
عليرضا محمدي
نهم تير سالروز آغاز عمليات كربلاي يك در سال 65 است. عملياتي كه منجر به آزادسازي شهر مرزي مهران بنا به تأكيد و دستور حضرت امام شد. اما پرداختن به كربلاي يك نيازمند رجوع به گذشتههايي نهچندان دورتر است، همان طور كه بسياري از وقايع جنگ تحميلي مانند پازلي در كنار هم معنا مييابند و تفسير ميشوند. ظاهر امر اين طور نشان ميدهد كه مقدمات كربلاي يك از استراتژي دفاع متحرك عراق نشأت ميگيرد! به اين ترتيب كه دشمن بعثي پس از شكست در اولين نبرد فاو، تصميم گرفت با انجام عمليات محدود و منطقهاي، نيروهاي ايراني را در پهنه مرزي درگير سازد و امكان انجام عمليات بزرگ ديگري چون والفجر8 را برطرف سازد.
يورشهاي پي درپي
پس از عمليات خيبر در اسفند 1362 كه نقطه آغاز تكهاي سالانه و بزرگ كشورمان بود، رزمندگان ايران اسلامي هر سال و عموماً در فصل زمستان يك عمليات بزرگ را انجام ميدادند؛ خيبر، بدر و والفجر8 به ترتيب در زمستانهاي 62، 63 و 64 صورت گرفت كه در اين ميان والفجر8 به بيشترين حد از پيروزيها نائل آمد. شبه جزيره فاو تصرف شد و 80درصد دسترسي عراق به آبهاي آزاد خليج فارس محدود شد لذا بعثيها دست به دامان استراتژي دفاع متحرك شدند كه گفته ميشد از سوي مستشاران خارجي ارائه شده است.
شكل و چگونگي دفاع متحرك به اين ترتيب بود كه عراقيها در يك تك برقآسا و غافلگيركننده، به منطقهاي از جبهه مياني ضربه ميزدند و با شكستن خطوط دفاعي، زمين محدودي را به تصرف خود درميآوردند. بعد در حالي كه رزمندگان اقدام به تقويت خط مورد نظر ميكردند، بهناگاه واحدهاي زرهي عراق از نقطهاي ديگري سر درميآوردند و عمليات محدود اما برقآسايشان را تكرار ميكردند.
زمان آغاز استراتژي دفاع متحرك نيز بلافاصله پس از تثبيت متصرفات رزمندگان در عمليات والفجر8 بود. اگر فتح فاو در شامگاه 20 بهمن 1364 آغاز شد و تا اسفند به طول انجاميد، عراق از همان اسفند دفاع متحرك را آغاز كرد. 15 اسفند 64 به منطقه چوارتا حمله كرد و مناطقي را كه در جريان عمليات والفجر9 توسط نيروي خودي تصرف شده بود، بار ديگر به اشغال خود درآورد. سپس در 29 اسفند با حمله به پنجوين و آزاد كردن قلههاي شيخ گزنشين، ميشلان و شيخلطيف كارش را با جديت ادامه داد. 15 روز بعد يعني در نيمه فروردين 65، عراق ارتفاعات شاخشميران و شاخر سورمر در محور دربنديخان را تصرف كرد. سه روز بعد تپه 175 شرهاني در محور پيچ انگيزه به شرهاني به اشغال درآمد. چهار روز بعد دشمن موفق به تصرف بخشي از ارتفاعات سومار نظير تپه اسماعيلخاني و پاسگاه دولهشريف در جبهه مياني شد. دو هفته بعد در چهارم ارديبهشت، 250 كيلومتر مربع در محور سيدكان شامل ارتفاعات سرسول، گرشولان و لولان با يورش نيروهاي دشمن از دست رفت. همين طور پنج عمليات ديگر نيز در فاصله زماني چند روزه انجام گرفت و نهايتاً عراقيها توانستند در بزرگترين پيروزي خود شهر مهران را به تاريخ 26 ارديبهشت 1365 اشغال كنند.
حربه بعثيها
اما متجاوزان چطور ميتوانستند به اين سرعت و تنها در چند روز از محوري به محوري ديگر بروند و عمليات انجام دهند؟ پاسخ اين پرسش حالا كه سالها از اتمام دفاع مقدس ميگذرد براي ما مشخص شده است. در واقع استراتژي دفاع متحرك عراق با انتقال سريع 150 دستگاه تانك «تي72» روسي كه در زمان خود از مدرنترين تانكها بودند و آر.پي.جي روي زرهشان اثر نداشت مگر از فواصل خيلي نزديك، انجام ميگرفت. عراقيها در كنار اين 150 تانك، 150 دستگاه تريلي تانكبر هم قرار داده بودند و در هر نقطهاي كه نيروهاي ايراني اقدام به حمله ميكردند بلافاصله تانكها را سوار تريليها كرده و به نقطه درگيري ميرساندند، البته بهخاطر وجود راهها و اتوبانهاي متعدد در شرق عراق، اين جابهجايي بسيار سريع و مؤثر انجام ميشد، در حالي كه خطوط ارتباطي ايران در استانهاي غربي چنين ويژگيهايي نداشت.
از طرف ديگر ضعف خطوط پدافندي خودي نيز مزيد بر علت ميشد. جبهه ايران اسلامي تقريباً از عمليات رمضان كه در پي ورود به خاك عراق و تصرف بخش مهمي از خاك آن كشور برآمد، تا زمان والفجر8 دائماً در حالت حمله قرار داشت و دشمن را به لاك دفاعي فروبرده بود. لذا به قدرت تهاجمي بسيار بيشتر از خطوط دفاعي توجه ميشد و در نتيجه خطوط پدافندي، خاكريزها و استحكامات خودي فرسوده و سست شده بودند.
خطر طولاني شدن جنگ
تداوم استراتژي دفاع متحرك عملاً به معناي تبديل جنگ عراق عليه ايران به يك جنگ فرسايشي اما محدود بود چراكه از سال 61 و رسيدن نيروهاي ايراني به خط مرزي، همواره اين اميد وجود داشت كه با انجام يك تك بزرگ و اساسي، بخش قابل توجهي از خاك دشمن به اشغال رزمندگان درآيد و بعثيها تن به پذيرش شروط بهحق ايران بدهند. بنابراين فرماندهان به تكاپو افتادند تا چارهاي براي آن بينديشند. خصوصاً اينكه سال 65 به عنوان سال سرنوشتساز جنگ معرفي شده بود و بلافاصله پس از اتمام والفجر8 نيز تصميم براي انجام عمليات بزرگ بعدي (كربلاي4) گرفته شده بود.
در آخرين روزهاي سال 64 و اولين ماههاي سال 65، تلاشها در جهت مقابله با دفاع متحرك، بحثهاي بسياري را در بين فرماندهان ايجاد كرده بود. به عنوان نمونه برخي از فرماندهان سپاه پيشنهاد ميدادند بايد از چندين نقطه (10 الي 15 نقطه) همزمان به عراق يورش ببريم و حملات محدود اما گيجكننده انجام دهيم تا دشمن نتواند دفاع متحرك را ادامه دهد اما چون هيچ كدام از اين طرحها موفقيتآميز نبود قرار بر انجام عمليات كربلاي يك شد.
پيش به سوي مهران
هدف از عملیات كربلاي يك بازپسگيري شهر مهران و سلسله ارتفاعات قلاويزان و همينطور دستيابي به مرز و تأمين كل منطقه بود. بر همين اساس منطقه عملياتي از جنوب به ارتفاعات قلاويزان، از شمال به ارتفاعات نمهكلان كوچك، از غرب به امتداد غربي ارتفاعات قلاويزان و پاسگاه مرزي بهرامآباد و از شرق به جاده مهران– دهلران منتهي ميشد.
البته دشمن نيز بيكار ننشسته و از ارديبهشت 65 كه مهران را اشغال ميكند تا تيرماه استحكامات و موانع متعددي در منطقه ايجاد كرده بود. در محور شمالي (جاده ايلام – مهران و باغ كشاورزي) هفت رديف مين همراه با كانال و بيش از پنج رديف سيم خاردار رشتهاي وجود داشت. در محور مياني (حد فاصل رودخانه گاوي و جاده دهلران – مهران) به لحاظ كوهستاني بودن منطقه، استحكامات، نسبتاً ضعيف بود. در محور جنوبي (ارتفاعات قلاويزان) سنگرهاي كمين و در بعضي شيارها، يك رديف سيم خاردار و مين وجود داشت.
نهايتاً كربلاي يك در ساعت 22:30 روز 1365/4/9 با رمز «يا ابوالفضل العباس (ع) ادركني» آغاز شد و نيروهاي خودي در اغلب محورها، خطوط دشمن را شكسته و تا قبل از روشنايي صبح، ضمن انهدام بيش از 10 گردان پياده عراق موفقيتهاي چشمگيري به دست آوردند. در شب دوم نيز كليه يگانهاي عملكننده ضمن پيشروي در باقيمانده محدوده مرحله دوم عمليات، تا قبل از روشنايي صبح، خط سراسري – از هرمزآباد تا شيار ميگ سوخته – را كاملاً تأمين كرده و مقداري از محدوده مرحله سوم عمليات را نيز تأمين كردند. از آغاز روز دوم، كربلاييك در كليه محورها ادامه يافت و نيروهاي رزمنده ضمن به اسارت درآوردن تعدادي از نيروهاي دشمن به باغ كشاورزي وارد شدند و سپس حدود ساعت 12 شهر مهران آزاد شد. هرچند دشمن در روزهاي بعدي همچنان فشار ميآورد و عمليات تا 20 تير با قدرت ادامه يافت. اما نهايتاً پيروزي از آن رزمندگان بود و مهران ديگر آزاد شده بود.
نتايج ظاهري عمليات كربلاي يك آزادسازي منطقهاي به وسعت 175 كيلومتر مربع شامل شهر مهران و روستاهاي اطراف آن، جاده دهلران– مهران– ايلام، ارتفاعات حساس و سركوب قلاويزان و حمرين و نيز دو پاسگاه مرزي بود، اما همگان ميدانستند كه انجام كربلاي يك خط بطلاني بر استراتژي دفاع متحرك عراق است. سياستي كه تنها چند ماه بعد با انجام عمليات بزرگ كربلاي4، عملاً از صحنه نبرد خارج شد.