
سرانجام چمدان آقاي ايوبي، رئيس اشتباهي سازمان سينمايي را بستند و او را به جايي بردند تا کمتر اشتباه کند و از تواناييهايي سياسي خود- شايد در جهت خدمت به مردم - به درستي بهره بگيرد. با رفتن او، اکنون آقاي حيدريان به ناخدايي کشتي درهم شکسته سينما نشسته است. فرق او با جناب ايوبي در اين است که اشتباهي نيست و اگر وارد باند و گروه نشود، دستکم به اندازه رئيس برکنار شده سازمان سينمايي اشتباه نميکند. آقاي حيدريان، سينماي ايران را به نسبت خوب ميشناسد و تجارب مديريتي و اجرايي مناسبي در سينما دارد. افزون بر آن، گروههاي بسيار از اهالي سينما، او را به عنوان يک مدير کاربلد سينمايي قبول دارند.
با اين همه، گرچه به طور قطع بايد سازمان سينمايي را پاکسازي و مناسبات سينمايي کشور را پالوده کند و همچنين متخصصان و سينمابلدان را به امور مديريتي و اجرايي سينماي کشور منصوب نمايد، اما نبايد از او انتظار معجزه و تحولات اساسي و دگرگونيهاي تعيينکننده سينمايي داشت، زيرا بخشي مهم از مشکلات و معضلات سينماي ايران زيرساختي است و تا زماني که بساط و نگاه تاريخ مصرف گذشته دولتي و آشفتهبازار ملوکالطوايفي بر عرصه سينما حاکم است، امکان اصلاحات بنيادين در سينما محال است، حتي اگر صدها حيدريان، بهشتي و ديگران بيايند و بروند. آقاي حيدريان همين اندازه که مانع سقوط و نزول سينماي ايران شود و افراد نامناسب و اشتباهي را از سازمان متبوع خود و از مراکز قدرت سينما بيرون بريزد و تن به مماشات و رفاقت با باندهاي ناسالم سينمايي و نفوذيهاي سياسي و اقتصادي و غيرفرهنگي در سينما ندهد و براي سينماي ايران، سينماگران و مخاطبان سينما، برنامهها و فيلمهاي ايراني مطلوب و استاندارد سينمايي داشته باشد، شاهکار کرده است.
در هر حال، حضور او را در مقام راهبر سينماي کشور به فال نيک ميگيريم و آرزو ميکنيم، اگر سينماي ايران به دليل بسته بودن دستها و پاهايش توسط مدعيان سينما و کشمکشهاي سلاطين رنگارنگ آن و انواع کجرويها و بيماريها نميتواند در ماراتن جهاني سينما شرکت کند، دستکم از بستر بيماري برخيزد و چون گذشتههاي دور و نزديک لک و لک کند، تا ما بگوييم گرچه سينما در ايران صنعت محسوب نميشود و نزاع ميراثداران و ميراثخواران، مانع داشتن تعريف، جايگاه قانوني و مردمي آن ميشود، نگاهها و دخالتهاي دولتي و ارگاني دست از سر آن برنميدارند و خلاصه، اگر نميتواند، تداومبخش ظهور پديدههايي مانند اصغر فرهادي و اسکار و... باشد، لااقل دلمان خوش باشد که بگوييم سينماي ايران هنوز زنده است.
*منتقد و مدرس سينما