نویسنده: بيژن يانچشمه
آسيبهاي اجتماعي بنا بر اعلام كارشناسان اين حوزه در حال افزايش است، در حقيقت افزايش آسيبهاي اجتماعي، آسيبزايي را در لايههاي مختلف افزايش ميدهد و اگر آسيبهاي اجتماعي برطرف شود، تبعات آن تا سالها بر جامعه هزينههاي كلاني را تحميل ميكند. دولت با توجه به بودجه و امكانات و دستگاههاي متولي تاكنون نتوانسته است براي ساماندهي آسيبهاي اجتماعي كاري اساسي انجام دهد. روند افزايش آسيبهاي اجتماعي به صورت مستقيم به عواملي همچون وضعيت اقتصادي خانواده، اشتغال و چگونگي آموزش مهارت زندگي بستگي دارد كه اين امر تاكنون به صورت برنامهريزي شده و راهبردي مورد توجه و عنايت دولتمردان قرار نگرفته است. نبود زبان و فهم مشترك ميان دستگاههاي متولي سبب شده است تا اين دستگاهها فقط جزيرهاي عمل كنند كه اين روند پرداختن به موضوع آسيبهاي اجتماعي شايد در كوتاهمدت و براي عده كمي از افراد آسيبديده جواب دهد، ولي در درازمدت عملاً نتيجه عكس بر جا گذاشته است. ورود بدون ضابطه و شعارگونه به برطرف كردن آسيبهاي اجتماعي سبب شده است، آسيبهاي اجتماعي پاشنه آشيل جامعه كنوني باشد.
اقدامات عريض و طويل دولت براي آسيبهاي اجتماعي تاكنون نتيجه مناسبي را بر جا نگذاشته است؛ چرا كه دولت در نگاه به آسيبهاي اجتماعي نگاه مديريتي را دنبال ميكند نه اينكه اصلاحي را. در موضوع آسيبهاي اجتماعي تاكنون جلسات و اقدامات بسياري انجام شده است، ولي نتايج حاصله فقط در قالب جلسات و روي كاغذ بوده و در اجراي آنچه مصوب شده است به حالت اجرايي در نيامده است. براين اساس آسيبهاي اجتماعي در برابر اقدامات ظاهري دولت به اشكال مختلف مقاومت نشان ميدهد؛ چراكه ساير قوا و فقط از دور دستي بر آتش داشته و دارند و اقدامات صورت گرفته ابتر مانده است و نتيجه مناسب حاصل نميشود. در موضوع آسيبهاي اجتماعي هر سه قوه در كشور داراي مسئوليتهايي متناسب با وظايف محوله قانوني هستند كه تاكنون اين وحدت رويه در ميان سه قوه به حالت عملياتي در نيامده است. بنابراين انتظار ميرود ظرفيتها و پتانسيل در خدمت كاهش و كنترل آسيبهاي اجتماعي به كار گرفته شود، نه اينكه از سوي هر قوه معضل آسيبهاي اجتماعي دستكاري و سپس كارها ابتر رها شود.
هيچگاه براي حل ريشهاي آسيبهاي اجتماعي گامهاي بلند و برنامهريزي شده برنداشته شده است. بنابراين نبايد انتظار داشت كه آسيبهاي اجتماعي به صورت ريشهاي در كشور حل شود. بيماري مزمن آسيبهاي اجتماعي پيشگيري و درمان و كنترل ميخواهد كه هنوز در كشور براي اين روند اقدامي اساسي انجام نشده است و بعد از اين هم اگر به اين موضوع مقطعي و مسكني نگاه شود، بايد منتظر تبعات نامناسبتري از آسيبهاي اجتماعي در جامعه و خانواده باشيم؛ طوفان مخربي كه غبار آن به چشمهاي ملت ايران فرو خواهد رفت.