
«من عرضم اين است كه اين انقلاب يك خيز بلندي بود كه ملت ايران برداشت براي اينكه خود را از ذلت وابستگي و ذلت عقبماندگي نجات بدهد. اين انقلاب يك حركت عظيمي بود براي اينكه وابستگي و عقبماندگيرا - اين دو ذلت بزرگ را- به بركت اسلام و با راهنمايي و رهبري اسلام، از اين ملت بزدايد، دو درد طولاني مزمن بود، اينها را علاج بدهد، انقلاب براي اين به وجود آمد و نظام جمهوري اسلامي بر اين اساس تشكيل شد» اين بخش مهمي از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با مردم قم است كه طي آن رهبر معظم انقلاب اسلامي تلاش ميكنند با انتقاد از برخي رويهها و رويكردهاي شكلگرفته در درون كشور مبني بر اينكه «راه فائق آمدن بر مشكلات كشور از مسير مذاكره و تعامل با نظام سلطه ميگذرد»، اساس شكلگيري انقلاب اسلامي را كه همان جلوگيري كشور از عقبماندگي و وابستگي بوده يك بار ديگر مورد تأكيد قرار دهند.
ايشان همچنين در ادامه ميفرمايند: «درست توجه كنيد، وقتي كه يك حركتي براي اين مقصود به وجود آمده است كه وابستگي را و عقبماندگي را از اين ملت بزدايد - و موفق هم شده است، پيشرفت هم كرده است- آن كساني كه عقبماندگي و وابستگي به نفع آنها بود، در مقابل اين حركت، اين انقلاب و اين نظام ميايستند، اين طبيعي است.»
از همان روزهاي نخست شكلگيري انقلاب اسلامي تا به امروز يك جريان سياسي تلاش كرده است همواره خردهگفتمانهايي موازي با گفتمان اصيل انقلاب اسلامي و حتي مقابل انقلاب اسلامي قرار دهد و با برجستهسازي آن اينگونه به جامعه اسلامي القا كند كه تكيه و تمركز بيش از حد روي گفتمان انقلاب اسلامي و شاخصهاي آن نميتواند مشكلات كشور را حل كند و ايران را در مسير پيشرفت و توسعه قرار دهد. بعد از روي كارآمدن دولت اصلاحات اين خردهگفتمانها تقويت و تلاشهاي گستردهاي جهت عاديسازي روابط ميان ايران و غرب صورت گرفت تا با تقبيح برخي مؤلفههاي اساسي گفتمان انقلاب اسلامي تنها مسير براي گشايش اقتصادي و معيشتي در كشور كوتاه آمدن در برابر غرب و ايجاد تغيير در انديشهها و باورهاي عمومي مردم است.
بعد از انتخابات سال 92 نيز همين مسير البته با تاكتيكهاي خاص و منحصربهفردي از سوي جماعت ديگري دنبال شده است كه مشابهتهاي فراواني با اقدامات دولت مدعي اصلاحطلبي دارد كه براساس آن مقاومت و ايستادگي روي باورهاي انقلابي و اصل انقلابيگري تقبيح و به جاي آن چشمپوشي از برخي شاخصهاي انقلابيگري همانند استكبارستيزي به عنوان يك اصل مورد توجه قرار گرفت.
تمام اينها در حالي است كه به فرموده مقام معظم رهبري امريكاييها مذاكره و تعامل را پوششي جهت ديكته كردن سلطه خود بر ديگر ملتها قرار داده و هيچ گاه به تعهدات ناشي از يك سند بينالمللي پايبند نبودهاند و با ابزارهاي مختلف نظير تحريم، مذاكره، تهديد و تحقير در پي تسليم كردن كشورها در مقابل خواستههاي خود و وابسته كردن آنها به اقتدار امريكا بودهاند.
همانطور كه اشاره شد از سال 92 تاكنون جماعتي در داخل تلاش ميكنند در قالبهاي متفاوت اين تئوري را درجامعه نهادمند كنند كه «براي پيشرفت و توسعه كشور به ناچار بايد از برخي اصول و مباني انقلاب اسلامي عدول كرده و دست نياز به سوي كشورهاي غربي دراز كنيم» و اين روي ديگر وابسته كردن كشور و مانعسازي جهت توسعه درونزاست، به عنوان نمونه محمود سريعالقلم در همين باره بيان ميكند: «جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك نظام انقلابي و ايدئولوژيك خواهان توسعه با تناقضي آشكار در اهداف و رفتار سياست خارجي خود مواجه است زيرا از يكسو آرمان استقلال، عدالت و آزاديخواهي و سلطهستيزي در سر دارد و از سوي ديگر ميخواهد با بازارهاي جهاني مرتبط باشد و از امكانات اقتصاد جهاني استفاده كند كه تحقق اين هر دو با هم هرگز امكانپذير نيست!»
وي همچنين به عنوان يكي از تئوريپرداز نظريه وابستهشده به نظام سلطه براي فائق آمدن برمشكلات داخلي تصريح ميكند: «جمهوري اسلامي ايران براي توسعهيافتگي بايد با كنار گذاشتن ابعاد هزينهبر ايدئولوژيك و انقلابي هويت خود و دست شستن از آرمان منسوخ استقلال، مانند كرهجنوبي و مالزي تبديل به موجوديتي اقتصادي و تجاري شود و لزوم مداخله قدرتهاي بزرگ غربي در امور سياسياش را به عنوان بهاي طبيعي و بديهي پيوستن به گردونه اقتصاد جهاني بپذيرد...»
تأكيدات اينچنيني سريعالقلم و ساير همفكران وي روي اين مسئله علاوه بر تعطيلي صنعت هستهاي باعث شده غربيها به اين باور برسند كه حربه تحريمها در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران بسيار اثرگذار بوده و حفظ ساختار تحريمها و دامنهدار كردن آنها به بهانههاي مختلف ميتواند مؤلفههاي قدرت جمهوري اسلامي را با چالش اساسي مواجه كند، همين دليل است كه چند ساعت پس از امضاي سند برجام باراك اوباما با تلويح نسبت به وابسته شدن ايران بيان ميكند: «ما هنوز در جعبه ابزار خود وسايلي براي برخورد با اين مسئله داريم. فقط به اين علت كه ما تحريمهاي مرتبط با هستهاي را برميداريم، نه فقط ما توافقي به دست آوردهايم كه در چارچوب آن ايران هنوز از وارد كردن فناوري موشكهاي بالستيك به مدت هشت سال منع شده و تحريمهاي تسليحاتي نيز پنج سال باقي ميماند بلكه تحريمهاي يكجانبه ما يعني تحريمهاي امريكا در رابطه با فعاليتهاي ديگر و نگرانيهاي ديگر همچنان به قوت خود باقي ميماند.»
رهبر معظم انقلاب اسلامي همواره در طول سالهاي پس از انقلاب اسلامي با هشدار نسبت به اهداف اصلي انقلاب اسلامي كه همان جلوگيري از ذلت وابستگي و ذلت عقبماندگي است، تلاش داشتهاند از ايجاد انحرافات افراد و گروههاي سياسي در مسير انقلاب و فراتر از آن اصل انقلاب جلوگيري كنند و تنها مسير توسعه و پيشرفت كشور را حركت در مسير گفتمان ناب انقلاب و تئوريهايي مانند اقتصاد مقاومتي يا همان توسعه درونزا ميدانند.
به عنوان يكي از دهها نمونهاي كه ايشان در طول 5/3 سال اخير مسير تعاملات خارج از قاعده پذيرفته شده در انقلاب را سرزنش ميكنند، ميفرمايند: «درس بزرگي كه ما از اين فشارهاي اقتصادي دريافت كرديم، اين است كه هرچه ميتوانيم بايد به استحكام ساخت داخلي قدرت بپردازيم، هرچه ميتوانيم در درون، خودمان را مقتدر كنيم، دل به بيرون نبنديم. آنهايي كه دل به بيرون ظرفيت ملت ايران ميبندند، وقتي با چنين مشكلاتي مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفيتهاي ملت ايران خيلي زياد است. ما بايد بپردازيم به استحكام ساخت دروني اقتدار ملي...» يا همچنين در نامه 9مادهاي خود درباره برجام خطاب به رئيسجمهوري ميفرمايند: «... همانطور كه در جلسات متعدد به آن جناب و ديگر مسئولان دولتي يادآور شده و در جلسات عمومي به مردم عزيزمان گوشزد كردهام، رفع تحريمها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملت ايران كار لازمي است، ليكن گشايش اقتصادي و بهبود معيشت و رفع معضلات كنوني جز با جدي گرفتن و پيگيري همهجانبـهاقتصاد مقـاومتي ميسر نخـواهد شـد.»