
دکتر یدالله جوانی
برخي رسانهها و محافل سياسي خبري در غرب، پيشبيني ميكنند دولت ترامپ در حال زمينهسازي براي خارج شدن از توافق هستهاي (برجام) ميباشد. اما در اين ميان آنچه حائز اهميت است اينكه، رئيسجمهور امريكا قصد دارد ايران را عامل بر هم خوردن توافق و شكست برجام معرفي كند. اين همان نكته ظريفي است كه وزير امور خارجه كشورمان چندي قبل با صراحت توجه همگان را به آن جلب كرد.
آقاي ظريف گفت: امريكاييها قصد دارند با هزينههاي ايران برجام را بر هم بزنند! سؤال اين است كه امريكاييها، چگونه ميخواهند با هزينههاي ايران از توافق خارج شوند و برجام را بر هم زنند؟ از مجموع اظهارنظرهاي مقامات امريكا، ميتوان دريافت كه آنها قصد دارند ايران را به عدم پايبندي به برجام متهم ساخته، با همين استدلال توافق را براي شانه خالي كردن از انجام تعهداتشان زير پا گذارند. اين رويكرد در دولت ترامپ، در قبال ايران در شرايطي دنبال ميشود كه دولت جمهوري اسلامي از همان ابتداي توافق هستهاي، به تمامي تعهداتش طبق برجام عمل نمود. در تمامي گزارشهايي كه طي اين مدت از سوي آژانس بينالمللي انرژي هستهاي منتشر شده، آژانس پايبندي ايران به برجام را مورد تأييد قرار داده است اما امريكاييها براي فرار از عمل به تعهداتشان به هزينه ايران، مدعي هستند كه ايران بايد علاوه بر عمل به متن برجام و آن سطور نوشته شده، به روح برجام و آن سطور نانوشته هم پايبند باشد.
اكنون در ادبيات امريكاييها، سخن از پايبند نبودن ايران به روح برجام، در حال تكرار شدن است. امريكاييها با تكرار اين موضوع در رسانهها، به دنبال پيادهسازي نقشههاي شيطاني خود هستند. پنجشنبه گذشته آقاي ترامپ در گفتوگو با رسانهها از محل باشگاه گلف خود در ايالت نيوجرسي، در پاسخ به سؤال يكي از خبرنگاران درباره پايبندي ايران به برجام گفت: «من فكر نميكنم ايران پايبند باشد.
همانطور كه ميدانيد، من نامه شديداللحني به كنگره نوشتم.من شخصاً فكر نميكنم آنان پايبند باشند.» آقاي ترامپ در ادامه ميگويد: «من گمان نميكنم كه آنها در حال عمل به روح برجام باشند.» در اين مصاحبه، آقاي ترامپ چند بار پايبند نبودن ايران به روح برجام را، تكرار ميكند، نكته بسيار قابل توجه اينكه، بلافاصله بعد از اين مصاحبه و تأكيد ترامپ بر پايبند نبودن ايران به روح برجام، يك شبكه خبري صهيونيستي اعلام كرد، وي اكتبر از اين توافق خارج خواهد شد.
بنابراين دولت ترامپ قصد دارد، با اين استدلال كه ايران طبق روح برجام عمل نميكند، برجام را طبق وعدههايش به جاي پاره كردن، با هزينه ايران بر هم زند.
اكنون سؤال ديگري مطرح ميشود و آن اينكه روح برجام چيست و داراي چه مختصات و شاخصهايي ميباشد؟ ايران اگر بخواهد از نظر امريكاييها به روح برجام عمل كند، چه كارهايي را بايد انجام دهد تا آنها راضي شوند؟ كلمه روح برجام و ضرورت عمل به روح توافق از سوي ايران، براي نخستين بار از سوي اوباما رئيسجمهور سابق ايالات متحده مطرح شد. در واقع آقاي اوباما به عنوان رئيسجمهور امريكا و كسي كه دولتش توافق هستهاي با جمهوري اسلامي را امضا كرد، سخن از «روح برجام» به ميان آورد. معناي اين سخن و اشاره به سابقه موضوع، آن است كه امريكاييها از ابتداي ورود به مذاكرات هستهاي، «روح برجام» را در آستين داشته، منتظر زمان لازم براي رونمايي از آن بودند. به عبارت ديگر، دولت اوباما هم قصد نداشت با تكيه بر همين عنوان و استدلال كه ايران به روح برجام عمل نميكند، به تعهدات خود عمل نمايد. بنابراين اگر به جاي آقاي ترامپ و جمهوريخواهان، خانم هيلاري كلينتون و دموكراتها در ادامه آقاي اوباما به كاخ سفيد ورود پيدا ميكردند، باز هم جمهوري اسلامي به پايبند نبودن به روح برجام متهم بود.
براي فهم «روح برجام» از نظر امريكاييها و دستيابي به مختصات آن، بايد به تفسير آقاي اوباما كه اين واژه را براي اولين بار طرح كرد توجه نماييم.
آقاي اوباما در كنفرانس خبري نشست هستهاي در واشنگتن در فروردين سال 1395، با صراحت روح برجام را به «تغيير رفتار ايران» تفسير كرد! رئيسجمهور سابق امريكا در آن نشست خبري، اعلام داشت كه اگر ايران ميخواهد از امتيازات اقتصادي برجام برخوردار باشد، بايد به روح توافق هستهاي پايبند باشد. او اعلام كرد، روح توافق هستهاي، يعني تغيير رفتار ايران در برنامه هستهاي، برنامه موشكي، مسائل نظامي و منطقه! تأمل و دقت در كليدواژهها و كلمات آقاي اوباما، نشان ميدهد كه سخن حضرت امام (ره) در به كار بردن كلمه «شيطان بزرگ» براي امريكا، چقدر حكيمانه، دورانديشانه و منطبق با واقعيت است. بنابراين، مختصات روح برجام از نظر امريكاييها، دست كشيدن ملت ايران و نظام اسلامي، از هويت اسلامي، انقلابي و ملي خويش است؛ هويتي كه با انقلاب اسلامي پديد آمد و شكل گرفت، هويتي كه به سلطه غرب و خصوصاً به سلطه امريكا در ايران پايان داد، هويتي كه اكنون مانع اصلي سر راه امريكاييها براي بازگرداندن سلطه خود به ايران محسوب ميشود. بنابراين روح برجام از نظر امريكاييها، يعني تغيير رفتاري كه منتهي به تغيير هويت ملت ايران شود.
امريكاييها، تنها راه بازگشت سلطه خود به ايران و منطقه را، در ايجاد همين تغيير رفتار و تغيير هويت ملت ايران ميبينند. بر مبناي همين شناخت صحيح از امريكا بود كه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، طي سالهاي اخير بارها و بارها بر غيرقابل اعتماد بودن امريكا تصريح و تأكيد داشتند.
معظمله بارها تصريح فرمودند كه امريكاييها از طريق مذاكره به دنبال تحميل خود به ملت ايران و بازگرداندن سلطه خود به منطقه هستند. بنابراين بايد در قبال حيله و مكر امريكاييها هوشيار بود و برجام را به عنوان يك تجربه پرهزينه براي ايران، به عنوان يكي از منابع امريكاشناسي مورد توجه قرار داد؛ منبعي كه يك سند زنده براي نشان دادن غيرقابل اعتماد بودن امريكاييها در هر زمينهاي ميباشد. برجام نشان ميدهد كه امريكاييها چگونه از عمل به تعهداتشان فرار كرده و حقوق يك ملت پايبند به تعهداتش را زير پا ميگذارند.