کد خبر: 832684
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۵ - ۲۱:۴۲
در ميان حوادث سال‌هاي اخير هيچ پديده‌اي را نمي‌توان يافت كه مانند حادثه درگذشت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني رسانه‌هاي غربي را به پراكنده‌گويي واداشته باشد...
عباس حاجي‌نجاري
در ميان حوادث سال‌هاي اخير هيچ پديده‌اي را نمي‌توان يافت كه مانند حادثه درگذشت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني رسانه‌هاي غربي را به پراكنده‌گويي واداشته باشد، اين مواضع به همان ميزان كه مي‌تواند ناشي از غافلگيري آنها از انتشار خبر درگذشت آقاي هاشمي باشد، ناشي از برآوردها و پيش‌بيني‌هايي است كه آنها براي آينده سياسي كشور و به ويژه در پيش بودن انتخابات آينده رياست جمهوري در ارديبهشت 1396، داشته و دارند.

آنها كه به رغم نابهنگامي خبر اولين راهبرد خود را بر ايجاد يك شكاف و انشقاق در مراسم تشييع متمركز كرده بودند، اولين شوك را روز سه‌شنبه 21 دي‌ماه متحمل شدند. فراخوان بعضي از بازماندگان فتنه براي كشاندن عوامل ميداني به خيابان‌ها براي تبديل مراسم تشييع به يك صحنه قدرتنمايي كه با بازتاب گسترده‌اي در شبكه‌هاي مجازي و ... همراه بود، دستگاه رسانه‌اي بيگانه را به بسترسازي براي اين صحنه كشاند، به گونه‌اي كه بي‌بي‌سي در شب مراسم تشييع مي‌گويد: «مشكل عمده‌اي كه وجود دارد و مسئله‌ است، اول اينكه در تشييع جنازه چه اتفاقي رخ خواهد داد، چون كنترل اين جمعيت سخت است و مسئله دوم بحث درگذشت مشكوك ايشان است»، اما حضور هوشيارانه و فراگير مردم كه نماد اصلي آن ناكام گداشتن اين خط انشقاق بود، آنها را در گام اول ناكام گذاشت و اين در حالي بود كه معدود بازماندگان و هواداران فتنه كه متأثر از اين فراخوان به صحنه آمده بودند و حتي تلاش داشتند در خارج از محيط دانشگاه در ميان مردم و حتي در هنگام نماز اخلال ايجاد كرده و مؤمنين را از ادامه نماز بازدارند، ناكام ماندند و حتي نتوانستند گزارشي درخور براي انعكاس در رسانه‌هاي اربابان انگليسي و امريكايي خود فراهم كنند. عملكرد اين طيف دقيقاً تكرار همان حركاتي بود كه در آخرين باري كه آقاي هاشمي رفسنجاني براي قرائت خطبه نماز جمعه آمده بودند به صحنه آمده و در آن زمان با ايستادن با كفش به نماز و بعضي هم با اخلال در نماز نمازگزاران عملاً نشان دادند كه آمدنشان به نماز جمعه در 26 تير 88 همانند آمدن به مراسم تشييع در 21 دي 95 نه تكريم آقاي هاشمي كه سوء‌استفاده از فضاي موجود براي عرض اندام و تكرار فتنه 88 است.

اما مواضع بعدي رسانه‌هاي بيگانه و متأثر از مواضع و ديدگاه‌هاي فراريان  بيروني و حاميان داخلي در دو جهت استمرار يافته است، بخشي از آنان كه متأثر از حضور منطقي و هوشيارانه مردم، عملاً از استفاده ابزاري از ياد آقاي هاشمي براي آينده نااميد شده‌اند، با بازخواني عملكرد و اقدامات دولت سازندگي در دهه 70 ضمن نقد سياست‌هاي اقتصادي كه منجر به توسعه شكاف‌هاي اجتماعي در كشور شد، به برخي پديده‌ها نظير موضوع قتل‌هاي زنجيره‌اي و نوع برخورد با امثال عزت‌الله سحابي و ... به نقد سياست‌هاي امنيتي دولت آقاي هاشمي پرداختند. راديو ضد انقلابي زمانه در مطلبي در اين زمينه مي‌نويسد: «هيچ كس بخش‌هاي خونين كارنامه هاشمي رفسنجاني را نفي نمي‌كند پس علت ستايش او چيست؟ اگر براي «پيشرفت رفرم» بايد بر جنايت‌ها چشم پوشيد، ارزش‌هاي دمكراتيك را بي‌بها كرد و به تقديس ديكتاتورها پرداخت، پس بفرماييد اين گوي و اين ميدان،‌اما لطفاً نگوييد اين «رفرم» چيزي بيشتر از آن خواهد بود كه «عاليجناب سرخپوش» قهرمانش باشد.»

اما طيف دوم كه متأثر از عملكرد دولت آقاي روحاني در سه سال اخير آينده‌اي براي جريان اصلاحات و اعتدال نمي‌بينند و از قبل به ايفاي نقش آقاي هاشمي همچون انتخابات 92 اميد بسته بودند، تلاش دارند از هر طريق ممكن  موضوع درگذشت آقاي هاشمي را به سرمايه‌اي اجتماعي براي انتخابات آينده تبديل كنند كه مروري بر برخي از گزاره‌هاي آنها نشان‌دهنده تلاش براي استفاده ابزاري از اين واقعه است.

ـ روزنامه شرق در تحليلي در اين زمينه اولين ناجوانمردي را در حق حمايت‌هاي گذشته آقاي هاشمي از اصلاح‌طلبان روا داشته و مي‌نويسد: هاشمي براي اصلاح‌طلبان تكيه‌گاهي «عاطفي» بود تا قدرتي واقعي و از فقدان او مي‌توانند قدرتي نمادين بسازند كه جاي پايشان را در قدرت محكم كنند.»

ـ مظلوم‌نمايي و القاي حس يأس و ترس از آنچه كه بعد از آقاي هاشمي بر سر برخي طيف‌ها و جناح‌هاي سياسي خواهد آمد، خط ديگر اين رسانه‌ها است، اين طيف تلاش دارد درگذشت آقاي هاشمي را مصادف با پايان برخي آرمان‌هاي سياسي كه در كشور دنبال مي‌كردند، قلمداد كند. نيويورك تايمز در تحليلي در اين زمينه مي‌نويسد: با درگذشت آيت‌الله هاشمي جناح‌هاي سياسي ايران بلافاصله درك كردند كه عرصه بر اصلاح‌طلبان تنگ‌تر خواهد شد و قدرت مانور آنان به شكل قابل توجهي كاهش خواهد يافت. خبر درگذشت براي كساني كه خواستار بهبود روابط با غرب بودند، بسيار ناگوار بود، همه تحليل‌گران سياسي متفق‌القول در ايران و خارج از كشور بر اين باورند كه چهره جايگزيني براي پر كردن خلأ ناشي از فقدان او وجود ندارد، اكنون موضع اصلاح‌طلبان مي‌‌تواند تضعيف شود، در حال حاضر بسياري درباره بروز راديكاليسم مذهبي (؟!) از سوي تندروها در ايران هشدار مي‌دهند. اين رسانه امريكايي سپس در امتداد خط ايجاد تقابل و دو قطبي در داخل، اين سؤال را مطرح مي‌كند كه آيا آنها در صدد اعمال نفود در انتخابات بعدي خواهند بود؟ رويترز هم در امتداد همين خط خبري از خبر درگذشت آقاي هاشمي به عنوان توفاني براي اصلاح‌طلبان ياد كرده و مي‌نويسد: او يكي از پايه‌هاي انقلاب اسلامي ايران بود، سياست‌هاي مدنظر وي آزادسازي اقتصادي، بهبود در روابط با غرب و تقويت نهادهاي انتخابي اجرايي بود اين موضوع خواسته اكثر ايرانيان بود، اما تندروها با آن مخالف بودند!

محور ديگر اين فضاسازي رسانه‌اي به آلترناتيوسازي براي آينده باز مي‌گردد. بي‌بي‌سي در تحليلي در اين زمينه مي‌نويسد: بخش ديگري از اهميت مرگ آقاي رفسنجاني به تلاشي مربوط است كه خواه ناخواه براي پر كردن جايگاه او در خواهد گرفت. در شرايط كنوني به نظر مي‌رسد كه حسن روحاني تنها گزينه محتمل براي به فرجام رساندن چنين تلاشي باشد، اما آيا مخالفان رويكرد يك دهه گذشته اكبر هاشمي رفسنجاني و حلقه نزديكان به او، مرگ وي را بهترين فرصت براي محو بنيادين چنين جايگاهي قلمداد نخواهند كرد؟ بي‌بي‌سي  سپس براي نتيجه‌گيري يادآوري شود كه اكنون به شكلي غير منتظره بر ابعاد اهميت انتخابات رياست جمهوري سال آينده افزوده شد، و اين اهميت مضاعف مي‌تواند همزمان بر شدت درگيري‌ها، برخوردها و حذف‌هاي تازه بيفزايد. روزنامه شرق نيز در همين راستا مي‌نويسد: روحاني بهترين كسي است كه مي‌تواند حامل سرمايه‌ اجتماعي ناشي از درگذشت آقاي هاشمي باشد، به خصوص كه فضاي كشور تا دو ماه ديگر انتخاباتي مي‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار