
به گزارش خبرنگار ما، دوم خردادماه سال 83 مردي به مأموران پليس تهران خبر داد كه همسرش را در خانهاش به قتل رسانده است. لحظاتي بعد مأموران خود را به محل حادثه رساندند. شوهر مقتول كه مردي 60 ساله به نام يدالله بود، گفت: مدتي قبل همسرم به حالت قهر به خانه دخترم رفت. او ديروز با ميانجيگري دامادم به خانه برگشت. لحظاتي قبل دوباره با هم درگير شديم. وقتي مشاجرهمان بالا گرفت دست به چاقو بردم و او را به قتل رساندم. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، متهم جزئيات بيشتري از زندگياش را شرح داد. او گفت: 30 سال از زندگي مشترك من و همسرم گذشته بود و حاصل زندگيمان چهار فرزند است. در اين 30 سال به خاطر مشكلات مالي با هم اختلافات زيادي داشتيم. من درآمدم ناچيز بود، اما صديقه مراعات نميكرد و از من درخواست نفقه ميكرد.
از آنجايي كه توان پرداخت آن را نداشتم مرتب با هم مشاجره داشتيم تا اينكه در درگيري آخر كه چند هفته قبل اتفاق افتاد، او قهر كرد و به منزل دخترم رفت. روز گذشته دامادم به خانه ما آمد و از من خواست چون فصل امتحانات است، همسرم به خانه برگردد تا نوههايم با آرامش به درسهايشان برسند. او قول داد بعد از امتحانات براي مشكل ما راه حلي پيدا ميكند. من هم قبول كردم و همسرم به خانه آمد، اما دوباره با هم درگير شديم و در آن درگيري او به داخل حمام فرار كرد. من كه از رفتارهاي او خسته شده بودم با چاقو به سمت حمام رفتم و چند ضربه به در زدم. وقتي در حمام شكست با چاقو چندين ضربه نيز به او زدم. آن لحظه اصلاً در حال خودم نبودم به همين دليل لحظاتي بعد كه به خودم آمدم و جسد خونين همسرم را روي زمين ديدم، ناراحت شدم و از كاري كه كرده بودم، پشيمان شدم. تصميم گرفتم براي اينكه از عذاب وجدان نجات پيدا كنم با مأموران تماس بگيريم و خودم را معرفي كنم.
بعد از كامل شدن تحقيقات، يدالله به اتهام قتل عمد روانه زندان شد و اين پرونده جهت رسيدگي به شعبه دوم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسيدگي به اين پرونده بعد از اعلام رسميت جلسه از سوي رياست دادگاه، اولياي دم كه فرزندان مقتول بودند درخواست قصاص كردند. سپس متهم به درخواست قاضي در جايگاه قرار گرفت و بار ديگر ماجرا را شرح داد. بعد از آخرين دفاع هيئت قضايي متهم را به جرم قتل عمد به قصاص محكوم كرد. اين حكم بعد از ارسال به ديوان عالي كشور به خاطر بررسي سلامت رواني متهم در زمان وقوع جرم نقض و بار ديگر به همان شعبه ارسال شد. بعد از رسيدگي مجدد به اين پرونده، هيئت قضايي بار ديگر متهم را به قصاص محكوم كرد، اما اين بار اين حكم به دليل عدم درخواست ديگر اولياي دم كه هفت خواهر و مادر مقتول بود، نقض و به همان شعبه ارجاع داده شد. بعد از گذشت 12 سال از وقوع حادثه متهم از دادگاه درخواست كرد تا سرنوشت او تعيين شود.
روز گذشته در سومين جلسه رسيدگي به اين پرونده كه به رياست قاضي زالي تشكيل شد، بعد از قرائت كيفرخواست، پسر مقتول در جايگاه حاضر شد و گفت: من به وكالت از ديگر فرزندان مقتول اعلام گذشت ميكنم، اما پدرم ديگر در تهران زندگي نكند و با هم ارتباطي نداشته باشد، اما ديگر اوليايدم كه مادر و خواهران مقتول بودند، بعد از حضور در جايگاه درخواست قصاص كردند كه بعد از توضيحات قاضي دادگاه اعلام كردند توان پرداخت تفاضل ديه و سهم فرزندان متهم را ندارند.
در ادامه جلسه متهم در آخرين دفاع گفت: من از كارم پشيمان شدم به همين دليل بلافاصله بعد از حادثه خودم را معرفي كردم، اما 12سال حبس مرا به شدت اذيت كرده است. با اين سن و سالي كه دارم هيچ دلبستگي ندارم يا قصاص شوم يا به زندگي برگردم. بعد از آخرين دفاع متهم، هيئت قضايي وارد شور شد.