به
گزارش خبرنگار ما، چند شب قبل زني ميانسال مأموران پليس تهران را از
ماجراي سياه با خبر كرد. او گفت: زندگي من در دبياست و براي انجام كاري به
تهران آمده بودم. امروز قصد داشتم يك فقره چك به مبلغ 9 ميليون و 300 هزار
تومان را به يكي از دوستانم در پرديس برسانم. به ميدان آزادي رفتم تا از
آنجا با اتوبوسهاي تندرو به تهرانپارس و سپس به پرديس بروم. در حال عبور
از ميدان بودم كه يكخودروي پژو405 مسافربر توقف كرد. تصميمم براي سوار شدن
به اتوبوس عوض شد و سوار پژو شدم. در محل خلوتي حوالي پارك چيتگر ناگهان
راننده كه پسري جوان بود، توقف كرد. او چاقو كشيد و متوجه نيت شوم او شدم.
با التماس خواستم كه با من كاري نداشته باشد. بدون توجه به التماسهايم نيت
شومش را اجرا كرد. بعد هم حدود 400 هزار تومان كه داخل كيفم داشتم، سرقت
كرد. او همچنين كارت عابربانكم كه 2ميليون تومان موجودي داشت به همراه رمز
آن را سرقت كرد و سرانجام من را از داخل ماشين به بيرون پرتاب كرد و گريخت.
بعد از مطرح شدن شكايت و انجام چهرهنگاري تحقيقات در اين باره به
جريان افتاد. بررسيها در اين باره جريان داشت تا اينكه خبر رسيد مأموران
گشت پليس دو سارق پژوسوار را هنگام گوشيقاپي بازداشت كردهاند. از آنجا
كه يكي از متهمان شباهت زيادي به مجرم تحت تعقيب داشت، شاكي به اداره پليس
دعوت شد و متهم را شناسايي كرد. مرد هوسران هم كه راه فراري نداشت به اجراي
سناريوي سياهش اقرار كرد. بعد از اعتراف متهم بود كه او روز گذشته به شعبه
پنجم بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران منتقل شد و مقابل قاضي ايردموسي
مورد بازجويي قرار گرفت. متهم با اعتراف به جرمش توضيح داد: من و همدستم
سارق گوشيهاي تلفنهمراه هستيم و تاكنون سرقتهاي زيادي انجام دادهايم.
شب حادثه بعد از كشيدن شيشه سوار ماشين شدم تا در خيابان گشتي بزنم. البته
آن شب تنها بودم. وقتي به ميدان آزادي رسيدم و زن ميانسال را ديدم نقشه
شومي به ذهنم رسيد و آن را اجرا كردم. بعد از اعتراف متهم از آنجا كه
احتمال ميرود دو مجرم مرتكب جرائم بيشتر شده باشند به دستور بازپرس در
اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفتند.