
نویسنده: ايزد مهرآفرين
براي جامعهاي كه سرانه مطالعه كتاب در آن چيزي در حد فاجعه است، معدود بهانههايي را كه افراد را وادار به خواندن ميكند، بايد حفظ كرد. ما نيازمند اين هستيم كه هر سال بر ميزان مطالعه كتاب بيفزاييم. صرفاً هم نه براي اينكه بگوييم كتابخوانها افزوده شدهاند، براي اينكه بگوييم كتابخوانهاي ما كتابهاي خوبي ميخوانند و اين كتابها ميتواند حتي سبك زندگي ما را تحت تأثير قرار دهد. در چند سال گذشته طرحي به عنوان «كتاب و زندگي» براي ترغيب مردم به مطالعه كتاب راه افتاد كه هدفش معرفي كتابهايي بود كه ارزش فرهنگي آنها به اثبات رسيده و نيازمند اين بود كه مخاطبان بيشتري در ارتباط با اين كتابها قرار گيرند.
«كتاب و زندگي» با كتابهايي مانند «من زندهام» توانست تكان خوبي به آمارهاي كتابخواني بدهد. اينكه مسابقه كتابخواني بهانهاي شد براي اينكه مردم كتابهاي مفيدي بخوانند جاي شكرگزاري داشت. در كنار «كتاب و زندگي» پويش كتابخواني «روشنا» هم راه افتاد و هنوز هم پابرجا است. ولي چرا ديگر خبري از «كتاب و زندگي» نيست؟ مگر نه اينكه آمار و ارقام كتابخوانهاي اين مسابقه مردمي دهان اهل كتاب را به تعجب باز كرده بود؟ پس چرا خبري از حمايت از اين حركت مردمي نشد كه اكنون بود يا نبود «كتاب و زندگي» دغدغه اهل فرهنگ و هنر شود؟
مسابقه كتابخواني «كتاب و زندگي» اساس كارش را بر مبناي كتابهايي گذاشت كه مقام معظم رهبري آنها را تقريظ كردهاند؛ حركتي كه تا پيش از اين در حوزه فرهنگ بيسابقه بود و باعث شد اين كتابها بيش از پيش در معرض خوانش و تفكر و تدبر مردم قرار گيرند.
دبير اين مسابقه فرهنگي در جايي ميگويد: از ابتدا كه مسابقه كتاب و زندگي را شروع كرديم هدفمان فرهنگي بود، البته يك سري معيارها را هم در نظر گرفتيم، مثلاً اينكه كتاب حتماً سبك زندگي ايراني ـ اسلامي را ترويج كند، البته در كنار اين معيار، معيار ساختاري هم داشتيم، اينكه كتاب قوي باشد و هم اينكه مخاطب عام هم علاقهمند به كتاب شود. ما كتاب خوب زياد داريم اما خب همين ترويج زندگي ايراني ـ اسلامي برايمان خيلي مهم بود.
«كتاب و زندگي» مصداق حركت خودجوش فرهنگي بود كه بايد هر سال بر دامنه آن افزوده ميشد و عمق بيشتري پيدا ميكرد؛ كاري كه شايد توانايي اجراي آن از دست متوليان دولتي امر فرهنگ خارج بود. آخرين دوره برگزاري مسابقه كتابخواني «كتاب و زندگي» به ارديبهشت ماه سال گذشته باز ميگردد. در آن دوره كتاب «رؤياي نيمهشب» اثر مظفر سالاري براي مسابقه انتخاب شد كه به وحدت ميان مذاهب اسلامي اشاره داشت. از زمان برگزاري اختتاميه اين مسابقه نزديك به يك سال ميگذرد و با توجه به سابقه خوب كتاب و زندگي در ترغيب مردم به كتابخواني نقش فعالي در توسعه فرهنگ كتابخواني داشته است. لازم است براي حفظ اين حركت فرهنگي موثر از ابزارهاي لازم بهره گرفت. فقدان برگزاري«كتاب و زندگي» منجر به از دست رفتن پتانسيل خوبي است كه در حوزه كتاب به وجود آمده است و حتي جايگزيني آن با اقدامي مشابه زمانبر است و شايد به نتيجه مطلوبي كه با «كتاب و زندگي » به آن رسيديم، منجر نشود.