باراك اوباما در حالي آخرين روزهاي رياست جمهوري خود را سپري ميكند كه در مورد يكي از مهمترين سرفصلهاي سياست خارجه امريكا ديگر نقشي ندارد. اين سرفصل عبارت از روند سازش بين رژيم صهيونيستي و تشكيلات خودگردان فلسطيني است كه رؤساي جمهور امريكا طي چندين دهه گذشته نقش و جايگاه رهبري آن را به عهده داشتند و اوباما هم از بدو ورود خود به كاخ سفيد ميخواست اين جايگاه را حفظ كند اما بعد از چندين دور تلاش نتوانست كاري از پيش ببرد و از دو سال قبل تصميم گرفت پرونده كار در اين موضوع را ببندد. با توجه به اين انفعال اوباما بود كه فرانسوا اولاند، رئيسجمهور فرانسه، كنفرانس صلح پاريس را از ابتداي ژانويه گذشته كليد زد تا در اين پرونده نقشي ويژه را بازي كرده باشد. آن كنفرانس فقط نشست مقدماتي براي برگزاري كنفرانس اصلي بود كه بعد از چند نوبت تأخير، حالا قرار است كنفرانس اصلي امروز و با حضور 70 كشور برگزار شود.
بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهيونيستي كه از ابتدا موضع مخالفت با اين كنفرانس را گرفته بود بر اين موضع اصرار دارد و در مقابل، محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطيني هنوز هم دل در گرو اين دست كنفرانسها دارد و به همين جهت هم با ذوق و شوق راهي پاريس شده است. محمود عباس در حالي اميد به اين كنفرانس بسته كه نشست مقدماتي آن نتيجهاي برايش نداشت كه هيچ، حتي تا اندازه زيادي مايه ياس او شده بود. او انتظار داشت در بيانيه پاياني آن نشست دستكم تشكيل دولت مستقل فلسطيني ذكر شود تا به تأييد كشورهاي شركتكننده در آن نشست برسد اما نه تنها اين موضوع در بيانيه ذكر نشد بلكه در مقابل تجاوزات رژيم صهيونيستي و ساخت و سازهاي غيرقانوني اين رژيم در اراضي اشغالي، تنها از طرف فلسطيني دعوت به خويشتنداري شده بود. به نظر ميرسد عباس اين بار اميد دارد نتيجه قابل قبولي از روند كنفرانس دو روزه و بيانيه پاياني آن به دست بياورد اما جزئيات منتشر شده از مفاد بيانيه پاياني در آن حدي نيست كه انتظارات او را برآورده كند. اين جزئيات عبارت از تأكيد بر عدمپذيرش تغييري در مرزهاي سال 67، تفاوت قائل شدن اراضي تحت اشغال رژيم صهيونيستي با شهركهاي صهيونيستنشين، دعوت از نتانياهو و عباس براي حمايت از راهكار تشكيل دو كشور، طرد تمامي نهادهاي رسمي فلسطيني و صهيونيستي مخالف با اين راهكار است. اين جزئيات چيزي بيشتر از مواضع رسمي كشورهاي عضو اتحاديه اروپا و امريكا در مورد شهركسازي نتانياهو در اراضي اشغالي 67 نيست، جداي از اينكه جز يك دعوت تشريفاتي براي ادامه روند سازش در عمل حاوي اقدام عملي براي مقابله با كارشكنيها و باجخواهيهاي نتانياهو نيست.
برعكس عباس، نتانياهو نگاهي به اين كنفرانس ندارد و توجه خود را بيشتر متوجه دونالد ترامپ كرده كه پنج روز بعد از اين كنفرانس وارد كاخ سفيد ميشود و چهار سال رياست جمهوري خود در امريكا را شروع ميكند. ترامپ بعد از تصويب قطعنامه 2334 در شوراي امنيت سازمان ملل و محكوميت شهركسازيها در اراضي اشغالي 67، به نتانياهو و ديگر مقامات رژيم صهيونيستي پيام داد كه منتظر باشند با شروع رياست جمهورياش دور جديدي از روابط نزديك امريكا و اين رژيم شروع شود و حتي كار را به عبارات تمسخرآميز نسبت به شوراي امنيت كشاند. حالا نتانياهو انتظار دارد با ترامپ، فرانسه و اولاند به حاشيه رانده شود و كار كنفرانس پاريس بينتيجه شود، علاوه بر اين، حمايت ترامپ نه تنها به نتانياهو اين امكان را ميدهد كه شهركسازيها در اراضي 67 را با جديت بيشتر دنبال كند بلكه موضع بهتري را براي او در هر نوع مذاكره با عباس و تشكيلات خودگردانش فراهم ميكند، بنابر اين نميتوان انتظار داشت فرانسه با كنفرانس پاريس بتواند تغييري در وضعيت موجود به وجود بياورد و در نهايت بتواند تكرار روندي از سازش باشد كه از اسلو به اين سو جريان داشته و به همين جهت است كه ثابت العمور، تحليلگر سياسي امور فلسطين ميگويد: «تكاپوهاي اخير سياسي يك دام عربي، اسرائيلي و فرانسوي است كه تلاش دارد فلسطينيها را وارد روند توافقات جديد سياسي با كابينه نتانياهو كند، در شرايطي كه اين توافقات به هيچ وجه حتي كوچكترين مطالبات فلسطينيها را پاسخگو نخواهد بود.»