کد خبر: 836548
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۶
نشر آرما کتاب «فانوس دريايي» نوشته مريم بصيري را درباره شهداي نيروي دريايي منتشر کرد.
«فانوس دريايي» رماني درباره بازماندگان شهداي نيروي دريايي است. ياشار شاعري از خطه آذربايجان است که براي يافتن پدر و ادامه تحصيل در رشته کشتي‌سازي از ساحل درياچه اروميه تا ساحل درياي عمان سفر مي‌کند. او به دنبال رمز عمليات آبي مرواريد است و مرواريدهايي که از صدف‌هاي شناور روي دريا به آب غلتيدند، در دريا شهيد شدند. گشت و گذار ياشار بهانه‌اي است تا در کنار پرداختن به فرهنگ اهالي مکران، يادي از تمام شهدايي بشود که در خليج فارس و درياي عمان شهيد شدند تا ياشار نيز در اين ميان خودش را در بين ناوها و زيردريايي‌ها پيدا کند و به آتش عشقي که در دلش افتاده است، بينديشد. در بخشي از اين رمان آمده است:

- آتا مي‌دونم الان روحت داره همين دور و برا پرسه ميزنه. شايدم بست نشسته تو اتاق آنا، اما منم حق دارم لابد؛ حق ندارم؟ اون بالا بالاها واسه خودت خوشي، خبر نداري آنا چطور دلش آتيش ميگيره. از اينکه جلوش راه برم خجالت مي‌کشم. همچين نگاهم ميکنه که انگار داره به تو نگاه ميکنه. گناه منه که شبيه تو هستم؟ اصلاً فکر نکردي آب دريا خيلي زود آتيش رو خاموش ميکنه؟ فکر نکردي اين سياره تو، دلش فقط با تو روشن ميشه؟ فکر نکردي تمام ستاره‌هاي دنيا هم جمع بشن دورش، باز بي‌تو تاريکه. آتش ايستاد کنار پنجره و فکر کرد چقدر پسرش حرف مي‌زند و حسادت مي‌کند و نمي‌گذارد حواسش به درد دل سياره باشد. سياره گل‌هاي ياس چادرش را بغل زده و زل زده بود به آتش درون قاب عکس. هيچ چيز نمي‌گفت، اما ته دلش غوغا بود. اگر ياشار هم لباس‌هاي نظامي آتش را مي‌پوشيد، مي‌شد خود خودش. چشمش به پسر که مي‌افتاد، پدر در برابرش زنده مي‌شد. اگر خودش را در آينه نمي‌ديد، يادش مي‌رفت که موهايش دارد سفيد مي‌شود. يادش مي‌رفت زمان گذشته است و آني که در برابرش ايستاده، آتش نيست، پاره دل اوست. نشر آرما «فانوس دريايي» را در 216 صفحه قطع رقعي با قيمت 11هزار تومان منتشر کرده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار