
علي دانشجوي دكتري مكانيك در دانشگاه تورنتو است. او كه ليسانس و فوقليسانس خود را در يكي از دانشگاههاي معروف كشورمان گرفته است، بنا به تجربيات خود در اين كشور كانالي تلگرامي ايجاد كرده تا نقاط ضعف و قوت سبك زندگي در كانادا را به تصوير بكشد. در اين كانال كه از ديد يك دانشجو مطالبي آورده شده نكات قابل توجهي وجود دارد، اما يكي از موضوعات جالبي كه اخيراً به نام تجربه صدونودوششم نوشته است به نسبت قابل تأملتر است و آن كتابخانههاي كاناداست؛ موضوعي كه تفاوت بارز مديريت فرهنگي در كشور ما و كانادا را نشان ميدهد. در اين پست ميخوانيم: «كتابخانه يكي از سرويسهاي كارآمد اجتماعي است. عضويت در كتابخانه عمومي رايگان است. فقط كافي است تا عضو يك كتابخانه بشويد تا بتوانيد از خدمات تمامي كتابخانهها استفاده نماييد و نيازي به عضويت مجدد در يك كتابخانه ديگر را نداريد. در كتابخانههاي عمومي امكان امانت گرفتن محصولات سافت نيز مانند فيلمهاي سينمايي، سريال و فيلمهاي آموزشي وجود دارد. در واقع هر كتابخانه براي خودش يك كلوب فيلم هم دارد. در كتابخانههاي خصوصي، امكان امانت گرفتن تجهيزات نسبتاً حرفهاي فيلمبرداري نيز وجود دارد. مانند ميكروفون، دوربين فيلمبرداري، تجهيزات صدا و نورپردازي و... در كتابخانههاي عمومي، مهدكودك وجود دارد تا ساعاتي كه مادر يا پدر در كتابخانه در حال مطالعه است خيالشان از بابت كودكشان راحت بوده و با يك كار فرهنگي كوچك بچهها را نيز از همان ابتدا اهل كتاب و كتابخانه بار بياورند. با داشتن كارت كتابخانه عمومي در تورنتو، ميتوانيد هرهفته يك بليت رايگان براي يكي از موزهها يا گالريهاي تورنتو را براي يك خانواده دريافت كنيد. كتابخانه يكي از وظايف خود را بسط فرهنگ در بين مردم ميبيند. شما اگر كتابي را درخواست بدهيد و كتابخانه، كتاب را نداشته باشد، كتاب را از كتابخانهاي كه آن را داشته باشد برايتان امانت ميگيرد تا نيازي نباشد شما طي مسافت كرده و به كتابخانه دورتري برويد. براي برگشت دادن كتاب، كتاب را ميتوانيد به هريك از كتابخانهها تحويل بدهيد. در كتابخانه جلسات انگيزشي و فرهنگي با حضور نويسندگان كتابها يا فعالان فرهنگي، به طور منظم برگزار ميگردد. هر كتابخانه، يك محيط پرورش نوجوانان دارد. در هر كتابخانه محيطي وجود دارد كه با دانشآموزان، مهارت زبان انگليسي، نوشتار و رياضيات را كار ميكنند عملاً يك مرجع رفع اشكال وجود دارد.» شايد ديگر نياز به توضيح نباشد كه بخواهيم كتاب و فرهنگ كتابخواني در ايران را با كانادا مقايسه كنيم؛ چراكه تقريباً چيزي براي قياس به ذهن نميرسد. تصور ما از كتابخانههاي ايران همان تصور 20 يا 30 سال قبل است با اين تفاوت كه به خاطر حضور گسترده فضاي مجازي در چند سال اخير كتابخانهها رونق قبل را ندارند و اگر جمعيتي هم در آن حاضرند سياهي لشكرهاي كنكوري هستند كه حداقل از 10تا 15 سال گذشته سالنهاي مطالعه و كتابخانهها را مقر مطالعات كنكوري خود كردهاند.
آنچه قابل بيان است آن است كه تفاوت كتابخانههاي ايران و كانادا نه در فرهنگ است و نه در مردم كه مدام نمودار پايين آن را نشان ميدهند و وا اسفا سر ميدهند كه سرانه مطالعاتي ما چنين است و چنان، بلكه آنچه هست در مديريت و مهندسي فرهنگي است. فرهنگسازي در كشور ما عمدتاً در قالب وعظ و سخنراني و همايش و... است، مديران تنها به ارائه آمار بسنده ميكنند و انتقاد دارند، مديراني كه برخي از آنها تنها به خاطر دولتها و شهرداريها سر از كتابخانهها درآوردهاند؛ گاهي هم شاهد طرحهاي عجيب و غريبي هستيم كه بيشتر اسباب تعجب انسان ميشود يا عصبانيت از اينكه پول بيتالمال به دستان چه كساني افتاده است؟!
اما واقعاً چرا جامعه ايراني با آن صبغه عظيم فرهنگي با كتاب و كتابخانهها قهرند؟! بهياد دارم سالها پيش كه هنوز اينترنت و فضاي مجازي پايش به كشور باز نشده بود براي عضويت در كتابخانه اينقدر قانون سر راه گذاشته بودند كه فقط افراد بسيار علاقهمند و خاص ميتوانستند از هفت خوان رستم بگذرند و پا به حريم كتابخانه بگذارند. فرم عضويت كتابخانه تقريباً مانند وام گرفتن از بانك بود بايد ضامن معتبر با مهر اداري پاي فرم را ممهمور ميكرد و...
چرا خلاقيت و برنامهريزي فرهنگي كه درباره كتابخانههاي كانادا ميبينيم در كتابخانههاي ما وجود ندارد؟! چرا وقتي هم برخي از مديران از خود خلاقيت نشان ميدهند محصولي جز هزينههاي بيحساب و كتاب و بينتيجه از بيتالمال ندارد؟!
تنها به يك نكته اشاره ميكنم و كلام را به پايان ميبرم؛ در مقاله ديگري نوشتيم كه يكي از نسخهشناسان مشهور كشورمان با گلايه از سيستم كتابداري و كتابخانهاي ايران به خاطرهاي از بازديد خود از كتابخانهاي در استانبول تركيه بسنده كرده بود كه آنجا فارغ از اينكه شما چه كسي هستيد و چه كارهايد و از كجا آمدهايد تنها با يك كارت شناسايي اجازه ميدهند در كتابخانه از هر كتاب نفيس و نسخ خطي استفاده كنيد. ممنوعيتي وجود ندارد. حتي با صرف هزينه خيلي كم از هر صفحه كه تمايل داشته باشيد برايتان كپي ميگيرند اما در اينجا امكان وجود ندارد. دوستان اينجا ديگر كانادا و كشوري در آن سوي آبها نيست كه بگوييم پيشرفته است؛ اينجا تركيه كشور همسايه ماست كه تا چند سال پيش يكي از كشورهاي ورشكسته دنيا بود! بايد گفت مديريت تنها به ميتينگ و همايش و سخنراني و انتقاد نيست، بلكه يك هنر است؛ هنري كه از نتايج و خروجياش شناخته ميشود.