کد خبر: 837639
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۰
ورزش ايران هرازچندگاهي دستخوش اتفاقات ناخوشايند مي‌شود. اتفاقاتي ناشي از اختلاف سليقه‌هايي كه كاملاً طبيعي است، اما...
دنيا حيدري
ورزش ايران هرازچندگاهي دستخوش اتفاقات ناخوشايند مي‌شود. اتفاقاتي ناشي از اختلاف سليقه‌هايي كه كاملاً طبيعي است، اما عدم مديريت به‌جا و درست، خيلي زود آن را به بحراني حاد و دست و پاگير تبديل مي‌كند. بحراني كه در بسياري از موارد منافع ملي ورزش كشور را به خطر مي‌اندازد، اما نه چاره‌اي مي‌شود و نه درس عبرتي براي تغيير نگاه در نوع رفتار مديران.

بسياري از مشكلات ورزش، گره‌هاي ساده و كوچكي است كه مي‌توان به راحتي آن را با دست باز كرد. گره‌هايي كه با توجه به متفاوت بودن نظر افراد، كاملاً عادي و طبيعي است و ممكن است هر كجاي دنيا رخ دهد. اما مسئله عدم برخورد درست با آن است كه خيلي زود مشكلي ساده و پيش‌پا افتاده را به گره‌اي كور تبديل مي‌كند كه ديگر دندان هم پاسخگوي بازكردن آن نيست! در اصل حل و فصل بسياري از اين مشكلات به نحوه مديريت افراد برمي‌گردد. افرادي كه حتي اگر نخواهيم اصل مدير بودن يا نبودن آنها را زير سؤال ببريم، عدم توانايي آنها در مديريت بحران را نمي‌توان زير سؤال نبرد و به چالش نكشيد. مسئله مهمي كه در طول همه اين سال‌ها، ضربه‌هاي مهلكي به ورزش كشور زده است. مديريت، از نگاه افراد مختلف‌ مي‌تواند تعاريف متفاوتي داشته باشد، اما در كل، مي‌توان مديريت را هنر انجام امور و حداكثر استفاده مطلوب از منابع موجود خواه انساني باشد يا مالي و زيرساختي ناميد. استفاده بهينه بر پايه اصول و قواعد مشخص و نظامي سازماندهي شده براي رسيدن به هدفي خاص. تعريفي كه اگر به درستي اجرا شود، مي‌تواند اتفاقات گاه و بيگاه و صدالبته طبيعي كه رخ مي‌دهد را مهار كند. اتفاقاتي كه بي‌توجهي و عدم برخورد درست با آن، مي‌تواند بحران‌هاي گاه و بيگاه را به دنبال داشته باشد و خيلي زود كار را به جاهاي باريك بكشد.

بي‌تعارف اگر بخواهيم نگاه كنيم، مديريت بحران، ‌حلقه مفقوده ورزش و بزرگ‌ترين ضعف مديران ورزشي ايران است. ضعفي كه مانع مي‌شود تا مسائل و مشكلات قبل از تبديل شدن به غول‌هاي بي‌شاخ و دم، از ميان برداشته شود. نمونه بارز اين عدم مديريت را مي‌توان در فدراسيون‌هايي چون فوتبال و وزنه‌برداري ديد. درگيري لفظي كرش و برانكو، اتفاق ساده‌اي است كه در بين اهالي فوتبال رخ مي‌دهد. اتفاقي ناشي از تفاوت نوع نگاه، اولويت‌هاي مختلف و سليقه‌هايي متفاوت افراد كه نه خيلي عجيب و نه حتي پيش‌بيني نشده است. تنشي كه مي‌توان آن را در يك جلسه رو در رو خيلي ساده حل و فصل كرد. ماجرا يك اختلاف‌نظر ساده و عادي است كه نه داستاني پيچيده و نه معادله‌اي چندمجهولي و غيرقابل حل دارد. تنها يك بزرگ‌تر مي‌خواهد كه با ريش‌سفيدي در جمعي دوستانه مشكل را حل و فصل كند، اما همين مسئله كاملاً ساده و پيش پا افتاده، خيلي زود تبديل به يك بحران ملي و جنگي تمام‌عيار مي‌شود كه دود آن مستقيم به چشم تيم ملي رفته و منافع ملي كشور را به خطر مي‌اندازد.

اتفاقي كه در ماجراي دلخوري كيانوش رستمي و سجاد انوشيرواني نيز به شكلي كاملاً مشابه شاهد بوديم، اما در آن ماجرا هم به مانند داستان كرش و برانكو، ‌عدم مديريت درست مسئولان باعث مي‌شود تا كار به جاهاي باريك كشيده و داستان‌هاي تلخ بعدي را به دنبال داشته باشد كه از جمله آن خط خوردن نام يكي از بهترين وزنه‌برداران ايران از تيم ملي به دليل عدم شركت در اردوهاست و دلخوري اوست. داستاني كه البته به همين‌جا ختم نمي‌شود و ادامه خواهد داشت. ادامه‌اي كه شايد به مراتب تلخ‌تر و غيرقابل جبران‌تر از اتفاقاتي باشد كه تاكنون رخ داده است.  مسئله اينجاست كه مديران ورزش ايران، ‌دانش و آگاهي لازم را براي برخورد مناسب با بحران نمي‌دانند و همين عدم آگاهي باعث مي‌شود تا به جاي حل مشكل، با برخوردهايي كاملاً غيرمنطقي كار را به جاهاي باريك بكشانند. آنچه همواره در چنين مواقعي از مسئولان و مديران شاهد بوده‌ايم، يا سكوت بي‌موقع برابر مسائل است كه خود مشكل‌ساز مي‌شود يا غش كردن به يك سوي ماجراست كه تنش‌هاي هرچه بيشتر و ناآرامي‌هاي دنباله‌دار را در پي دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار