کد خبر: 861070
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
نگاهي به كتاب «محمد؛ مسيح كردستان»
مسيح كردستان از كتاب‌هاي تازه انتشار يافته است كه چند ماه پيش از سوي روايت فتح منتشر شد و سر و صداي نسبتاً زيادي هم به پا كرد.
 غلامحسين بهبودي
مسيح كردستان از كتاب‌هاي تازه انتشار يافته است كه چند ماه پيش از سوي روايت فتح منتشر شد و سر و صداي نسبتاً زيادي هم به پا كرد. اين كتاب كه طبق گفته نويسنده‌اش نصرت‌الله محمودزاده طي 17 سال نگارش شده، سعي كرده است تا دقيق‌ترين روايت‌ها از بدو تولد تا شهادت محمد بروجردي را به تصوير بكشد. با هم نگاهي به داشته‌هاي اين كتاب خواهيم انداخت.
مسيح كردستان يكي از چند اثري است كه به شهيد بروجردي پرداخته شده‌اند. شخصيت بي‌بديل اين سردار بلامنازع جبهه‌هاي غرب و شمالغرب باعث شده تا نويسندگان متعددي به وي و زندگي پرفراز و نشيبش بپردازند. بروجردي با نام اصلي محمد پدر دره گرگي (بروجردي) در عمر 29 ساله‌اش مجموعه‌اي از مبارزات انقلابي و پاسداري از انقلاب اسلامي را دارد كه در نوع خود كم‌نظير است.
كتاب پيش رو كه يكي ديگر از تلاش‌ها در جهت شناساندن شخصيت شهيد بروجردي است، شايد يكي از دقيق‌ترين آنها نيز باشد. محمودزاده در كنار گفت و گو با خانواده، نزديكان و همرزمان اين شهيد، ناگزير شده تا با سرداران و فرماندهان بزرگ جنگ نيز گفت‌و‌گو كند. هماهنگي و جمع‌آوري چنين افرادي نيز باعث شده تا چندين سال نگارش كتاب به طول انجامد.
كتاب محمد؛ مسيح كردستان قلم داستاني دارد و معلوم نيست نويسنده‌اي كه منابع و اسناد مختلفي را در اختيار داشته چرا به سبك داستاني روي آورده است. به نظر مي‌رسد محمودزاده مي‌توانست از استنادات بيشتر براي انتقال داشته‌هاي كتاب بهره ببرد و شايد جديت كار را در نظر خواننده بالاتر ببرد.
به اين بخش از كتاب كه مربوط به دوران نوجواني شهيد است توجه كنيد: «بلافاصله سمت ميرزا هجوم برد و با مشت اول او را پرت كرد عقب. احد با حركات نمايشي در برابر ميرزا گارد گرفت. ناگهان ترس در دلش افتاد، گرچه ديگر چاره‌اي جز هجوم نداشت. با واكنش سريع ميرزا نقش زمين شد...» در اين بخش برخورد شهيد بروجردي (ميرزا) با يك جوان ديگر به تصوير كشيده شده كه بيشتر به پرورش خيال نويسنده شبيه است تا صحنه‌اي مستند و واقعي، همين روايت‌هاي خيال‌انگيز باورپذيري كار را به عنوان يك اثر مستند در ذهن خواننده تقليل مي‌دهد.
به هر روي ما در اين كتاب حدوداً 700 صفحه‌اي به هرآنچه براي شناخت بروجردي نياز داريم دست مي‌يابيم. مطالب به قدري گسترده هستند كه كمتر زاويه‌اي از زندگي شهيد مخفي مانده است.
فصل‌بندي كتاب مسيح كردستان بر اساس شماره‌هاست. يعني تيتر يا ميان‌تيتري در لا به لاي اين 700 صفحه ديده نمي‌شود. هر فصلي با يك شماره و ميان شماره‌ها مجزا و مشخص مي‌شوند. لذا خواننده براي پيگيري سرنوشت شهيد بروجردي نياز دارد كه صفر تا صد كتاب را جزء به جزء بخواند. وگرنه نمي‌تواند با يك تورق ساده و سرسري به آنچه مي‌خواهد برسد. همين فصل‌بندي براساس شماره تا حدي خواننده را گمراه و گيج مي‌سازد. شايد اين حرف كمي بي‌انصافي باشد، اما به نظر مي‌رسد سبك نگارش اين كتاب خيلي با طبع جوانان همخواني نداشته باشد.
اما يكي از حسن‌هاي سبك داستاني كتاب اين است كه دست نويسنده را براي بيان برخي از ناگفته‌هاي دفاع مقدس باز گذاشته است. در يكي از اين صحنه‌ها برخورد شهيد اصغر وصالي با شهيد‌ ناصر كاظمي و پادرمياني شهيد بروجردي به طرز خاصي بيان شده است. طوري كه شايد كمتر كسي مي‌توانست به اين صراحت چنين ماجرايي را تعريف كند: اصغر جلوتر آمد و رودروي ناصر كاظمي سينه ستبر كرد و ايستاد. چشم در چشم او دوخت و گفت: «شما اينجا را با دانشگاه اشتباه گرفتي جوجه. هنوز خيلي مانده تا از دنياي چريك سر در بياوري. ما خودمان مي‌دانيم در عمليات چه رفتاري داشته باشيم.»
در كل بايد كتاب محمد؛ مسيح كردستان را يك كتاب ارزشمند در حوزه دفاع مقدس دانست كه هرچند در خصوص شهيد بروجردي است، اما در جهت شناخت اوضاع و احوال اوايل جنگ حائز اهميت است. در پايان نگاهي به بخشي از اين كتاب خواهيم انداخت:  بروجردي از اعتماد كردن به كردها مي‌گفت اما حواس او به اعتماد پاسدارها به همديگر بود. بروجردي از اعتمادي صحبت مي‌كرد كه در فضايي امنيتي و سري شكل مي‌گرفت. مي‌گفت: اگر اين مردم را دوست نداشته باشيد نمي‌توانيد با آنها ارتباط برقرار كنيد. اين اعتماد يك ابزار نيست يك باور است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار