کد خبر: 829948
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۸ دی ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۵
گفت‌وگوي «جوان» با مادر شهيد مدافع حرم مسعود عسكري
هشتم شهريورماه 1369 كه مسعود به دنيا آمد، دو سال از اتمام دفاع مقدس مي‌گذشت. او كه از پنج، شش سالگي ساكن محله خزانه فلاح شده بود، در كوچه پس كوچه‌هايي بازي مي‌كرد ...
فريده موسوي
هشتم شهريورماه 1369 كه مسعود به دنيا آمد، دو سال از اتمام دفاع مقدس مي‌گذشت. او كه از پنج، شش سالگي ساكن محله خزانه فلاح شده بود، در كوچه پس كوچه‌هايي بازي مي‌كرد كه روزگاري نه چندان دور 4 هزار شهيد را در جبهه‌هاي جنگ تحميلي تقديم كرده بودند. حالا مسعود عسكري كه نسل بعدي رزمندگان اين محله به شمار مي‌رفت، غيرت و مردانگي را از آنها و البته پدر جانبازش به ارث برده بود كه توانست در 25 سالگي رخت رزم بر تن كند و در دفاع از حريم اهل بيت به شهادت برسد. براي آشنايي با اين جوان نسل چهارمي انقلاب، به سراغ مادرش زهرا نبي لو رفتيم. مادري كه افتخار همسري يك جانباز را داشت و اكنون نيز به افتخار مادرشهيدي نائل آمده است.
شما حضور يك رزمنده از خانواده‌تان را در جبهه‌هاي جنگ پيش از پسر شهيدتان هم تجربه كرده بوديد؟
بله، همسرم صفدر عسكري يك سال و نيم سابقه حضور در جبهه را داشت و 12 درصد جانبازي دارد. در واقع بحث رزمندگي و شهادت در خانواده ما وجود داشت و پسرم در چنين فضايي به دنيا آمد و رشد كرد.
چند فرزند داريد؟ كمي از كودكي‌هاي مسعود بگوييد.
من سه پسر دارم. مسعود فرزند دومم بود كه هشتم شهريور 1367 به دنيا آمد. از همان كودكي‌اش بچه زبر و زرنگي بود. باهوش و مهربان امام كم حرف بود. خيلي كنجكاو بود. با وسايل برقي ور مي‌رفت و حتي يك‌بار در چهار سالگي ماشين پدرش را روشن كرده و راه انداخته بود، اما چون نتوانسته بود كنترلش كند خودش پايين پريده بود و ماشين هم در كنار خيابان متوقف شده بود. وقتي پيش دبستاني مي‌رفت دوست نداشت من او را همراهي كنم. مي‌گفت بزرگ شده‌ام و مجبور مي‌شدم پشت سرش راه بروم تا مبادا ناراحت شود.
از تصاويري كه در فضاي مجازي از شهيد منتشر شده مشخص است كه ايشان ورزشكار بود.
مسعود در انواع رشته‌هاي ورزشي فعاليت مي‌كرد. از كيك بوكس گرفته تا پنت بال، هايكيدو، چتربازي، راپل، كوهنوري، غواصي، شنا و . . . خيلي از ورزش‌ها را انجام داده بود. در مراسم 22 بهمن سال 93 هم با چتر در ميدان آزادي پريده بود. بچه فعال و با انرژي بود اما با وجود جسم قوي اش، دل مهرباني داشت. از همان كودكي اسباب بازي‌هايش را در اختيار ديگران قرار مي‌داد و بزرگ‌تر هم كه شد، همچنان روحيه بخشندگي‌اش را حفظ كرده بود. مسعود به خيلي از نيازمندان كمك مادي و معنوي مي‌كرد.
شهيد عسكري به صورت داوطلبانه به سوريه اعزام شده بود؟
بله، به عنوان يك بسيجي رفت. چون بسيجي بود و بسيجي‌ها را اعزام نمي‌كنند، به سختي توانست مجوز اعزام بگيرد. خيلي اين در و آن در زد تا توانست برود. اولين بار اسفند ماه 93 اعزام شد. خيلي زود برگشت و برايمان شكلات سوريه‌اي سوغات آورده بود. براي بار دوم و سوم هم رفت. سومين اعزامش آخرين اعزامش بود. خودش هم قبل از اعزام به ما گفته بود كه اين‌بار ديگر برنمي‌گردم. رفت و 21 آبان ماه در اطراف شهر حلب سوريه با اصابت توپ 23 تروريست‌ها به شهادت رسيد. در كنارش دو رزمنده ديگر هم شهيد شده بودند. وقتي پيكرش را آوردند از ناحيه دست، پا و چشم آسيب ديده بود. تقريبا مي‌توانم بگويم كه كل صورتش پر از تركش بود و چيزي از آن باقي نمانده بود.
به نظر شما چه انگيزه‌هايي مي‌تواند يك جوان 25 ساله را راهي ميدان جنگ كند. آن هم در زمانه‌اي كه خيلي‌ها فقط به خودشان فكر مي‌كنند؟
ملاك مسعود براي زندگي سواي آن چيزي بود كه خيلي از ما فكر مي‌كنيم. او فقط براي خودش زندگي نمي‌كرد. عرض كردم كه دست خير داشت و به مستمندان كمك مي‌كرد. بنابراين وقتي فرياد تظلم خواهي مسلمانان كشور سوريه را شنيد، نتوانست تحمل كند و رفت. از طرف ديگر خيلي به حضرت آقا علاقه داشت و حرف ايشان به عنوان ولي فقيه برايش حجت بود. وقتي فهميد كه حضرت آقا سوريه را خط مقدم جبهه مقاومت اسلامي مي‌دانند، مسعود هم هر كاري كرد تا بتواند اعزام شود. ملاك رفتن براي او اسلام بود و حفظ حريم اهل بيت و شاد كردن دل حضرت آقا به عنوان رهبر و مرادش.
به عنوان يك مادر براي از دست دادن پسر رعنايي چون آقا مسعود احساس زيان نمي‌كنيد؟
مسلماً من هم مادرم و براي از دست دادنش ناراحتم اما تنها چيزي كه خوشحالم مي‌كند اين است كه او در راه درستي به شهادت رسيد. همه مي‌دانيم كه الان دفاع از ايران اسلامي به كيلومترها دورتر از مرزهاي خودمان منتقل شده است. در واقع ما در سوريه و عراق مي‌جنگيم تا دشمن مستقيماً به خود ما حمله نكند. خون جواناني مثل مسعود امنيت را نه تنها براي خودمان، بلكه براي زنان و كودكان بي‌سرپناه سوري و عراقي نيز به ارمغان مي‌آورد. پسرم در مسير درستي قدم گذاشت و ان‌شاءالله ما هم آن دنيا در مقابل اهل بيت سربلند و رو سفيد باشيم.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۷ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۹
0
0
سلام هزاران درود به روح پاکش من نیز جانباز هستم حیف صد حیف که این تو فیق شهادت نصیبم نشد خداوند دوستداران خو یش را گل چین میکند و این اتفا ق برای همه نیست عاشقی را قابلیت لازم است طالب حق را حقیقت لازم است لطفاتاریخ تولد این شهیدبزرگوار را بنابه گفته مادرشان اصلاح فرمایید
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار