
نویسنده: سعيده خدادادبيگي
نوشتن مقالات دانشجويي هر چند امروزه به سختي گذشتهها نيست اما هنوز هم تلاش و مطالعه فراواني را از جانب دانشجو ميطلبد. طبق تعريف مقاله، اين نوع نوشتهها نيازمند بيان انديشهها، تبادل اطلاعات، استفاده از نظرات ديگران و مواردي از اين دست است تا از انسجام كافي برخوردار باشد. بيترديد شاهراه حركت جامعه علمي به سمت پيشرفت و توليد علم، تحقيق و تفحص و ارائه آن در قالب مقاله است و در اين بين دانشگاه نسبت به ساير نهادهاي علمي، طلايهدار بوده و نقش استادان دانشگاه، اعضاي هيئت علمي و دانشجويان مقاطع مختلف تحصيلي به ويژه كارشناسي ارشد و دكتري بيبديل است اما در اين زمينه نيز همچون ساير مسائل دچار ركود شدهايم.
در جامعه علمي امروز سطح توانايي براي انجام امور علمي و پروژههاي پژوهشي در جامعه دانشگاهي به خصوص ميان استادان افت چشمگيري داشته زيرا به نظر ميرسد اين اساتيد با اطمينان خاطر از اينكه در كار خود وضعيت پايداري دارند به مشكلات شخصي خود و بعضاً ورود به كارهاي ديگر مشغولند. از اين رو شايد با روشها و فنون جديد درج مقاله آشنايي چنداني نداشته و ترجيح ميدهند براي عقب نماندن از قافله مقالهنويسي با توسل به راهنماييهاي گاه و بيگاه، خود را در تلاش دانشجو سهيم كرده و از اين راه نام خود را در آن مقاله بالاتر از نام دانشجو به عنوان مقالهنويس درج كنند. و باز هم جاي تأسف دارد؛ بيشتر اساتيد دانشگاهها كه مدتهاي مديدي است صاحب كرسي هستند معمولاً در استفاده از بانكهاي اطلاعات علمي و حتي جستوجو در اينترنت، علم چنداني ندارند از اين رو اين وظيفه را به دانشجويان محول ميكنند و اگر كمك اين دانشجويان نباشد به جرئت ميتوان گفت حتي با توسل به كتابهاي قطوري كه در كتابخانههاي تزئيني خود ويترين كردهاند نميتوانند مقالهاي بنويسند و تنها در كلاس به تواناييهاي دوران جواني خود استناد ميكنند تا به دانشجو چنين القا نمايند كه راه زيادي براي رسيدن به سطح علمي استاد خود پيش رو دارد. جالب اين است حتي با نكتهاي كه ذكر شد ولع برخي اساتيد ما براي افزايش اسمي مقاله تمامي ندارد. به همين دليل هنگام ورود به كلاس به خصوص دورههاي كارشناسي ارشد نوشتن مقاله را به دانشجويان خود امر ميكنند و دانشجو نيز وظيفه دارد نام استاد را بالاتر از نام خود در صفحه اول مقاله درج نمايد تا بتواند نمره مطلوب خود را كسب كند.
اگر حمل بر بيانصافي نشود، به جرئت ميتوان گفت بسياري از همين اساتيد ارتقاي رتبه تا سطح استاديار و دانشيار و از قبل آن افزايش حقوق خود را مديون همين مقالات دانشجويي هستند كه در همه جا به عنوان رزومه كاري خود از آنها ياد ميكنند.
در هر دانشگاهي، استادها به جاي گرفتن واحد درسي علاقه وافري براي راهنما شدن در پاياننامههاي دانشجويي دارند زيرا هم رتبه آنها را ارتقا ميدهد هم بدون زحمت چنداني از مزاياي مالي آنان بهرهمند ميشوند. اين موضوع بعضاً باعث ايجاد رقابت بين استادان شده و دانشجو را دچار سردرگمي كرده است. البته اين هيجان اساتيد پس از اخذ واحد پاياننامه توسط دانشجو فروكش ميكند و بعد از اين است كه دانشجو مرتب بايد براي گرفتن راهنمايي از استاد مربوطه ساعتها و روزها پشت درهاي بسته به انتظار بنشيند.
نقطه اوج داستان آنجاست كه بعد از تلاش و مطالعه فراوان وقتي دانشجو پاياننامه خود را تسليم استاد راهنما ميكند تا با مطالعه دقيق از ايرادات احتمالي كار خود مطلع شود متوجه ميشود اشراف خودش بر موضوع مورد تحقيق بيشتر از استاد راهنما بوده و گويا استاد گرامي نه تنها متن پاياننامه را مطالعه نكرده بلكه ايراد كار را صرفاً در غلطهاي نگارشي و ويرايشي ديده است. همين استاد در روز داوري قصور و ضعف پاياننامه را بر عهده خود دانشجو ميداند و با استاد داور در تخريب و اشكالتراشي از پاياننامه همراه ميشود.
اين نوع سوءاستفاده علمي از دانشجو توسط استاد تنها به حوزه پاياننامهنويسي ختم نميشود بلكه در بسياري موارد ديده شده استاد در حال تأليف كتاب است اما ميخواهد در كمترين زمان ممكن پروژه خود را به اتمام برساند. در اين مواقع در اقدامي ابتكاري بخشي از كتاب را به عنوان تحقيق به دانشجو واگذار ميكند و او را در منگنه زماني قرار ميدهد تا در اسرع وقت و با بهترين كيفيت مطلب خواسته شده را تحويل دهد. دانشجو هم كه به نمره ارزيابي و پاس كردن واحد مربوطه نياز دارد چارهاي جز اجابت خواست استاد ندارد.
مشكل ديگر ناكارآمدي و صرفاً افزايش حجم مقالات اساتيد است كه سنخيتي با نياز روز جامعه ندارد و در واقع امتيازي در رشد كشور ندارد. اما امروزه دغدغه بيشتر استادان ما درج مقاله در نشريات علمي معتبر دنياست و اينكه در جامعه كارآيي دارد يا نه از اهميت لازم برخوردار نيست با اين اوصاف نميتوانيم منتظر رشد علمي دانشگاهها در جهت بهرهوري اقتصادي و اجتماعي باشيم.
فاجعه به اينجا ختم نميشود. چند وقت پيش در يكي از دانشگاههاي كشور اعلام شد هر استاد بايد براي ارتقاي سطح استادي خود به تنهايي هر سال دو مقاله ارائه دهد. بعد از اعلام اين موضوع كه هدفي جز پيشرفت علمي استادان دانشگاه نداشت، دانشجو مجبور است براي استاد مقاله بنويسد بدون اينكه اسمي از خود او در ميان باشد. بسياري از اساتيد علمي كه از وضعيت موجود ناراضي هستند در بخشي از وقوع اين اتفاق دانشجويان را مقصر ميدانند كه مطالبهاي از استادان خود ندارند و هيچ موضوعي براي به چالش كشيدن استادان خود مطرح نميكنند. اما جواب دانشجويان هم شنيدني است. آنها ميگويند وقتي سر كلاسها حرفي خلاف ميل استاد خود ميزنند با واكنش تلخ و روي ترش استاد روبهرو ميشوند كه در نهايت به ضررخودشان تمام ميشود.
در نهايت بايد گفت تا زمانيكه نگاه استادان ما به خارج از مرزها نياز ضروري كشور است و چشم به اسم و رسم پيدا كردن در نشستها و كنفرانسهاي خارجي دارند بايد بدانيم پديدهاي به مراتب خطرناكتر از فرار مغزها به نام «خودنمايي علمي اساتيد» جامعه علمي كشورمان را تهديد ميكند كه بر اساس آن رئوس علمي كشور از داخل در خدمت بازار جهاني خواهد بود.