
غلامحسين بهبودي
بعد از سازماندهي و تشكيل گروه توپخانه 63 خاتم الانبيا (ص)، اولين عمليات بزرگي كه حاج حبيبالله كريمي با اين گروه تازهتأسيس به آن ورود كرد، عمليات بدر بود. نقش گروه توپخانه 63 در اين عمليات زبانزد همه فرماندهان سپاه و ارتش شده بود و اين همه مديون تلاش شهيد حبيبالله كريمي بود. بعد از عمليات بدر مسئوليت پشتيباني آتش توپخانه از جزاير در وضعيت پدافندي به حبيبالله و گروه قدرتمندش واگذار شد. ايشان ضمن انجام اين كار با راهنمايي حسن شفيعزاده طرح ابتكاري مهمي را به كار برد كه بعد از ساليان درازي كه از آن ميگذرد هنوز به عنوان يك طرح بسيار مهم و تأثيرگذار بر وضعيت جبهه جنگ از آن ياد ميشود.
اما شايد هيچ آوردگاهي چون عمليات والفجر8 نتوانست شايستگيهاي گروه 63 را به منصه ظهور برساند. در طي اين عمليات سردار شهيد حاجحبيبالله كريمي با گسترش گردانهاي توپخانه سازماني و تحت امر خود در ساحل رودخانه اروند كه از آبادان تا قصبه در شرقيترين نقطه جزيره آبادان مستقر شده بودند ضربات سنگين و كمرشكني به ارتش و نيروهاي عراق وارد كرد به طوري كه هيچ ستوني از يگانهاي ارتش عراق نميتوانستند از زير آتشهاي توپخانه گروه 63 سالم بگذرند و به هر صورت با تلفات و خسارات مواجه ميشدند. بعد از عمليات والفجر 8 عراقيها طي عملياتي كه آن را دفاع متحرك ميناميدند شهر مرزي مهران را در استان ايلام تصرف كردند كه نيروهاي خودي طي عمليات كربلاي يك آن را پس گرفتند. در اين عمليات نيز شهيد حبيبالله كريمي با دريافت مأموريت طي زمان بسيار كوتاهي چند گردان توپخانه از جنوب به غرب آورده و با طرحريزي و اجراي آتشهاي پشتيباني قوي نقش محوري در آزادسازي مهران داشت.
شهيد كريمي با دريافت مأموريت مقابله به مثل و زدن اهداف دشمن در منطقه العماره متوجه كافي نبودن برد و عدم امكان زدن آن اهداف به وسيله توپخانه ميشود. لذا بعد از بررسي، طرح ساخت يك سكوي بتني بزرگ در وسط هور تهيه ميشود و آن را به فرماندهان قرارگاه ارائه كرد كه شديداً مورد استقبال قرار گرفته و بعد از ساخت آن يك سيستم توپخانه دوربرد را روي آن مستقر كردند و براي اولين بار و در كمال ناباوري دشمن، اهداف مهمي در استان العماره با غافلگيري تمام زير آتش قرار گرفتند و تلفات و خسارات زيادي به آنها وارد شد. اين اقدام حبيب موجب قطع بمباران و موشكباران شهرهاي كشورمان تا مدت مديدي توسط عراقيها شد چراكه ضربات جبرانناپذيري از آتش توپخانه در اثر اين طرح شهيد كريمي خوردند. اين كار يكي از طرحهاي بسيار مهم دوران جنگ در توپخانه سپاه ميشد كه مبدع و مبتكر و مجري آن ايشان بود.
سپس در عمليات كربلاي 5 نيز مجدداً شهيد كريمي با سازماندهي و به كارگيري يگانهاي توپخانه در اختيارش موفق شد آتش بسيار پرحجم و قوي را براي پشتيباني از عمليات طرحريزي و اجرا نمايد. در اين عمليات ارتش عراق حدود 70هزار كشته و زخمي داد كه بخش عمدهاي از آن در اثر آتشهاي توپخانه خودي بود و گروه 63 به فرماندهي حاجحبيبالله كريمي همچون گذشته عملكرد موفقي در اين عمليات داشت.
شهيد كريمي به عنوان يكي از فرماندهان تأثيرگذار يگان توپخانهاي سپاه، سرداري بيادعا و پارسا بود كه همواره از شهادت با افتخار صحبت ميكرد و ميگفت تا لياقت پيدا نكنيم خداوند خريدارمان نميشود. زماني كه دوستانش به شهادت ميرسيدند او غبطه ميخورد خصوصاً زماني كه حاجحسين كابلي معاونت عمليات يگان شهيد شد، حاج حبيب بسيار بيتابي ميكرد. اين شهيد بزرگوار 78 ماه در جبهه حضور داشت و در كارنامه توپخانه پرافتخار 63 خاتم الانبيا(ص) نام 16 عمليات غرورآفرين ثبت شده است. او در مدت حضورش در جبهه، دو مرتبه به مقام جانبازي نائل آمد. يكي در والفجر 3 و يكي در فتح خرمشهر كه هيچكدام او را از راه مقدسش باز نداشت و آخرين بار نيز مصدوم و سپس شهيد شيميايي شد. حاج حبيب در همه عملياتهاي بزرگ و كوچك از آغاز جنگ تا كربلاي 8 حضور داشت و مدت 78 ماه حضور در دفاع مقدس مدال اخلاص و افتخار اين مرد خداست كه واقعاً حبيب خدا بود. در نهايت فرمانده توپخانه 63 خاتم الانبيا(ص) در بيست و يكم فروردين ماه سال 1366 در شلمچه به درجه رفيع شهادت نائل آمد. وي علاقه شديدي به حضرت امام(ره) داشت و هميشه ميگفت به خاطر عشقي كه به امام دارم در جبهه ماندهام. به لطف خدا بعد از مراسم چهلم حبيبالله در خرداد سال 66 به اتفاق مادر و همسر شهيد به صورت خصوصي به دستبوسي و ملاقات حضرت امام رفتيم و من به حضرت امام عرض كردم به لحاظ علاقه وافري كه شهيد نسبت به حضرتعالي داشت ولي به لحاظ مسائل جبهه و جنگ موفق به ديدار نشد به نيابت از ايشان به خدمت و دستبوسي شما شرفياب شديم و اين ديدار از بركات شهادت حبيبالله بود كه نصيب ما گرديد. حبيبالله ميگفت من در اين دنيا سه كلمه را زيباتر و مقدستر ميدانم: اول مادر، دوم رهبر و سوم شهادت.