ورود سینمایی هادی حاجتمند با خلق قصه ای درباره ماجرای تازه و اثرگذار «شهدای غواص» که به نوعی با ظهورشان موج به شدت اثرگذارفرهنگیای در کشور ایجاد کردند، قابل تقدیر است و این موج را برای بار دیگر تا حدی احیا یا یادآوری می کند.
برای نسل من که دوران دفاع مقدس را در دوران کودکی تجربه کرده است، شهید و ظهور پس از جنگ او بیشتر از تنفس در روزهای جهاد و دفاع اثرگذار بوده است و از آنجایی که حاجتمند نیز هم نسلی ما شمرده می شود، می توان اشنوگل را خلق شده از همین زاویه قلمداد کرد.
اما رنجی که سینمای دفاع مقدس در چند سال اخیر برده است بیشتر از این زاویه است که غیر از چند نمونه مختصر مانند «شیار 143»، «نفس»، «چ»، «ایستاده در غبار» و... اثری درخور و در ترازی متعالی و برجسته و در قواره سینما ساخته نشده و عموم آثار در عین اینکه سالم و قابل تقدیر هستند اما سایز حضورشان در حد و اندازه مدیوم تلویزیون وتله فیلم باقی مانده است. هر چند که از منظر بررسی آثار تلویزیونی، می توان «اشنوگل» را یک اثر با تراز متوسط رو به بالا ارزیابی کرد.
حقیقت امر اینکه ضربه ای که فیلم می خورد به سبب نوع بازسازی و خلق محیط های مربوط به گذشته و تصویرسازی از وقایع زمان جنگ است که به همان شیوه مرسوم، قدری شعارزده و غیر واقعی به تصویر کشیده شده و علی رغم وجود قصه جدید، اما فرم روایت بازهم نتوانسته از کلیشه سابق عبور کند و از آنجایی که آن مسیر اتوکشیده و تر و تمیزسابق در فیلم های دفاع مقدسی این روزها، قدری اثرگذاری خود برای حضور در اتمسفر سینمای حرفه ای را از دست داده، اشنوگل هم ضربه ای میخورد و نمی تواند مخاطب حرفه ای را میخکوب کند. برش و اثرگذاری این فرم در روزهایی که ذائقه مخاطب نمونه های حرفه ای تری را تجربه کرده، قدری تقلیل یافته است.
هر چند که نفس حضور در این ژانر و از آن مهم تر، قدری تقلیل شاخص ها منجر به این نتیجه می شود که «اشنوگل» و تلاش حاجتمند و خلوص او در پیگیری این سوژه قابل تقدیر باشد و هیچ چیزی مهم تر از حفظ انگیزه حاجتمند برای ادامه این مسیر و باقی ماندن در این عرصه نیست.