
معصومه طاهري
فضاي مجازي اين روزها حسابي مشغول گردش اطلاعات است؛ ديگر به قول يكي از كانديداهاي منتقد دولت نميتوان چيزي را با وجود اين فضاي رسانهاي نوين و فراگير از مردم مخفي داشت، چه آنكه به محض اينكه ادعايي مطرح ميشود با كمك شبكههاي اجتماعي و رسانههاي نوين، ساعتي از ادعا نگذشته، اسناد تأييد يا رد آن در كمترين زمان منتشر و در كوتاهترين مسير به دست مخاطب ميرسد. امروز ديگر اين فضا حتي محدود به سايتها و روزنامههاي خبري نيز نميشود و هركس كه تلفن همراه هوشمندي در اختيار دارد ميتواند به سهولت در گردش آزاد اطلاعات خود را سهيم كند.
رسانهها بهواسطه پيشرفت سريع تكنولوژيكي و فراهم آمدن بسترهاي جديد، قابليتهاي ويژهاي يافتهاند كه شايد تا چندي پيش تصور آن هم در باور بسياري از ما نميگنجيد. اين پيشرفت فينفسه اتفاق مباركي در راستاي تسهيل روند اطلاعرساني است، اما جنبه ديگر پيشرفت رسانهها جنبههاي تكنيكي و پيشرفت فوقالعاده در فرايند مهندسي اطلاعرساني است. به عنوان مثال امروزه يكي از كاركردهاي تكنيكهاي اقناع در مهندسي اطلاعرساني، تضمين اثرگذاري پيام در ذهن مخاطب است. به اين معنا كه هر پيامي با بهكارگيري اين تكنيكها، اثر خواسته شده را در مخاطب داشته باشد، لذا در اين باران اطلاعات يا همان پديده اضافه بار (ناشي از رشد بىرويه نظامهاى اطلاعاتى است كه باعث خستگى اطلاعات در افراد ميشود به صورتي كه افراد در هر دقيقه از شبانهروز در برابر سيلي از پيامها و اطلاعات قرار مىگيرند) بايد مراقب بود و با كمك سواد رسانهاي از رژيم فكري مناسبي استفاده كرد به همين خاطر سواد رسانهاي در اين انباشت لحظه به لحظه اطلاعات درست و غلط، لازمه غيرقابل انكاري است؛ چراكه در اين سيلاب بيوقفه گاه حتي آشنايي با شنا هم كافي نيست، در حقيقت سواد رسانهاي به عنوان ابزار اطلاعرساني و جريانسازي در جامعه مطرح ميشود و باعث گزينش براي مخاطب ميگردد تا مصرفكننده هر چيزي نباشد حتي خودش هم توليد محتوا بكند و يك جريان خبري و اطلاعرساني در بستري عقلاني و منطقي اتفاق بيفتد، در نتيجه قبل از تأييد و ارسال مطالب دريافتي آن را با ديده ترديد مينگرد و با نگاه منطق و تجزيه و تحليل عقلاني آن را ميسنجد چه آنكه جاعلان خبر و خبرسازان سودجو هم به حد كفايت در اين فضاي رسانهاي نوين به بلوغ رسيدهاند كه گاه به صورت پراكنده و از روي مردمآزاري خبرسازي ميكنند و گاه به صورت سازمانيافته و با تيم فكري و در جهتي خاص براي منفعتي مشخص وارد ميدان ميشوند از جمله كانالها و شبكههاي ضدانقلاب مشهور و پربازديد؛ علاوه بر اين برخي از تحصيلكردگان غربزده و روانپريش هم هستند كه عمداً يا سهواً حقيقت را وارونه و با آرايشي نادرست منعكس و به خورد كاربران مجازي ميدهند.
ماجراي قديمي شايعهسازي گراني سيبزميني و باور اين شايعه توسط شايعهساز را در دهه 60 به ياد بياوريد. اين موضوع در فضاي مجازي هم صدق ميكند. گاه فردي به دروغ خبرسازي ميكند و چون فضاي مجازي سرعت را درنورديده امكان كنترل خبر و نشر آن وجود ندارد، لذا كافي است يك دروغ از گروه كوچكي يا كانال كممخاطبي به يك كانال مرجع منتقل شود، از همان كانال همان مطلب به هزاران كانال ديگر داخلي يا حتي خارجي هم منتقل خواهد شد. اين جريانسازي خبر و اطلاعات نسبت به قبل يك مشكل عمده دارد و آن اينكه در سايتهاي خبري و روزنامهها و متخصصان خبر حضور فعال دارند و مسئوليت يك خبر را با انتشار آن به عهده ميگيرند. آنها بايد هم از نظر تجربه و هم از نظر علم خبر، در جريان آموزشهاي مرتبط قرار گيرند؛ درحاليكه كانالهاي تلگرامي و شبكههاي اجتماعي كه با ابتكارات و مطالب طنزشان به ناگاه پرمخاطب شدهاند و مديران آنها هم اطلاعات سياسي، اقتصادي و فرهنگيشان تخصصي نيست و همين مسئله باعث ولنگاريسم و در نتيجه بحران اطلاعاتي در فضاي مجازي محسوب ميشود، اگر مدير كانالي متأثر از دروغ يا اتفاقي از سر احساس مطلبي را در كانال خود بگذارد حتي براي ساعاتي كوتاه ديگر جمع كردن اين مطلب كار غيرممكني است.
در جريان انتخابات اين نوع غليان كاذب احساسات و خبرسازيها شدت ميگيرد و به صورت ناگهاني و انفجاري مخاطب عام را تحت تأثير قرار ميدهد، لذا علاوه بر تقواي سياسي و ديني كه لازمه همه فعالان انتخاباتي در فضاي مجازي است؛ سواد رسانهاي نيز بسيار مهم است كه بايد به اشكال مختلف به كاربران ارائه شود تا طيف كمتري متأثر از اين فضاسازيها و اتفاقات شود چه آنكه همان گونه كه بيان كرديم به غير از اشتباهات سهوي و غيرعمدي مردمي در شبكههاي اجتماعي، معارضين و منافقين هم مدتهاست به صورت رسمي و غيررسمي در اين فضا فعال هستند و به صورت تخصصي شايعهسازي و دروغپردازي را براي فريب عمومي سرلوحه امور خود قرار دادهاند كه با توجه به انتخابات مهم رياست جمهوري بايد هوشيارانه در فضاي مجازي حضور داشته باشيم و از ظرفيتهاي مثبت آن بهره ببريم و گرفتار تلههاي جنگ رواني نشويم.