به گزارش خبرنگار ما، مرداد ماه سال 84 مرد جواني مأموران پليس ورامين را از ناپديد شدن ناگهاني برادر 30 سالهاش به نام ابراهيم باخبر كرد و گفت: چند روزي است با برادرم تماس ميگيرم، اما تلفن همراهش خاموش است. همسر و فرزندانش نيز از او بيخبر هستند. با اعلام مفقودي، همسر آن مرد به نام شهلا در تحقيقات به مأموران گفت: شوهرم هفته گذشته به كشور عراق سفر كرد. آخرين تماس او لب مرز بود و بعد از آن ديگر تماس نگرفت و از او بيخبرم. در حاليكه تحقيقات در اين زمينه ادامه داشت، برادر ابراهيم اطلاعات جديدي در اختيار مأموران قرار داد و گفت: در مدتي كه از برادرم بيخبرم، همسرش با شماره ناشناسي تماس زيادي دارد.
به او مشكوك هستم. بعد از آن بود كه با رديابي تماسهاي شهلا، مأموران به مرد 35 سالهاي به نام رحمت كه با آن زن در ارتباط بود، مظنون شدند و او را بازداشت كردند. او در بازجوييها با اعتراف به قتل ابراهيم گفت: مدتي قبل با شهلا آشنا شدم. او از شوهرش راضي نبود و ميگفت ميخواهد طلاق بگيرد، اما شوهرش راضي به جدايي نيست. اين رابطه ادامه داشت تا اينكه روزي شهلا از من خواست تا شوهرش را به قتل برسانيم و خودش نقشه قتل را طراحي كرد. متهم در خصوص شب حادثه گفت: آن شب همراه پسرعمهام – بركت - به خانه شهلا رفتيم.
او در را باز كرد و وارد اتاقي شديم كه ابراهيم خوابيده بود. ابتدا شهلا با چوب به سر شوهرش زد. سپس من و بركت با چاقو او را مثله كرديم و جسد را در يك گوني گذاشتيم و در بيابانهاي ورامين رها كرديم. بعد از اقرارهاي متهم، شهلا و بركت نيز دستگير و تحت بازجويي قرار گرفتند. با اعتراف دو متهم ديگر، رحمت و بركت به اتهام مباشرت در قتل و شهلا به اتهام معاونت در قتل روانه زندان شدند. پرونده با كامل شدن تحقيقات به شعبه دوم دادگاه كيفري فرستاده شد و با درخواست قصاص از سوي اوليايدم هر دو متهم به قصاص محكوم شدند. با تأييد رأي در ديوان عالي كشور، متهمان توانستند با پرداخت 90 ميليون تومان ديه رضايت فرزندان مقتول را جلب كنند، اما با فوت پدر مقتول هر دو متهم همچنان در زندان ماندند. بنابراين آنها با نوشتن نامهاي از دادگاه درخواست تعيينتكليف كردند. به اين ترتيب پرونده بار ديگر به همان شعبه به رياست قاضي زالي فرستاده شد و متهمان صبح ديروز در دادگاه حاضر شدند.
بعد از اعلام رسميت جلسه، يكي از متهمان در جايگاه حاضر شد و گفت: اشتباه كرديم و تابع هواي نفس شديم. تا يك قدمي چوبه دار رفتيم، اما با قرض و هزار سختي پول ديه را تهيه و 90 میليون تومان به فرزندان مقتول پرداخت كرديم. حالا براي پرداخت ديه به ديگر اوليايدم پولي نداريم و از قضات دادگاه تقاضاي تخفيف مجازات داريم.
در ادامه ديگر متهم نيز از خود دفاع كرد و بعد از آخرين دفاع هر دو متهم، هيئت قضايي وارد شور شد.