
سعيد ناصري
كانون فرهنگي تبليغي زيتون نشستي تخصصي با عنوان «بررسي مسائل و چالشهاي سينماي ديني ايران» باحضور دو كارگردان و تهيهكننده سينما، مجتبي فرآورده و محمدهادي نائيجي برگزار كرد. در اين نشست مسائل مهمي درباره سينماي ديني و صنعت سينما مطرح شد. گزارش زير ماحصل اين نشست است.
وقتمان را براي تعريف سينماي ديني تلف نكنيمبه گزارش «سينما انقلاب» سؤال نخست مجري درباره تعريف مشخص از سينماي ديني بود. مجتبي فرآورده تهيهكننده و كارگردان سينما در پاسخ اين سؤال با اشاره به اينكه قائل به اين تعريف ديني از سينما نيست گفت: «دايره دين گستردهتر از آن چيزي است كه ما فكر ميكنيم. اگر دايره را بازتر كنيم تمام فيلمهاي حيات وحش، فيلم ديني خواهند بود. اين فيلمها مگر چيزي به جز زيبايي خالق را نشان ميدهند؟ اساساً اين سرگرمي كه راه افتاده و از ما ميخواهند سينماي ديني را تعريف كنيم سرگرمي بيهودهاي است.» نظر فرآورده اين بود كه بهتر است ابتدا فيلمهايي توليد شوند، سپس از قِبل آن توليدات، نشانهها و انگارههايي استخراج شوند. حالا به كمك آن نشانهها ميتوان به فيلم نسبت ديني يا غيرديني داد. به باور او تمام مكاتب ادبي و فلسفي دنيا هم همينگونه شكل گرفتهاند. مثلاً وقتي ادبيات از كلاسيسم به رمانتيسم رسيدند اينگونه نبود كه ويكتور هوگو (كسي كه به عنوان پدر رمانتيسم شناخته ميشود) بگويد من ميخواهم سبكي با اين مشخصات ايجاد كنم. آمد رمانهايي نوشت، وجه تمايز آن رمانها با رمانهاي قبلتر از آن استخراج شد و مجموعه آن وجه تمايزها، مشخصات و مؤلفهها مكتب رمانتيسم نام گرفت. بنابراين ما نيز بهتر است وقتمان را براي تعريف سينماي ديني بيهوده تلف نكنيم.
دين همه عرصهها را تصاحب كرده استمحمدهادي نائيجي كارگردان سينما در پاسخ اين سؤال با تعريضي كه نسبت به صحبتهاي فرآورده داشت معتقد بود بهتر است بحث تعريف را به دانشگاهها واگذار كنيم چون نميشود جلو تعريف و بازتعريف پديدهها را گرفت. چون اساساً حيات فكري عدهاي به همين تعريفها و بازتعريفها وابسته است. در سنت فلسفي اگزينسياليست يك بحثي مطرح ميشود كه ميگويند وقتي در جامعهاي وقت زيادي در مباني، صرف تعاريف اوليه ميشود به آن معني است كه آن پديده در آن جامعه وجود ندارد. اميرالمؤمنين وقتي در نهجالبلاغه دائماً از دين صحبت ميكنند خبر از فقداني را در آن جامعه ميدهند. ما سر سفره ديني نشستهايم كه نه فقط يكشنبهها كه لحظه لحظه آن ديني است. همه چيز ما تعريف ديني دارد. اساساً مرزي بين دين و غيردين باقي نميماند. ما مرزبندي بين ساحت دين و غيردين نداريم و دين همه عرصهها را تصاحب كرده است. كساني كه اين موضوع را طرح ميكنند بهتر است بروند دنبال تعريف صحيح دين.
دغدغه تلويزيون بيشتر قابلمه
و آشپزي است پرسش بعدي از مهمانان برنامه درباره كم بودن تعداد فيلمهاي با موضوع امام حسين(ع) هم در تلويزيون و هم در سينما بود. اينكه چرا تلويزيون، هنوز كه هنوز است در دهه محرم سراغ مختارنامه ميرود؟ فرآورده در پاسخ اين كمكاري، تلويزيون و سينما را از هم جدا كرد و معتقد بود براي اين دو نميشود نسخه واحدي پيچيد. وي نبود دغدغه در تلويزيون، را عامل اين كمكاري دانست. مديران ما دغدغه دين ندارند. آن چيزي هم كه در حوزه دين در سينما و تلويزيون ديدهايد بيشتر به واسطه دغدغه و انگيزه شخصي افراد بوده است. دغدغه تلويزيون بيشتر قابلمه و آشپزي است. به جز آن، مشكل ديگر در تلويزيون اين است كه خودتان بايد بتوانيد براي طرحتان اسپانسر ببريد. اين ديگر خيلي كمدي است. ضمن اينكه مردم، سينماگران، مديران و انديشمندان دانشگاهي و حوزوي نيز، هر كدام به نحوي در بيرونقي سينما نقش دارند.
در زبان فارسي در موضوعي مثل كربلا، دچار كمحجمي محتوايي هستيم كمحجم بودن محتوا درباره حادثه كربلا به زبان فارسي، دليل مهم ديگري بود كه به باور آقاي نائيجي باعث كمبودن آثار ميشود. وي گفت: به دليل اينكه تا همين يك قرن قبل، حاكميت زبان علمي، در انحصار و اختيار زبان عربي بوده است هنوز علماي ما محتوا را عربي مينويسند. در موضوعاتي مثل موضوع كربلا، در زبان فارسي دچار كمحجمي محتوايي هستيم. اين به كمكاري بزرگان دين برنميگردد. محتوايي كه در زبان عربي درباره اين حادثه وجود دارد قابل مقايسه با زبان فارسي نيست. بازتابي كه يك محتوا در يك زبان مبدأ دارد و ميخواهد به زبان مقصد منتقل شود فقط منحصر به يافتن معادلها در ديكشنري نيست. ما حوزه علميهاي نداريم كه انديشه ديني را در زبان فارسي تنفس كرده باشد. همين امروز هم حوزويهاي ما به عربي ميانديشند ولي چون در ايران زندگي ميكنند و زبان مردم فارسي است در منبرها فارسي حرف ميزنند. همين باعث ميشود كه انتقال معني درستي صورت نگيرد و فقط به اندازه تربيت عربيمان در خانوادهها از اين منبرها استفاده ميكنيم. اين كمحجمي نشانه كمكاري بزرگان حوزوي نيست. همين الان در زبان عربي كتابهايي در اين زمينهها نوشته ميشوند كه اگر به همراه انتقال فرهنگ ترجمه شوند فيلمسازان را سر ذوق ميآورد. جامعه فيلمسازي اَبعد از دين است. يعني به نسبت مردم از دين دورتر است. سينما مثل صنعت خوشنويسي نيست كه شما را با زمزمه اشعار حافظ به سمت هنر بياورد. موسيقي هم همين وضعيت را دارد. اما صنعت سينما در شروع خود به شما ميگويد كه دين را كنار بگذار. ماهيت سينما ريشهاي دارد كه به شما ميگويد ايدئولوژي را كنار بگذار.
سؤال اين است كه چرا پررنگترين موضوع مذهب شيعه، كمرنگترين شكل را در هنر مدرني مثل سينما دارد؟ يك بخشي از آن به اين مسئله برميگردد كه اگر سينما بخواهد با نگاه تاريخي به اين موضوع نگاه كند با يك پروژه بيگ پروداكشن روبهرو است. توليد يك فيلم گرانقيمت را كه به من نائيجي نميدهند. آقاي ميرباقري را صدا ميزنند. ايشان هم ماشاءالله هفت سال طول ميكشد كه يك فيلم را بسازند. پس طبيعي است كه اقبال براي ساختن فيلم آپارتماني كمهزينه و سريع بيشتر باشد. بازيگر را صدا ميزنيد، اسپانسر هم هست. اگر اسپانسر هم نباشد بالاخره كسان زيادي هستند كه بخواهند با فلان بازيگر عكس بگيرند و پول پروژه را بدهند. الان فيلم معمولي آپارتماني در تهران دو ميليارد بودجه ميخواهد. چرا فكر ميكنيم در حوزه دين، صرف تورق مطالعاتي يا سفارش به محققان حوزوي و دانشگاهي، يا برگزاري چند جلسه با فيلمساز، كفايت ميكند؟ آن مسئله و مناسبات ديني بايد درون هنرمند شكل بگيرد كه احتمالاً تبديل به يك اثر هنري تأثيرگذار بشود. خود امريكاييها هم كه ميخواهند موضوعي را بشناسند با آن زندگي ميكنند. من كمتر ديدم كه وقتي بحث موضوعات ديني ميشود فرد موردنظري كه براي ساخت فيلم ديني انتخاب ميشود اين سلوك را مورد ملاحظه قرار دهد.
مسئوليت مراجع عظام در قبال سينماي دينيسؤال بعدي درباره مسئوليت دفاتر مراجع عظام بود. اينكه آيا آنها مسئوليتي در قبال حمايت از فيلمهايي با موضوع امام حسين(ع) ندارند؟ اينكه چرا دفاتر مراجع عظام به سينماگران براي ساخت چنين فيلمهايي رجوع نميكنند؟ و اينكه ساخت اينگونه فيلمها اولويت چندم سازمانهاي مسئول در جمهوري اسلامي است؟فرآورده در پاسخ اين سؤال گفت: بودجه فرهنگي كشور كم نيست. سالي 7 هزار ميليارد تومان بودجه فرهنگي داريم، غلط هزينه ميشود. همه را خرج پرسنل ميكنيم. درباره مراجع عظام هم كار مراجع اين نيست اگر چه معتقدم بايد به اينجا برسند كه بخشي از وجوهات را براي حوزه فرهنگ و سينما خرج كنند. گير ما يك جاي ديگر است. من بخشي از فرمايش آقاي نائيجي را قبول دارم كه توليدات فكري ما عربي است اما همان هم مربوط به ۱۴۰۰ سال پيش است. اگر معتقديم كه خداوند حي است، قرآن حي است يعني اينها براي امروز ما حرف دارند. كساني كه در حوزه انديشه در دانشگاه و حوزه كار ميكنند حاضر نيستند وارد گفتوگو شوند. فكر ميكنند همه جا منبر است. فقط مونولوگ دارند، وارد ديالوگ نميشوند. كار مراجع از صفحه دوم توضيحالمسائل شروع ميشود. در فروع صحبت ميكنند. اصول جاي گفتوگو است. بنابراين پاي مراجع را وسط نكشيم، هرچند خوب است ورود كنند. بيشتر وظيفه انديشمندان حوزوي است كه ورود كنند.