کد خبر: 835956
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۵
آيا كنكور براي پولدار‌هاست؟
التهاب دروني، فشار و استرس رواني و البته آينده‌اي مبهم، سرنوشت آنهايي است كه
اكبر شهبازي
التهاب دروني، فشار و استرس رواني و البته آينده‌اي مبهم، سرنوشت آنهايي است كه تحصيل را رها نكرده‌اند و ديپلم گرفته‌اند و حالا مي‌خواهند دانش را بجويند و براي دانشجو شدن سدي محكم روبه‌رويشان است به نام «كنكور» كه شكستن اين سد قدرتمند براي همه با توانايي يكسان ميسر نيست. يعني فراتر از استعداد و تلاش، توانايي رويارويي با اين غول دهشتناك براي همه يكسان و برابر نيست.
سدي كه گذر از آن تا حد زيادي آينده شغلي و زندگي فرد را تعيين مي‌كند، اما براي گذشتن از اين سدي كه احتمالاً عادلانه‌ترين مسير براي تقسيم و تصرف جايگاه‌هاي مهم اجتماعي پس از تحصيل است، افراد در موقعيت يكسان و عادلانه‌اي قرار ندارند.
آري، باز هم مسئله «پول» در ميان است، آنها كه پول بيشتري دارند، رشته‌هايي را تحصيل مي‌كنند كه در آينده پول بيشتري دارند و دانشگاه‌هايي را مي‌روند كه هم معتبرتر و هم آينده‌دارتر از بقيه هستند و كنكور بهتري مي‌دهند كه شايد عادلانه‌ترين راه و البته ناجوانمردانه‌ترين آنهاست براي تعيين سرنوشت يك عمر زندگي در چهار ساعت.
يقه سفيدهايي كه مناصب را در دست دارند، هميشه براي حفظ موقعيت و شأن اجتماعي خود تلاش مي‌كنند، همان‌هايي كه براي تأثير نپذيرفتن بچه‌هايشان از فرهنگ پابرهنه‌هاي جنوب شهري مدارس غير انتفاعي را تأسيس كردند تا نوگلان زندگي‌شان گرد و خاك جنوب شهر را تنفس نكنند و در محيطي بهتر درس بخوانند، رشد كنند و قد بكشند. آقازاده‌هاي پشت كنكوري هم از دل همين مدارس و جماعت درآمده‌اند، مدارسي كه گاهي رنگ و بوي ارزشي نيز دارند و گردانندگان آنها نه فقط از سرمايه‌سالاران ِشمال شهري غرب زده و روشنفكر، بلكه از جماعت مذهبي هستند كه خود را انقلابي مي‌دانند. (دانشگاه‌هاي برتر كشور پر است از فارغ‌التحصيلان اين مدارس، مذهبي و غير مذهبي، ديندار و بي‌دين).
برنده ماراتن نفسگير كنكور هم غالباً همين‌ها هستند. كساني كه پول دارند و در مدارس غير انتفاعي درس مي‌خوانند و چند ميليون صرف كلاس‌هاي خصوصي كنكور و آزمون‌هاي آزمايشي مي‌كنند و اين استراتژي اتفاقاً درست‌ترين راه براي مقابله با آزموني است كه حالا كاملاً از حالت آماتور خارج شده و رنگ و بوي حرفه‌اي به خود گرفته است. صرفاً با درس خواندن‌هاي متمادي نمي‌شود به نتيجه دل بست، بلكه كلاس خصوصي مي‌خواهد و آزمون‌هايي كه بشود در چهار ساعت از فينال كنكور برنده از زمين خارج شد. تيم‌هايي در جام جهاني موفقند كه ديدارهاي تداركاتي خوبي قبل از مسابقات برگزار كرده باشند و مربي تراز اول جهاني در نيمكت خود داشته باشند. تمرين شبانه‌روزي بدون اين موارد چندان نتيجه‌بخش نيست، داستان، مسابقه بنز است با پيكان كه در خط شروع در يك نقطه هستند، اما با شليك تپانچهِ استارت، صدها متر از هم فاصله دارند. مسئله، مسئله «پول» است و امكانات، اغلب «آنهايي كه دارند برنده‌اند.»
دانش‌آموزي كه در كپرهاي كرمان درس مي‌خواند و بعد‌از ظهرها كار هم مي‌كند بايد با فردي در تهران رقابت كند كه در بهترين مدرسه غير دولتي تحصيل مي‌كند و كلاس كنكور مي‌رود، آزمون آزمايشي هم مي‌دهد و البته «كار هم نمي‌كند.»
دانش‌آموزي كه زير پونز نقشه تهران، پس از ساعت مدرسه و در اضطراب درگيري با مأموران شهرداري، در مترو و چهارراه‌هاي شهر دستفروشي مي‌كند، بايد با كسي رقابت كند كه هزينه سرويس يك ماه مدرسه‌اش، اندازه پول توجيبي يك‌سال او و خواهر و برادرهايش است.
آنهايي كه مدارس غير انتفاعي را ايجاد كردند خيلي‌هايشان همان‌هايي هستند كه وقتي فرزندانشان را احتمالاً به مقصدي مي‌رسانند، هنگامي كه تلاش‌هاي كودك گل فروشي را براي تعارف خريدن چند شاخه گل مي‌بينند، شيشه ماشين را بالا مي‌دهند تا قامت كوچك دستفروش ارتفاع بلند ماشين‌شان را لكه‌دار نكند، آنها حتي از چنين تزاحم و برخورد كوچكي هم بيم دارند. اين جماعت بچه‌هايشان در مدارس دولتي تحصيل نمي‌كنند.
مدارس غيرانتفاعي اولين گام در ايجاد دالان تاريك بي‌عدالتي آموزشي بودند و حالا اين فاجعه خود را بيش از پيش در كنكور نشان مي‌دهد.
كنكور ديگر ساده نيست، كنكور حرفه‌اي شده است. سؤالات، به اصطلاح طراحان مفهومي شده‌اند و در اين ميان كساني موفق‌ترند كه با اين مسير آشنا باشند وعلاوه بر استعداد و تلاش و درس خواندن ترفندهاي كنكور را بلد باشند.
كنكورها معمولاً آنگونه‌اي طراحي مي‌شوند كه در كلاس‌هاي كنكور به آنها پرداخته مي‌شود وكلاس‌هاي كنكور را هم آنگونه برگزار مي‌كنند كه قرار است كنكور با آن شيوه برگزار شود، از كلاسي كه 30 دانش‌آموز در تنگناي هم نشسته‌اند و معلم زيست و شيمي شان يك نفر است، كه كنكور و رتبه تك رقمي و رتبه زير صد و هزار در نمي‌آيد. كنكور براي كساني است كه حرفه‌اي درس مي‌خوانند و حرفه‌اي درس خواندن براي آنهايي است كه پول دارند و پول در آينده نيز براي همين‌هايي است كه الان پول دارند.
يقه سفيد‌ها اكنون بيش از پيش صندلي‌هاي مرتفع مناصب را براي فرزندان خود رزرو كرده‌اند، جماعت آينده نگري كه به واسطه داشتن منزلت حياتي ثروت، رأس هرم را براي شكوفا كردن استعدادهاي ذاتي فرزندانشان هدف گرفته‌اند.
و اما در آن‌سوي ماجرا و در زير سقف كلاس‌هاي كپر‌نشين و در چهره‌هاي معصوم كودكان گل‌فروش وكارگرزادگان، ماجراي غمبار تبعيض ادامه دارد، استعدادهاي بي‌گناه فقط «به خاطر نداشتن» محروم مي‌شوند از همه آينده‌اي كه شب‌هاي كودكي خوابش را مي‌ديدند.
هر چند همه در حق رسيدن به دانشگاه خوب، برابرند اما در يك مسيرِ برابر قرار ندارند. شكاف اجتماعي و اقتصادي، با ساختارهاي ناعادلانه سيتماتيك همچون كنكور، كلاس‌هاي خصوصي و مدارس غيرانتفاعي هر روز عميق‌تر مي‌شوند و آينده را نيز به شدت تحت تأثير قرار مي‌دهند و اين همه به هم مربوطند. بگذريم از معدود استعدادهايي كه هرساله در محروميت نسبي گل مي‌كنند و مي‌درخشند. وجه غالب ماجرا شوربختانه همين است. كنكور براي پولدارهاست و سيستم آزمون كنكور متناسب با اينها طراحي شده است، خصوصاً در اين سال‌ها.
موفقيت در كنكور همبستگي نسبتاً شديد به كلاس‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي خارج از مدرسه دارد، يعني سيستم دولتي آموزش دركشور، موفقيت در آزمون كنكور را به فعاليت دانش‌آموز در سيستم خصوصي و كلاس‌هاي كنكور منوط كرده است و استفاده از اين كلاس‌ها طبيعي است كه براي همه ميسر نيست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار