
صديقه رضواني نيا
مهدي قزلي را سالهاست ميشناسم. در نوشتههایش صراحت و البته طنازي به چشم ميخورد. از او خواستم گفتوگويي درباره ادبيات و عليالخصوص ادبيات رضوي داشته باشیم. حرفهايش صريح و بيپرده بود. تند اما بسيار صادقانه انتقاد ميكرد. شور و هيجاني بر كلامش حاكم بود كه گفتوگو را براي من جذاب ميكرد. آنچه ميخوانيد برشهايي از گفت و گوي ماست.
آقاي قزلي، چه مقطعي از زندگي امام رضا براي شما داستاني و جذاب است كه دوست داريد درباره آن بنويسيد؟من كتابي در مورد امام رضا دارم كه بازنويسي از زندگاني امام رضاست. به نام غريب قريب. كه از سوي انتشارات اميركبير چاپ شده. يك كتاب ديگر هم دارم كه شما به آن اشاره كرديد كه يك مجموعه آثار است. اگر بخواهم در حوزه داستان و رمان كار كنم، يك هفته در حرم قدم ميزنم تا به موضوع مورد نظرم برسم. اصلاً كسي به اين فكر نميكند به عنوان داستاننويس وقتي ميخواهد داستان بنويسد، يك هفته در حرم قدم بزند. آدمهاي خوشحال و ناراحت را ببيند. سوژهها را از بين مردم انتخاب كند، همه در حرم جمع هستند. مثلاً در نوروز، مشهديها به حرم ميآيند، آن وقت جاهايي از شهر خالي است كسي برود ببيند آن كسي كه نيامده چرا نيامده، چه مسئلهاي داشته كه حرم نيامده و... اينها جذاب است. دوست داريم يك رمان در اين فضا بنويسم
پس شما سراغ آدمهاي حرم ميرويد؟نه فقط آدمهاي حرم. منظورم توجه است. دقيقاً نميدانم راجع به چه خواهم نوشت اما شايد راجع به كساني بنويسم كه سالهاست از امام رضا چيزي خواستهاند و نگرفتهاند. نگاه اشتباه ما در ادبيات اعجاز و شفا اين است كه امام رضا را در سطح دكتر تنزل دادهايم.
در حالي كه ميبينيم كساني كه حاجت نگرفتهاند هم هنوز امام رضا(ع) را دوست دارند...
آفرين. اصلاً اعجاز امام رضا(ع) اين است، كه نميدهد ولي عزيزتر ميشود. نه اينكه من كورم و نميبينم و آمدم امام رضا من را شفا داده است و اين بشود اعجاز امام رضا.
مطلقاً اعجاز امام رضا (ع) اين نيست كه شفا بدهد. ردش نميكنم آن هم وجود دارد. اما اعجاز امام رضا (ع) همين شلوغي است كه داريم در حرمشان ميبينيم. آرامش و حال خوبي است كه در آنجا در آدمها پيدا ميشود. من معتقدم اعجاز همه معصومين ما همين بوده است. در طول تاريخ معصومين ما تحت شديدترين فشارها بودهاند، از حضرت امير كه بگذريم كه دوره خلافت داشت، حتي از امام حسن(ع) كه شش ماه دوره خلافتش بود بگذريم، به غير از اين دو امام، بقيه معصومين ما تحت شديدترين فشارها بودهاند اما همين الان در بين شيعيان بررسي كنيم ميبينيم ايشان اينقدر محبوب و عزيز هستند. اين يك اعجاز است. من اگر بخواهم بنويسم سعي ميكنم اينها را بنويسم.
آقاي قزلي، من با چند داستاننويس صحبت كردم ميگفتند ما در حوزه دين محدوديت داريم، نميتوانيم مانند بقيه موضوعات از تخيل استفاده كنيم و بايد مراعات كنيم. نظر شما چيست؟بله! ورود به ساحت حضرات معصومين در موضوع داستان كه با تخيل نسبت جدي دارد سخت است. فرض ما اين است كه هر حركت و حرف و گفته ائمه مبتني بر حق است و نميتوان حق را دستكاري كرد. اما واقعيت اين است كه اين همه مسئله نيست. مسئولين و دستاندركاران موضوع امام رضا (ع) كساني هستند كه به حوزه فرهنگ به طور عمومي اشراف ندارند، مخصوصاً حوزه ادبيات و معمولاً سرمايهگذاريهايشان، سرمايهگذاريهايي است كه در زندگي مردم جاري نيست. در حالي كه يك داستاننويس از آن منظري كه شما فرموديد، يعني كسي كه ميخواهد يك داستان جذاب براي مخاطب امروز بنويسد مجبور است راوي زندگي امروز باشد. وقتي ميخواهيد زندگي امروز را روايت كنيد و امام رضا هم در آن باشد، بايد فرمان داستاننويسي خودتان را بچرخانيد و مسيرش را عوض كنيد. مسير توليدات ادبي در حوزه امام رضا (ع) تاكنون در حوزه منثور، يعني رمان و داستان بيشتر ناظر بر گذشته يا ناظر بر موضوع شفا بوده است كه موضوع مورد توجه بعضي از حضرات است. در حالي كه تأثير و تأثر امام رضا (ع) بر مردم خيلي گستردهتر و خيلي عميقتر از اين ماجراها بوده و هست.
پس شما ميپذيريد كه ما در حوزه ادبيات رضوي وضعيت خوبي نداريم. راهش چيست بايد سفارش بدهيم؟كتاب نه! ولي داستان چرا.
مثل كتابي كه شما خودتان نوشته ايد...
نه آن كتاب كه ملغمهاي است از داستان، يادداشت و سفرنامه و غيره. آن كتاب عرض ارادتي است به آستان مقدس امام رضا. فكر ميكنم كار بدي نبود.
اتفاقاً من زماني كه آن كتاب را خواندم خيلي خوشم آمد. آن كاري بود كه من به عنوان فردي اهل ادبيات كه نسبتش را با امام رضا از زندگي خودش جدا نكرده بود، نوشتم. بنابراين در سفرنامه امام رضايي طنز هم وجود دارد.
چرا ادامه نداديد؟ادامه دادم. من كارهاي زيادي كردهام. فقط در حوزه امام رضا نبوده است. از ائمه ديگر، از حوزههاي ديني ديگر كار داشته و دارم. اصلاً چرا يك نفر بايد فقط نويسنده رضوي باشد. اصلاً معني ندارد يك نفر بخش مهمي از زندگي ادبي خود را مختص امام رضا قرار دهد. حتما دچار ضعف ميشود.