جرقه آنها در فضاهاي اجتماعيزده شده و در يك حركت هيجاني، موضوعي كه فقط در شبكههاي اجتماعي دست به دست ميشد به فضاي واقعي كشيده ميشود و گاهي جريانات ديگري را هم به همراه دارد. در ماجراي گم شدن و مرگ آنيتاي هشت ماهه، آنقدر جوزدگي در آن بالا بود كه در مراسم ترحيم اين كودك شاهد رفتارهاي عجيب و غريبي از سوي برخي افراد بوديم، خانوادههايي كه فرزندان خردسال خود را براي همدردي يا به دلايل ديگري به آغوش اين پدر داغديده ميسپردند كه باعث داغديدگي بيشتر او ميشد و در نهايت جوزدگي، اين جريان را با خبر فوت پدر آنيتا تمام كردند! كه در واقع يك شايعه بيش نبود.
انبوه خلق و جوزدگي
در جامعه امروزي افرادي كه جوگير يا جوزده هستند يا به عبارتي خيلي سريع دچار هيجان ميشوند كم نيستند. تمام اين افراد تحت تأثير شرايط محيط پيرامون خود جوگير يا دچار هيجان شده و رفتاهاي نابهنجاري را بروز ميدهند. از نظر رفتارشناسي «جوگير شدن» به معناي اسير عوامل محيطي و تسليم فشارهاي محيط شدن و تن دادن به خواستههاي اطرافيان اعم از دوستان يا همراهان است. «جوگير شدن» به تعبيري به حالتي اطلاق ميشود كه فرد هنگامي كه تحت فشار رفتارهاي محيطي قرار ميگيرد، براي همرنگ شدن با آن دست به كارهايي ميزند كه در شرايط عادي امكان ندارد به انجام آن حركتها اقدام كند. رفتارهايي همچون استفاده از مواد مخدر، كشيدن سيگار يا ساير هنجارشكنيهايي كه مغاير با اصول اخلاقي و رفتاري است و همه و همه ناشي از جوگير شدن بعضي از افراد است. بعضي از حركتهاي سياسي يا اجتماعي كه در جامعه شاهد آن هستيم نيز ريشه در جوگير شدن افراد دارد. جوگيري بيشتر در سنين بين 11 سال تا 25 بيشتر ديده ميشود و «جوگير شدن» در اين سن و سال موجب گرفتار شدن جوانان و نوجوانان در آسيبهاي اجتماعي و رفتاري ميشود و خطر انحراف و ناهنجاريهاي ناشي از «جوگير شدن» در اين سنين بيشتر است.
گوستاو لوبون جامعهشناس فرانسوي در حوزه روانشناسي اجتماعي نظريه انبوه خلق را مطرح ميكند. انبوه خلق به عدهاي از افراد گفته ميشود كه در عمل مشخصي يا بروز حادثهاي گرد هم ميآيند و داراي ويژگيهايي چون وجود احساسات و هيجانات آني، نداشتن تشكل و انسجام، به وجود ارتباط موقت و ناپايدار ميان افراد، از دست دادن حس تشخيص و پيوستن به گروه و در نهايت نبود هدف قبلي و انديشيده ميباشند. همين آشوبهاي خياباني سال 88 نمونه بارز اين نظريه است، بسياري از جوانان و نوجوانان اسير جو موجود شدند و براي خودنمايي در مقابل هم سن و سالها يا جنس مخالف اقدام به برخي كارها كردند. شايد 70درصد از جوانان و نوجوانان براي اينكه به اصطلاح از قافله عقب نمانند و با جو موجود همرنگ شوند در برخي از آشوبها حضور داشتند وگرنه در شرايط عادي محال بود دست به چنين كارهايي بزنند.
امروزه نيز شاهد اين انبوه خلقها يا جوزدگيهاي جمعي افراد هستيم. انبوه خلقهايي در قالب شبكههاي اجتماعي كه در بعضي موارد از قاب گوشهاي موبايل و تبلتها خارج شده و شكل ظاهري به خود ميگيرد. انبوه خلقي كه با جوزدگي فراوان بعد از برد تيمشان براي خوشحالي و پايكوبي به خيابانها آمده و نظم شهر را به هم ميزنند يا برعكس بعد از باخت تيم مورد علاقهشان دست به تخريب وسايل نقليه عمومي يا هتاكي و فحاشي به داور و مربي و بازيكن تيم مورد نظر ميزنند.
نه گفتن، درمان جوزدگي
همانطور كه گفته شد جوگيري در سنين نوجواني و جواني بيشتر بروز پيدا ميكند، بنابراين جوگيري به عنوان يك ناهنجاري رفتاري ممكن است منجر به سقوط آنها به اعتياد يا دچار شدن به افسردگي يا آسيبهايي همچون فرار از خانه، ترك تحصيل، خرابكاريهاي سياسي و حتي خودكشي شود. اما با آموزش مهارتهاي زندگي و واقعگرايي به جوانان ميتوان از اين حس «جوگير» شدنشان در مسير درست و سازندهاي استفاده كرد. امروزه شبكههاي اجتماعي بستري براي بروز اين ناهنجاري رفتاري است و براي اينكه نوجوان و جوان ما دچار جوزدگي در هيچ زمان و مكاني نشوند بهتر است به آنها نه گفتن را آموزش دهيم. از نگاه آسيبشناسي رفتاري، آموزشهاي مهارتهاي زندگي بهويژه مهارت گفتن «نه» اصليترين واكسن براي جلوگيري از گرفتاري در اين بيماري رفتاري است. ترسيدن از تمسخر يا تبرئه كردن خود از اتهام ترسو بودن و امثال آن سبب ميشود تا جوانان قدرت «نه» گفتن به دعوتها و خواستههاي نامعقول و ضداخلاقي و مخالفت با ارزشها را از دست بدهند و اين مسئله زيربناي اصلي جوگيري آنان است. جوگير شدن ريشه رفتاري دارد و به خاطر خلأ رفتارهاي سالم و پيشگيريكننده بهوجود ميآيد. الگوهاي رفتاري سالم بايد در خانواده و مدرسه ارائه شود. جواناني كه مهارتهاي زندگي را آموختهاند يا در خانوادههاي اصيل و ارزشي تربيت شدهاند هرگز اسير جوزدگي نميشوند.