
نویسنده: سعيد احمديان
پنج ماه پس از پايان المپيک و پارالمپيک، وضعيت قهرمانان و مدالآوران اين رويداد بزرگ ورزشي راضيکننده نيست و قهرمانان زيادي در چند وقت اخير از ناملايمتيها و بيمهريهايي که حقشان شده است، انتقاد کردهاند. آخرين آن هم به رشته وزنهبرداري برميگردد، رشتهاي که با کسب مدال طلاي سهراب مرادي و کيانوش رستمي در المپيک ريو بهترين کارنامه را در بين تيمهاي اعزامي به برزيل داشت. با اين حال خبرهاي خوشي از اين رشته ورزشي در فاصله کوتاه گذشته از المپيک به گوش نميرسد و هر دو چهره طلايي وزنهبرداري در ريو به دلايلي که نوع مديريت مديران ورزش کشورمان برميگردد، بيانگيزه شدهاند. همان اتفاقي که پس از المپيک لندن براي کشتي فرنگي افتاد و تيمي که با محمد بنا با کسب سه طلا، تاريخسازي کرد، انگار براي وزنهبرداري در حال رخ دادن است و به نظر ميرسد که قرار نيست متوليان ورزش از آن اتفاق تلخ که در نهايت با توجه به بيتوجهيهاي صورت گرفته منتهي به ناکامي مطلق فرنگيکاران در دوره بعدي المپيک يعني در ريو شد، درس بگيرند.
امروز وزنهبرداري و چهرههاي طلايي آن از ادامه کار دلسرد شدهاند و اين ميتواند يک زنگ خطر و هشدار جدي براي ورزش ايران باشد، ورزشي که رشتههاي اندکي توان کسب مدال در المپيک را دارند و وزنهبرداري هم يکي از اين رشتههاست. با اين حال رفتاري که امروز با مدالآوران المپيکي ميشود، به هيچ عنوان شايسته اين قهرمانان نيست. هرچند کيانوش رستمي به دليل اختلاف با سرمربي فعلاً قيد حضور در اردوي تيم ملي را زده، اما حرف سهراب مرادي همان طور که ديروز رئيس فدراسيون وزنهبرداري هم اشاره کرد، حرف دل همه جامعه وزنهبرداري است.
قهرمان طلايي کشورمان در المپيک که به دليل عدم فراهم شدن شرايط مناسب اردويي، غايب بزرگ اردو تيم ملي وزنهبرداري است، خواسته زيادي ندارد. او ميگويد مسئولان حداقل شرايط لازم را براي قهرمان تأمين کنند، شرايطي مانند تغذيه و امکانات تمريني، مواردي که بايد گفت که در ساير کشورها به عنوان يک مسئله بديهي مطرح است و از جمله الزمات ابتدايي براي پرورش يک قهرمان است. با اين حال در کشورمان، هنوز که هنوز است يک قهرمان المپيک که بزرگترين افتخار ورزشي را براي ايران کسب کرده، مشکلاتي از جنس تغذيه بيکيفيت و عدم امکانات لازم در تمرينات دارد.
اين شايد براي کشورهاي ديگر مسئلهاي پيشپا افتاده باشد، اما جاي بسي تأسف است که در کشورمان اهميت الزامات اوليه تمرين يک قهرمان و شرايطي که لازم دارد، هنوز براي مسئولان تبيين نشده و اين مسئله در نهايت باعث ميشود تا يک قهرمان وقتي بيتوجهيها را ميبيند، چارهاي جز انتقاد و عدم شرکت در اردو به دليل اعتراض نداشته باشد، آن هم ورزشکاري که در کمتر از هفت ماه پيش، افتخار بزرگي را براي کشورمان رقم زده است.
اين مشکلات به نوع نگاه مديران برميگردد، مديراني که تنها چند ماه مانده به المپيک، به ياد ورزشکار ميافتند و پس از گرفتن عکس يادگاري پاي سکوها، آنها را فراموش ميکنند. اين در حالي است که در دنيا يک قهرمان و يک مدالآور همواره مورد حمايت است و از همان روز پايان المپيک، برنامهريزي براي موفقيت در المپيک چهار سال آينده آغاز ميشود و يک قهرمان به امان خود رها نميشود. شايد تنها در ايران باشد که مديريت حاکم بر ورزش کشورمان، آيندهنگري در برنامههايش جايي ندارد. بيتفاوتي مسئولان نسبت به مشکلات ابتدايي که يک قهرمان دارد، آزاردهنده است و سبب شده تا يک ورزشکار وقتي اين نوع نگاه را ميبيند، دلزده شود.
به نظر ميرسد عدم تکرار چنين اتفاقاتي که قهرمانان ورزش کشور را بيانگيزه ميکند، به تغيير نوع نگاه مديران ورزش کشور برميگردد، نگاهي که آيندهنگر نيست، اين در حالي است که سيستم مديريتي ورزش بايد چهار سال آينده را ببيند و براي موفقيت يک ورزشکار برنامه بريزد و حداقل شرايط را براي تداوم موفقيتهاي ورزشي فراهم کند و مانند امروز نباشد که قهرمانان المپيک کشورمان، مشکلي مانند تغذيه بيکيفيت در اردوها داشته باشند. در صورتي که اين شرايط ادامه داشته باشد بايد منتظر ماند که همان اتفاقي که براي کشتي فرنگي افتاد و آنها بعد از درخشش در لندن، در ريو ناکام مطلق بودند، براي وزنهبرداري به عنوان رشته موفق ايران در ريو، در المپيک چهار سال آينده يعني در توکيو هم بيفتد، اتفاقي که مسئول اصلي آن متوليان ورزش هستند، مديراني که تنها چند ماه به المپيک، ياد ورزشکار ميافتند.