ديه مرد جواني كه پنج سال قبل به طرز مشكوكي به قتل رسيده بود، با درخواست اوليايدم از بيتالمال پرداخت خواهد شد. به گزارش خبرنگار ما، سيام ارديبهشت ماه سال 91، مأموران كلانتري 126 تهرانپارس از مرگ مشكوك جواني در بزرگراه شهيد باقري باخبر و راهي محل شدند. يكي از شاهدان به پليس گفت: روز قبل هنگام بازكردن مغازه متوجه شدم خودروي پرايدي حاشيه بزرگراه پارك شده و كسي داخل آن نيست. وارد مغازه و مشغول كار شدم. تا شب كسي سراغ پرايد نيامد. اهميتي ندادم و مغازه را تعطيل كردم و به خانهام رفتم. صبح امروز كه برگشتم، ديدم پرايد همچنان حاشيه بزرگراه پارك شده است. كنجكاويام بيشتر شد و تا بعدازظهر كسي سراغش نيامد. مشكوك شدم و به طرف خودرو رفتم كه بوي تعفن شديدي از داخل آن احساس ميشد. به چند نفر از اهالي ماجرا را خبر دادم و بعد با پليس تماس گرفتيم.
بعد از اين توضيحات، مأموران با بررسي از خودروي پرايد، جسدي را در صندوق عقب ماشين كشف كردند كه طناب قرمز رنگي دور گردن آن پيچيده شده بود. با انتقال جسد به پزشكي قانوني خانواده مرد جوان شناسايي شدند. پزشكي قانوني علت فوت را فشار بر عناصر حياتي گردن و ضربه مغزي تشخيص داد. بعد از آن پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد. پدر مقتول در جريان بررسيها گفت: چند روز قبل پسرم - احسان 32 ساله - براي كاري از خانه بيرون رفت و ديگر برنگشت. او معتاد به مواد مخدر بود و مدتي قبل با زني آشنا شده بود كه با هم ارتباط داشتند. آن زن وقتي متوجه اعتياد پسرم شد، او را ترك كرد. به همين دليل به او مشكوكم. بعد از توضيحات پدر مقتول، زن 35 ساله كه فريبا نام داشت به عنوان مظنون شناسايي و بازداشت شد. فريبا گفت: بعد از آشنايي با احسان، او پيشنهاد صيغه داد. بعد از آن خانهاي اجاره كرد و با هم زندگي ميكرديم تا اينكه متوجه شدم معتاد است و با دوستان نابابي ارتباط دارد. اين دليلي شد تا ارتباطم را با او قطع كنم. بعد از جدايي با مرد ديگري ازدواج كردم و كمتر از خانه بيرون ميآمدم تا اينكه متوجه شدم او به قتل رسيده است. فريبا در ادامه گفت: زمان حادثه تهران نبودم و نميدانم چه كسي او را به قتل رسانده است. مأموران در ادامه تحقيقات از چند نفر ديگر هم بازجويي كردند، اما از آنجايي كه مداركي عليه آنها نبود، آزاد شدند. با گذشت پنج سال از حادثه و در حالي كه تلاش پليس براي بازداشت عامل يا عاملان حادثه ناكام مانده بود، اوليايدم درخواست پرداخت ديه مقتول از بيتالمال را دادند، بنابراين پرونده به شعبه دهم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسيدگي به اين پرونده كه به رياست قاضي قربانزاده در تاريخ اول اسفندماه سال 95 تشكيل شد، اوليايدم به دستور رئيس دادگاه در جايگاه حاضر شدند و بار ديگر درخواستشان را مطرح كردند. در پايان هيئت قضايي با درخواست اوليايدم موافقت كرد. حكم دادگاه بعد از ارسال به ديوان عالي كشور از سوي قضات شعبه 15 تأييد شد.