
آسيه كلايي
گاهي بعضي از واژهها آنچنان براي ما تكراري ميشوند كه تأثيرگذاريشان را بر زندگي فردي و اجتماعي فراموش ميكنيم. همين بيتوجهي است كه اين واژهها را تبديل ميكند به عادتهاي رفتاري و كارهاي انجام شدهاي كه دنيا و آخرت ما را به خود گره زده است. يكي از اين واژهها اسراف است.
منشأ رنجشها و دردهاكمي دقيقتر كه به دنياي اطراف خود نگاه كنيم خواهيم ديد جامعه ما چگونه درگير موضوعي به نام اسراف است. اسراف به نظر واژهاي كليشهاي است كه همه ما خودمان را از آن مبرا ميدانيم ولي خيلي از چيزهايي كه در جامعه، من و شما را ميرنجاند مثل بيعدالتي، فاصله طبقاتي، حسرتها، چشم و همچشمي، مصرفگرايي و... به نوعي به ريسمان اسراف متصل است. ريسماني كه خود ما تار و پودش را ميسازيم. ريخت و پاشهاي مختلف به بهانه آبروداريهاي خيالي در مهمانيها و در مراسمات عروسي و عزا، خريدهاي نامعقول و بدون ضرورت به بهانه اين عيد و آن عيد، گرفتن سمينارها و همايشها با هزينههاي بالا، اسراف در خوراك، پوشش، ابزار و... تار و پود اين ريسمان را تشكيل ميدهند. اسراف پيامدهاي اجتماعي جبرانناپذيري دارد. آسيبهايي كه به نابودي اقتصاد يك جامعه ختم ميشود و قطعاً اگر از اسراف و زيادهروي و ريخت و پاش اموال شخصي حتي آب و نان، وسايل تشريفاتي زيادي در مهمانيها، در عقدها، در عروسيها، در بقيه مراسم و چه در موارد ديگر پرهيز شود، به اقتصاد يك كشور كمك ميشود.
بنابراين مسئله اجتناب از اسراف، فقط يك مسئله اقتصادي نيست. بلكه يك مسئله اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است كه آينده كشور را درگير ميكند. زندگي بدون اسراف و همراه با مصرف درست نعمات الهي در قران كريم بارها تذكر داده شده است كه اين خود حاكي از اهميت و تأثيرگذاري اين موضوع بر زندگي بشر است.
اعتدال، حتي در انفاق
خداوند متعال خطاب به پيامبر اسلام ميفرمايند: «لا تجعل يدك مغلوله الي عنقك و لا تبسطها كل البسط»: حتي در انفاق براي خدا هم افراط و تفريط نكنيد. «و الذين اذا انفقوا»: كساني كه وقتي ميخواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»: نه زيادهروي ميكنند و نه تنگ ميگيرند.«و لاتسرفوا انّه لا يحب المسرفين كلوا و اشربوا و لاتسرفوا»: بخوريد، بياشاميد، اما زيادهروي نكنيد. در آيهشريفه ديگر: «كلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقّه يوم حصاده و لاتسرفوا انّه لايحب المسرفين»: خداوند اسرافكنندگان را دوست نميدارد. در روايات داريم كه كسي ميوهاي را خورد و نيمي از ميوه ماند، آن را دور انداخت. امام صادق (ع) به او نهيب زد كه چرا ميوه را دور انداختي؟ چرا اسراف ميكني؟ در روايات ما حتي آمده است كه از دانه خرما استفاده كنيد، خردههاي نان را استفاده كنيد. حال بايد ديد زندگي ما تا چه حد به اين فرهنگ قرآني و سيره اهل بيت (ع) شباهت دارد؟ خيلي از ما فكر ميكنيم زندگي بدون اسراف امكانپذير نيست يا در جامعه امروزي جايگاهي ندارد در صورتي كه اتفاقاً جامعه امروزي با توجه به پر رنگ شدن موضوع اقتصاد در زندگي مردم بيشتر از قبل اين را ميطلبد كه جامعه به سمت يك جامعه غيرمسرفانه حركت كند. لازمه اين حركت اين است كه ياد بگيريم بدون اسراف هم ميشود خوب زندگي كرد، خوب پوشيد، خوب خورد و خوب استفاده كرد ولي قبل از هر چيزي بايد اسراف نكردن را هم خوب آموخت. بايد دانست عدم اسراف به معناي رياضت و سختي اقتصادي يا زندگي بدون مصرف نيست. با توجه به آموزههاي ديني و سيره بزرگان ميتوان گفت اسراف نكردن ترادف معنايي دارد با درست مصرف كردن، ميانهروي در مصرف و صرفهجويي در استفاده از هر كالاي مصرفي. با حفظ ميانهروي در مصرف و درست مصرف كردن هر محصول مصرفي، علاوه بر همه جنبههايي كه گفته شد، خود فرد هم با دوري از اسراف از نظر روحي به يك آرامش رواني خواهد رسيد، آرامشي كه فرد مسرف آن را هيچ گاه در ميان حس نابسامان مصرفگرايي، عدم رضايت، عدم قناعت و ميل به تجملات واهي حس نخواهد كرد.
مصرف تا سرحد بيماري
بسياري از روانشناسان اسراف را يك بيماري فردي و اجتماعي ميدانند كه به سرعت در حال رشد است. بيماري كه انسان را غرق در رفع نيازهاي غيرضروري ميكند و وي را از رسيدگي به نيازهاي اصلي خود بازميدارد. مصرفگرايي، توجه بيش از حد به زرق و برقها، تبليغات كالاهاي مختلف و مسابقه براي به دست آوردن ماركها و برندها، اين روزها گناه بزرگ اسراف را تبديل به هنر كرده است. هر كس كه بيشتر مصرف كند هنرمندتر است و حاصل اين سبك زندگي جواناني خواهد شد كه همه دغدغهشان تعويض مدل ماشين، لباس، گوشي و... خواهد بود. پديده بچه پولدارها در جامعه راه ميافتد و اين همان چيزي است كه از طرفي عدهاي از جامعه را سرخورده و نااميد و از طرف ديگر عدهاي را تبديل به غول ثروت ميكند. حال انتظار اينكه در چنين جامعهاي باز هم جواناني همچون همتها و باكريها تربيت شوند كمي سخت است. قطعاً يكي از مشخصههاي جوانان نابي كه نامشان با شهادت عجين شد توجه به همين نكات بود؛ جواني كه قبل از رفتن در ميدان مين و شكستن معبر لباس نو خود را تعويض ميكند كه اگر شهيد شد بعد از او فرد ديگري هم بتواند از آن لباس استفاده كند! نكات در باب آسيبشناسي موضوع اسراف زياد است ولي آنچه مشخص است اين است كه براي رهايي از يك جامعه اسرافگر و نجات جامعه از عواقب اسراف بايد درست مصرف كردن تبديل به يك فرهنگ عمومي شود و اين امكانپذير نيست جز با تغيير و تحول سبك زندگي فردي ما كه منجر به تغيير سبك زندگي اجتماعي ما نيز خواهد شد.