
دو اتاق به هم چسبيده در طبقه دوم ساختمان براي انجام مصاحبههاي اين اثر مستند فراهم شده است كه تيم توليد روزانه پذيراي چهار مصاحبهشونده هستند تا روايت خود را از اتفاقات آن سالها بگويند. ديوار اتاق بزرگتر انباشته از بريده روزنامههايي مربوط به آن سالها است؛ روزنامههايي با تيترهايي چون «ايران در سوگ ۷۲ تن از ياران امام خون گريست»، «مراسم هفت شهداي كربلاي تهران امروز برگزار ميشود»، «بهشتي مظلوم زيست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان بود» و…
سي و شش سال از اتفاق تلخ انفجار در دفتر حزب جمهوري اسلامي ميگذرد. آيتالله دكتر سيدمحمد بهشتي سخنانش را در آن روز تاريخي به اين شكل آغاز كرده بود: «ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم استعمارگران براي ما مهرهسازي كنند و سرنوشت مردم ما را به بازي بگيرند. تلاش كنيم كساني كه متعهد به مكتب هستند و سرنوشت مردم را به بازي نميگيرند، انتخاب شوند...» اين آخرين جملات وي پيش از انفجار ساختمان و شهادت بود؛ جملاتي كه حالا روي صفحات روزنامهها به يادگار ماندهاند و بخشي از صحنه يك فيلم مستند ۸۰ دقيقهاي محسوب ميشوند. مستندي كه يك گروه سينمايي پرتعداد، ساخت آن را يك هفتهاي است آغاز كردهاند و در اين روزهاي ماه مبارك رمضان، پرانرژي به كار خود ادامه ميدهند. يك ميز بازجويي مشابه همانهايي كه مورد استفاده اداره ساواك بود، به همراه دستگاه قديمي ضبط صدا و ميكروفنهايش و البته پروندههايي كه روي يكديگر تلنبار شدهاند، در ميانه اتاق جايگاهي براي مصاحبهشوندهها فراهم كرده است. يكي از مطلعين وارد اتاق شده و به اطراف مينگرد. جز انبوهي كتاب و روزنامه هيچكس در ديدرس نيست. به يكباره بر دوربيني ويژه در انتهاي اتاق كه اجزاي آن قابل رؤيت نيست و به پيشنهاد آقاي كارگردان ساخته شده است، تصويري از محمدحسين مهدويان نقش ميبندد. او از ميهمان دعوت ميكند تا روي صندلي بنشيند و اين گونه گفتوگو آغاز ميشود. مهدويان در اتاق كناري روي مبلي رو به دوربين نشسته و پرسشها را يكي پس از ديگري مطرح ميكند. اين فضا قرار است براي حدود 27 نفر ديگر به غير از سيدجلال ساداتيان كه پاسخگوي سؤالات بوده است تكرار شود؛ البته هر بار از قاببندي و نگاهي متفاوت.