
موقعيت اقتصادي و اجتماعي جامعه حكم ميكند از داشتهها به نحو مطلوب بهرهبرداري شود تا هزينهها پايين آمده و بتوان با صرفهجويي خدمات تازهاي ارائه داد تا چالهچولهها پر شود! نگاهي اجمالي به پايتختهاي نهچندان كهن و قديمي در اروپا ازجمله لندن، پاريس، رم و حتي بارسلون در اسپانيا نشان از آن دارد كه هيچيك از آثارشان زير بمبارانهاي پيدرپي هيتلر بهكلي نابود نشد و آنچه باقيمانده بود ترميم و مورد بهرهبرداري بهينه قرار گرفت حتي اگر يك ستون ناقابل بود!
درحاليكه هيچكدام از آنها نميتوانستند سمبلي از تاريخ كهن باشند بلكه در شرايط ايدهآل يادگاري از دورانهاي نهچندان دور رنسانس بوده كه حتي ميني كشورهاي حاشيه خليجفارس هم اين درس را آويزه گوش خود قرار داده و كپرهاي باديهنشينها را بازسازي و بادگيرهاي استان يزد و اصولاً جنوب كشور ما را به غارت برده و بر فراز آن برافراشتند تا به نام خودشان ثبت ميراث فرهنگي جهان شود!
همان اتفاق ناميموني كه در كشورهاي تازه استقلاليافته آسياي ميانه و حواشي درياي مازندران پيش آمد و اكنون به يك بيماري مسري مبدل گرديده و هركس در گوشهاي اثري ملموس يا ناملموس از ايرانزمين را به نام خود ثبت ميراث جهاني مينمايد. قطعاً كوتاهي از دولت كشور ماست و سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايعدستي ما كه در طول ساليان دراز حكم حياطخلوت دولتها را داشته و دارد و فرصت نكرده و نميكند به وظايف اصلي خود كه احياي موزهها و بازسازي ميراثهاست، برسد!
آنچه پيرامون اينگونه آثار بهجامانده مثمر ثمر است، چيزي نيست جز ارزش قائل شدن براي يكيك آنها كه در وسعت يك ميليون و 650هزار كيلومتري بهجا مانده از غارت پادشاهان قاجار و پهلوي خودنمايي ميكند و نيازمند توجه بيشتر و دقيقتر از جانب مسئولان است تا هويت خود را بازيافته و پذيراي گردشگران و باستان شناسان جهاني باشد. اما تنها ميراث فرهنگي باني حفظ و حراست از يادگارهاي بهجا مانده در اين سرزمين كهن كه ميتوان نام آن را از كشور ايران به موزه ايران باستان تعبير كرد، نيست بلكه يكايك آحاد ملت وظيفهدارند به حفظ و حراست از داشتههاي خود بپردازند و اجازه ندهند هيچگونه خللي به مجموعه كلان آنها وارد شود كه البته بهجرئت ميتوان اقرار نمود نگهداري از اين سرمايههاي جاودان براي تشكيلاتي با نام دولت امكانپذير نخواهد بود و تنها بسيج عمومي را ميطلبد تا به حراست، نگهداري و نوسازي آن بپردازند.
اما روي ديگر اين سكه بيتوجهي بعضي از دستگاههاي دولتي يا وابسته به دولت است كه بدون التفات به ميراثهاي پرارزشي كه در اختياردارند، بهراحتي از آنها عبور كرده تا به زبالهداني تاريخ تبديل شوند!
در حال حاضر صدها خانه تاريخي در شهر تهران، قزوين، شيراز، اصفهان و ديگر مناطق كشور به علت بيتوجهي مفرط مسئولان در حال اضمحلال بوده و چوبهاي سقف آنها، لانه موريانهها شده است كه ازجمله ميتوان به يكي از قديميترين و باارزشترين آنها يعني خانه استاد مصورالملكي در محله قديمي دروازه نوي چهارسوق اصفهان اشاره كرد كه توسط ميراث فرهنگي اين استان به محل سكونت تبديلشده، درحاليكه ميتواند موزهاي ارزشمند از اين هنرمند و نقاش بزرگ جهان براي بازديد شرق شناسان و سياحان داخلي و خارجي باشد.
سواي بيتوجهي مفرط ميراث فرهنگي اصفهان به اينگونه اماكن ارزشمند و تاريخي بايد به بيحرمتي آموزشوپرورش اين استان نسبت به مدارس تاريخي اين شهر ازجمله دبيرستان آليانس در محله مشير و كوچه يخچال برخورد و اشاره كرد كه قديميترين مدرسه كشور است و هنوز همظرفيت 600 نفري دانشآموزان پسر را تحمل ميكند و مديران ارشد و مسئولان فرهنگي كلانشهري كه پايتخت فرهنگي جهان اسلام نامگرفته توجهي به انهدام آنها ندارند و حتي پس از حادثه ناگوار ساختمان پلاسكو براي تخريب اين مجموعه عظيم دوطبقه در قلب شهر و بافت سنتي كه امكان هيچگونه فوريتهايي براي آن تصور نميشود ترسي به دل راه نميدهند!
مجموعه ميراث فرهنگي و آموزشوپرورش استان اصفهان بهجاي اينكه با هم تشريكمساعي نمايند و اين واحد آموزشي را تخليه كنند و به فكر بازسازي آن براي ثبت جهاني باشند، روزمرگيها را سپري كرده و انتظار لحظههاي خوش بازنشستگي را ميكشند!
*روزنامهنگار پيشكسوت