
طرفداران يونايتد اين روزها يك پرسش را مرتب از خودشان ميپرسند: «آيا بهراستي ژوزه ما را جلو برده؟» يونايتد پس از 28 بازي ليگ 53 امتياز جمع كردهاست. همان تعداد امتيازي كه تيم ونگال طي 28 بازي كسب كرده بود، در حالي كه تيم ونگال 15 ديدار را با پيروزي سپري كرده بود و تيم مورينيو در 14 ديدار برنده شدهاست. تيم ونگال 47 گل در 28 بازي زده بود و تيم مورينيو 42 گل زده! خط حمله يونايتد بدون زلاتان بدل به معمايي شدهاست. مورينيو برابر ميدلزبورو و وست بروم به راشفورد در نوك حمله دل بست، ولي راشفورد از غيبت زلاتان بهرهاي نبرده و براي طرفداران يونايتد يادآور هيچ يك از مهاجمان دو دهه اخير تيمشان نيست. راشفورد كه از سپتامبر تاكنون در ليگ دروازهاي را باز نكرده و نه زلاتان است و نه توز و رونالدو و نه اندي كول و دوايت يورك. طرفداران يوناتيد هنوز فرصت طلايي كه او برابر چلسي در جام حذفي را از كفداد فراموش نكردهاند. خيليها اعتقاد دارند مورينيو برخلاف ولخرجيهاي يونايتد با ميراث تلخ دوران مويس و ونگال روبهرو شدهاست.
با بازيكنان متوسطي كه در همه پستها پشتسر بازيكنان چلسي و تاتنهام قرار ميگيرند. ميگويند لينگارد، مارسيال، كريك، فليني و يانگ بايد بروند. ميگويند بايد مهاجم ديگري كنار زلاتان به چنگ آورند و همين طور يك هافبك گلزن ديگر، ولي مگر جان اوشي، درن فلچر و فيل وگري نويل بازيكنان بزرگي بودند كه در تيم بدونريخت و پاش لرد فرگوسن ميدرخشيدند؟ جمي ردنپ در پايان بازي با وست بروم تفاوت اين تيم با تيم دوران فرگوسن را با تركيب ملموسي توصيف كرد: «در آن سالها كه براي يونايتد بازي ميكرديم به نظر ميرسيد آنها 13 بازيكن دارند، دو بازيكن بيشتر از ما. آنها گاهي با هفت، هشت بازيكن در محوطه جريمه دفاع ميكردند. آنها تا جايي كه ميتوانستند به دنبال زدن گل بيشتر ميرفتند، ولي يونايتد كنوني شوري ندارد، نه ندارد.» همه اينها يعني بازسازي يونايتد چهارسال پس از رفتن فرگوسن پايان نيافتهاست. يعني مسير طولاني سامان بخشيدن به غولهاي اولدترافورد طولانيتر از زماني بوده كه تصور ميكرديم.