معصومه طاهري
آنقدر سريال نساختيم كه باعث شده تاريخ فراموش بشود و نسل جوان انقلاب با منافقين آشنا نشوند هر سال مستندها و گزارشهاي تكراري، روزهايي كه با ترورهاي خونين ماندگار شدند مانند هفت تير يا هفته دولت كه فقط با برپايي چند همايش و صرف هزينه، بدون هيچ خروجي قابلتوجهي تمام ميشوند و هر سال آزادانه و به راحتي منافقين بعد از انواع جناياتي كه انجام دادهاند در فرانسه گرد هم ميآيند و با مظلومنمايي دم از حقوق بشر ميزنند اما اعتراض خاصي در اين باره صورت نميگيرد تا افكار عمومي حقيقت را دريابند.
فرهنگ فقط گفتن و خواندن نيست، بلكه خواستن هم هست، رسانههاي ما مجازات اين افراد را بايد بخواهند و پيگير باشند نهتنها از خود آنها و حاميان بهاصطلاح حقوق بشر و سازمانهاي بينالمللي بلكه از دستگاههاي خودمان نيز همين طور.
اگر سيستم فرهنگي ما فشل نبود اول از همه خودمان را توبيخ ميكرديم كه چرا ساكتيم و در مقابل خون 17 هزار ايراني بيگناه و مانور سياسي و فرهنگي منافقين در پاريس كه هر سال با هياهوي زيادي برگزار ميشود، ديپلماسي فرهنگي ما كاري نميكند؟!
حقيقت آن است كه ما در عرصه بينالمللي هم آنگونه كه بايد و شايد ديپلماسي فرهنگي نداشتهايم و همانگونه كه گفته شد رسانههاي ما بايد اول خودمان را نقد كنند كه چرا در تاجيكستان دو بنياد فرهنگي ما تعطيل ميشود؟! چرا در قبال اين همه شانتاژ خبري نهادها و سازمانهاي ما دستشان اينقدر خالي است و متأسفانه گاه دستهايشان پر از خوراكهايي براي منافقان است و فعالان ضدايراني.
به جشنواره كن امسال نگاهي بيندازيد، فيلمهايي در داخل كشور و با بودجه ملي توليد ميشوند تا حرفهاي منافقان را در پاريس مهر تأييد بزنند و رسانهاي كنند. جشنواره مدافعان حرم يك ماه پيش در تهران برگزار شد ولي در بخش بينالملل به حد نصاب نرسيد چراكه نهادهاي بينالمللي ما تقريباً هيچ كاري نميكنند.
بله ما سايتها و شبكههايي داريم و رايزنهايي، اما محتواي آنها چيست؟! سايتها بيشتر خبر ترجمه ميكنند؛ خبرهايي كه گاه ارزش محتوايي چنداني هم ندارند و برخي شبكههاي ما حتي براي داخل كشور هم خوراكهايشان بيگانه است. مثلاً آيفيلم به هر بهانه و به هر طريق فقط ميخواهد آنتن خود را پر كند. رايزنهاي فرهنگي هم به نظر ميرسد بايد خارج از كشور خودمان به سؤال و جواب كشيده شوند؛ متأسفانه اين يك حقيقت است كه به بهانه صهيونيستي بودن فضاي برخي از كشورها يا رسانههاي آنها از نزديك شدن به آنها دوري كردهايم. صهيونيستي بودن بهانه خوبي است براي تنبليها و كمكاريهاي ما.
رئيس مركز اسلامي فاطمهالزهراي برزيل چندي پيش درگفتوگو با «جوان» به همين موضوع اشاره كرده و گفته بود: وقتي وارد برزيل شديم با تعدادي نكنيد و نرويد و نميشود روبهرو شديم كه بعداً فهميديم براي فرار است عدهاي از مسئولان اين بهانهها را ميآورند !
اين موضوع درباره بسياري از فعاليتهاي بينالمللي ما هم صدق ميكند و در واقع سيستم فرهنگي ما بهجاي اينكه انقلاب را كمك كند اغلب مانند ديدهباني براي ترمز كشيدن انقلابيون شده است؛ انقلابيوني كه براي دفاع از انقلاب اسلامي با كار فرهنگي حساب شده و عميق به ميدان ميآيند. اين حرف سنگيني بود كه بشنويم در امريكاي جنوبي و برزيل سيستم فرهنگي ما در عرصه بينالملل آنقدر سكوت كرده و به بهانه صهيونيستي بودن كاري كردند كه در برزيل مردم، ايرانيان شيعه را همان داعش تصور كنند!
هنوز فراموش نكردهايم كه در بازيهاي جام جهاني 98 وقتي تيم ملي ايران بازي داشت در همين فرانسه فيلم دروغين و ضد ايراني «بدون دخترم هرگز» را در تلويزيون فرانسه پخش كردند البته ما اعتراض كرديم، ولي فايده نداشت درحاليكه حبيبالله كاسهساز ميگويد: پس از پخش مستند ادواردو آنيلي ديگر آن فيلم ضد ايراني پخش نشد، زيرا دست ما پر بود.
پاسخ آنهايي كه ميگويند نميشود و نميتوانيم را همان شبي كه منافقين آن گردهمايي كذايي را داشتند، جوانان آتش به اختيار كشورمان دادند، با همه محدوديتها و ممنوعيتها كمپين آتش به اختيارها در توئيتر طوفان بهپا كرد و در كمتر از چند ساعت نه با دروغ و روبات، بلكه كاملاً حقيقي هشتك #IranHatesMEKضد سازمان منافقين ترند جهاني شد.