کد خبر: 860873
تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۶ - ۲۲:۰۰
متهم به زودی محاکمه می شود
دعواي پسرعمه و پسر‌دايي بر سر پول جوجه كباب، به قتل منجر شد. متهم23 ساله كه سپهر نام دارد، به زودي در دادگاه كيفري استان تهران محاكمه مي‌شود.
به گزارش خبرنگار ما، سيزدهم فروردين ماه سال 95، مأموران كلانتري لواسان از مرگ مشكوك پسر جواني در يكي از بيمارستان‌هاي شهر باخبر و راهي محل شدند. بررسي‌ها نشان داد كه پسر 22 ساله كه آرمان نام داشت با ضربه چاقو مجروح شده و بعد از انتقال به بيمارستان جانش را از دست داده است.
 
پدر او كه در محل حاضر بود، به پليس گفت: امروز براي سيزده بدر همراه خانواده به تفريح رفتيم. پسرم آرمان و پسر عمه‌اش قرار گذاشته بودند براي ناهار جوجه كباب بخرند. آنها بعد از صرف ناهار سر پول جوجه‌ها با هم درگير شدند. وقتي دعوايشان بالا گرفت، سپهر شيشه نوشابه شكست و ضربه‌اي به پسرم زد كه منجر به مرگش شد.
 
بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني سپهر، متهم 23 ساله بازداشت شد.او به جرمش اعتراف كرد و گفت: پدر بزرگم در لواسان زندگي مي‌كند و هر سال سيزده بدر به خانه او مي‌رويم. امسال هم مثل هر سال قرار بود به آنجا برويم. شب گذشته با آرمين تماس گرفتم و با هم قرار گذاشتيم براي ناهار سيزده بدر جوجه بخريم. صبح امروز چند كيلو جوجه خريديم و همراه خانوده‌ها به منزل پدربزرگ رفتيم. با هم ناهار را آماده كرديم و خورديم. بعد از ناهار پدربزرگ سهمي از پول جوجه را با مادرم حساب كرد. آرمين ناراحت و به اين كار پدربزرگ معترض شد و گفت چرا هميشه هواي عمه را داري و به فكر پدرم نيستي؟! با اينكه وضع مالي خوبي داري، اما به پدرم كمك نمي‌كني! وقتي اين صحبت‌ها را شنيدم، دلم براي پدربزرگم سوخت و به طرفداري از او با آرمين درگير شدم.
 
آرمين خيلي عصباني بود و مي‌ترسيدم به پدربزرگ و مادربزرگم لطمه بزند، به همين دليل او را از اتاق بيرون و در را قفل كردم. آرمين دست‌بردار نبود. او اصرار داشت با شكستن شيشه بالاي در اتاق وارد شود، به همين دليل بدنش زخمي شد. او وقتي ديد تلاشش بي‌فايده است، از بالاي در پايين آمد و محكم به در مي‌كوبيد. براي اينكه او را ساكت كنم با تكه شيشه شكسته تهديدش كردم و از لاي در به او ضربه زدم. مطمئن نيستم به شكم او خورده باشد.
 
متهم در ادامه گفت: وقتي آرمين را به بيمارستان بردند، بلافاصله به كلانتري رفتم و در حالي‌كه ماجراي درگيري را توضيح مي‌دادم، خبر دادند آرمين فوت كرده است. شوكه شده بودم، فكر نمي‌كردم ضربه كاري باشد و منجر به قتل او شود.  بعد از توضيحات متهم، پدربزرگ او به پليس گفت: دخترم سال‌هاست فلج است و روي صندلي چرخدار زندگي‌اش را سپري مي‌كند. وظيفه خودم مي‌دانستم او را از نظر مالي كمك كنم و فكر نمي‌كردم اين موضوع باعث حساسيت بچه‌ها شود. وقتي 35 هزار تومان سهم جوجه‌‌ها را به دخترم دادم. آرمين ناراحت شد و سپهر به حمايت از من با او درگير شد. او در ادامه گفت: آنها آن روز بعد از خوردن مشروب حالت عادي نداشتند به همين دليل نتوانستند خودشان را كنترل كنند.
بعد از اقرارهاي متهم و بازسازي صحنه جرم، پرونده تكميل و به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد. به زودي متهم پاي ميز محاكمه قرار خواهد گرفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار