
مبينا شانلو
سخن از شهداي گمنام است همانها كه به مادرشان حضرت زهرا (س) اقتدا كردهاند. همانها كه شهرت را در گمنامي يافتند و بيهيچ توقعي در صراط منيرشان جان و آنچه داشتند نثار راه مولاي خويش حسين بن علي (ع) كردند. شهيد عيسي خسروي يكي از شهداي بينشان اين مرز و بوم است كه گمنام شهيد شد و هنوز هم گمنام است.
دفاع از دين اسلام عيسي خسروي متولد 6 آذر 1341 در شيراز بود. او در خانوادهاي متدين و مذهبي به دنيا آمد و رشد كرد. عيسي از همان دوران كودكي به نماز، روزه و مسائل ديني علاقه نشان ميداد. حتي پيش از انقلاب با وجود سن كم در مورد پوشش و حجاب و نوع لباس پوشيدن خواهرهايش توجه و دقت زيادي داشت.
فعاليتهاي انقلابي او حد و مرزي نداشت. با وجود اينكه 16 ساله بود، اما كمي سن باعث نميشد نسبت به وقايع اجتماعي و سياسي كشور بيتفاوت باشد و مثل ساير جوانها و نوجوانها وارد فعاليتهاي انقلابي شده بود. عيسي در پخش اعلاميه امام خميني (ره)، شركت در تظاهرات ضد رژيم شاه و اجتماع در مساجد و... فعاليت ميكرد. بعد از پيروزي انقلاب در كميته مشغول شد و با شروع جنگ مانند باقي جوانان درس و تحصيل را رها كرد و به دفاع از دين و مملكت پرداخت.
عشق به قرآنعيسي خسروي عاشق قرآن بود و هميشه آن را تلاوت ميكرد و مرتب خانواده را به خواندن كلام الهي تشويق و ترغيب ميكرد. او عاشق اهل بيت بود و از همان دوران كودكي در مراسم و هيئتهاي مذهبي شركت ميكرد. شهيد خسروي تابع ولايت فقيه و پيرو رهبر بود و ارادت خاصي به امام خميني داشت. از شاخصههاي اخلاقي او ميتوان به صله رحم و آرامشش اشاره كرد.
همه دارايي خانواده عيسي به عنوان راننده آمبولانس به جبهه اعزام شده بود و در نهايت حضور و جهادش و رسالتي كه بر دوشش احساس ميكرد، در سال 61 در منطقه موسيان در حالي كه تلاش ميكرد پيكر شهدا را از خط مقدم به عقب منتقل كند، به شهادت رسيد و پيكر مطهرش در منطقه جا ماند. او رفت تا ديگر هيچ نشاني از پيكرش به دست خانوادهاش نرسد. عيسي خسروي دار و ندار پدر و مادرش بود. همه هستي و جهان خسرويها در موسيان جا ماند.