نويسنده: محمد اسماعيلي
شكست اتئلاف غربي– عربي در تحولات منطقه طي شش سال اخير و به بنبست رسيدن برخي اهداف مهم آنها نظير تجزيه كشورهاي منطقه و بركنار كردن بشار اسد و دولت مردمي عراق و سپردن قدرت به دست گروههاي
تكفيري–صهيونيستي باعث شده تا اين ائتلاف تلاش كند براي جبران شكستهاي پياپي به انجام طرحهاي جديدي روي بياورد؛ طرحهايي كه مهمترين آن تشكيل ناتوي عربي در منطقه غرب آسياست كه عمدهترين هدف آن مقابله فراگيرتر با جمهوري اسلامي ايران است؛ هدفي كه ناامن كردن امنيت داخلي كشور نيز از جمله مؤلفههاي ثابت آن است و به همين دليل بسياري از كارشناسان داخلي حوادث تروريستي چهارشنبه گذشته در تهران را با سفر دونالدترامپ به عربستان و تشكيل ناتوي عربي بيارتباط نميدانند.
نبايد از اظهارات اخير محمدبنسلمان جانشين وليعهد و وزير دفاع عربستان مبني بر«عربستان جنگ را به درون خاك ايران خواهد كشاند» چشمپوشي كرد؛ اظهاراتي كه تهديد مستقيم و بدون روتوش ايران بوده و با شكايت كشورمان به مجامع بينالمللي نيز همراه شده است. اكثر تحليلگران غربي تشكيل ناتوي عربي با هدف به انزوا كشاندن ايران را از پيش شكست خورده دانسته و اختلافات پيش آمده ميان قطر و كشورهاي عربي را مصداق چنين پيشبيني و عامل افزايش قدرت ايران دانستهاند چراكه نميتوان با دلار و ائتلاف «قدرت ايران»و «گستره گفتمان انقلاب اسلامي» را به چالش كشاند.
مجله امريكايي «نشنال اينترست» روز گذشته با انتشار گزارشي از شكست طرح «ناتوي عربي» و ناكامي تلاشها براي منزوي كردن ايران اينگونه نوشته است: «عربستان سعودي به دنبال آن است كه با دستاويز قرار دادن تهديد ايران، ناتوي عربي را تشكيل بدهدكه هدف اصلي آن منزوي كردن ايران و ارتقاي جايگاه عربستان سعودي در منطقه است اما موفقيت آنها بسيار مشكوك است... تاريخ نشان داده كه تلاشها براي مهار تهران نتيجه كاملاً برعكس خواهد داشت.»
گستره قدرت نرم ايران با دلار كنترل نميشود
نفوذ گفتماني انقلاب اسلامي در ساير كشورها و تحميل خواستههاي مردمي كشورهاي يمن، سوريه و عراق توسط جمهوري اسلامي به ائتلاف غربي – عربي را ميتوان از سخنرانيهاي پرخاشگرايانه و توهينآميز عادل الجبير طي چندين ماه گذشته جستوجو كرد، در حالي كه عربستان علاوه بر آنكه در اهداف اصلي خود نظير تغيير حاكميتهاي سياسي در سه كشور فوق شكست خورد و «ايجاد اجماع جهاني عليه كشورمان» هيچ گاه رنگ تحقق به خود نگرفت.
حال عربستانيها با بذل دلارهاي نفتي تلاش ميكنند تا ضمن كاهش درد شكستهاي پياپي خود در منطقه مانع از توسعه فراگيرتر قدرت نرم جمهوري اسلامي ايران شوند؛ قدرت نرمي كه نشريه امريكايي نشنال اينترست در مطلب ديگري اينگونه از آن ياد ميكند: «ناديده گرفتن ايران در منطقه غيرممكن است و هيچ ساختار با ثباتي براي امنيت خليج فارس بدون مشاركت ايران متصور نيست. تقديم ميلياردها دلار تسليحات پيشرفته به ارتش عربستان نميتواند موجب خنثي شدن برتريهاي ايران از نظر وسعت كشور، بافت جمعيتي، منابع، ظرفيتهاي تكنولوژيكي و جمعيت تحصيلكرده اين كشور شود. به علاوه اينكه قدرت نرم ايران در منطقه نيز در حال افزايش است.» سايت هيل متعلق به كنگره امريكا نيز در هفته اخير با درج گزارشي با عنوان «ايران پيروز اختلافات پيش آمده ميان قطر و كشورهاي عربي است»، قدرت نفوذ را غيرقابل كنترل ميداند: «امريكا... بيشتر به دنبال فاصله گرفتن قطر از تهران است... شكست ائتلاف كشورهاي عربي و عدماتحاد دوحه با كشورهاي عربي مطمئناً موجب ميشود ناتوي عربي شكل نگرفته و كشورهاي عربي در زمينه ايجاد توازن قدرت عليه تهران شكست بخورند.»
فلش تحولات تغيير نميكند
عربستان سعودي به سركردگي امريكا با آنكه تاكنون ميلياردها دلار در جهت تأمين منافع مشترك خود با غرب هزينه كرده تا رويدادهاي سوريه، عراق، يمن و لبنان و حتي قطر به سود آنها تغيير جهت دهد تا مانع قدرت كشورمان و نفوذ گفتمان انقلاب اسلامي حداقل در منطقه شود اما اين هزينههاي سرسامآور سعوديها نتوانسته فلش تحولات را به نفع محور غربي – عربي تغيير دهد وجمهوري اسلامي ايران همچنان به عنوان اصليترين و محوريترين كشور توانسته اهداف و منافع نظام سلطه را به چالش بكشاند.
اين مسئله دهها بار توسط مقامات رسمي دولتهاي غربي- عربي و كارشناسان منطقهاي و انديشكدههاي معتبر بينالمللي تكرار شده و همگي آنها به اتفاق علت عصبانيتهاي دولتمردان
امريكايي- انگليسي و شيوخ منطقه را ناتواني از مديريت رفتار ايران و مقابله فعال و مؤثر با اقدامات ايران ميدانند.
روزنامه ديلي صباح افزايش قدرت ايران در منطقه را عامل سرخوردگي عربستان ميداند و مينويسد: «تحركات بينالمللي عربستان... نشاندهنده ميزان سرخوردگي آنهاست... واضح است كه عربستان و بسياري ديگر از اين افزايش نفوذ ايران ناخرسند خواهند بود... تحولات اخير در منطقه خاورميانه شامل سقوط طالبان در افغانستان، سرنگوني صدام حسين ديكتاتور پيشين عراق و گسترش ناآراميها در جهان عرب از دسامبر سال 2010 تاكنون موجب بروز تغييراتي شده كه افزايش قدرت ايران در خاورميانه را در پي داشته است.»
نشريه امريكايي فارين پاليسي نيز قدرت و نفوذ ايران در منطقه را مورد ستايش قرار ميدهد و مينويسد: «امريكاييها آرزو دارند قدرت و نفوذ امروز ايران را در منطقه داشته باشند. اسرائيل عصباني است، عربستان سعودي از خشم كبود شده. خاورميانه در حال تغيير است. حوادث موجود دورنماي ژئوپلتيك كل خاورميانه را تغيير خواهد داد؛ منطقهاي كه باتلاقي براي اوباما و اسلاف او بوده است. امريكا نشان ميدهد كاملاً به ايران در خاورميانه نياز دارد، زيرا ايران ثبات خود را حفظ كرده و نقشآفرين نخست منطقه شده است.»
«لوموند» فرانسوي نيز در يكي از گزارشهاي خود مينويسد: «در شرايط كنوني كه كشورهاي منطقه از نزديكي روابط واشنگتن و تهران در هراس و وحشتند، ايران به عنوان رقيب عمده عربستان روز به روز در حال افزايش قدرت و نفوذ خود در مرزهاي عربستان، عراق و يمن است.»
افزايش تنش كلامي و تهديدات ضدايراني هزينهزاست
توسعه تهديدات نظامي و امنيتي عليه جمهوري اسلامي ايران پس از توافق هستهاي ايران با 1+5 افزايش پيدا كرده كه يكي از راهكارهاي مؤثر با اينگونه تهديدات ديپلماسي فعال است كه عنصر بارز اين ديپلماسي دشمنشناسي مناسب و تلاش براي خنثي كردن اقداماتي مانند ائتلاف كشورهاي عربي در قالب ناتوي عربي است و حال كه قطر بسياري از اهداف اين ائتلاف را به چالش كشانده ميتوان هوشمندانهتر با مقامات اين كشور وارد شور شد.
مسئله ديگري كه بايد تحت عنوان مواضع ديپلماسي توسط وزارت امور خارجه و در قالب پرسش از مقامات عربستاني پرسيده شود، اين است كه خريد سامانه موشكي «تاد» و ساير تجهيزات پيشرفته امريكايي ميتواند راهكار مؤثري براي توسعه تهديدات نظامي عليه كشورمان باشد، در حالي كه عربستان پس از صرف ميلياردها دلار در يمن و سوريه طعم تلخ شكست را چشيده و هنوز هزينههاي ناشي از آن را پرداخت ميكند. به هر روي بر اساس تجربيات سالهاي پس از انقلاب ميتوان به صورت قطعي گفت افزايش تنش كلامي و تهديدات سعودي عليه ايران بيش از آنكه به ضرر ايران باشد كه نزديك به چهار دهه با تهديدات و تحريمهاي بينالمللي آبديده شده، هزينههاي اين كشور را افزايش ميدهد.