
تصويب قطعنامه جديد در شوراي امنيت سازمان ملل ضد شهركسازي رژيم صهيونيستي در كرانه باختري و شرق بيتالمقدس از ابعاد مختلف قابل بررسي و تأمل است. شايد مهمترين نكتهاي كه در تصويب اين قطعنامه وجود دارد اين است كه امريكا براي اولين بار در 37 سال گذشته تا حدودي از سنگاندازي در مسير تلاشهاي بينالمللي براي مقابله با توسعهطلبيهاي رژيم صهيونيستي در اراضي اشغالي فلسطين دست كشيد و با دادن رأي ممتنع و با خودداري از روال قبلي به حق وتو موجب شد قطعنامه ضدشهركسازي به تصويب برسد. اين بدين مفهوم است كه اگر امريكا دست از حمايتهاي بيدليل خود از اين رژيم برميداشت تاكنون صدها قطعنامه مشابه به تصويب ميرسيد و از اين مهمتر زمينه اجراي اين قطعنامهها فراهم ميشد و تنها روي كاغذ باقي نميماند. اجراي اين قطعنامهها (كه در برخي از آنها مانند قطعنامههاي 242 و 338 بر عقبنشيني بدون قيد و شرط رژيم صهيونيستي از اراضي اشغالي سال 1967 شامل كرانه باختري و نوار غزه در فلسطين، جولان در سوريه و در برخي ديگر مانند قطعنامه 194بر حق بازگشت آوارگان فلسطيني تأكيد و تصريح شده است) ميتوانست به حل بحران فلسطين بينجامد و از استمرار اين بحران و ديگر بحرانها و جنگهاي خونين ناشي از آن جلوگيري كند. بر اين اساس ترديدي نيست كه امريكا با استمرار حمايتهاي خود از رژيم صهيونيستي در قبال ظهور و بروز اين بحرانها و جنگها و تلفات و خسارات ناشي از آن مسئوليت اخلاقي و حقوقي بر دوش دارد.
در حال حاضر هم هر چند دولت اوباما به اين قطعنامه رأي ممتنع داد اما اميد چنداني به تأثير عملي آن نميرود زيرا اين رأي بيش از آنكه نشانگر تغيير رويكرد امريكا در قبال بحران فلسطين باشد، ناشي از يك نوع تسويهحسابي است كه دولت اوباما با راستگرايان صهيونيستي به رهبري نتانياهو كرده است زيرا با وجود اينكه دولت اوباما از حدود دو سال پيش فعاليتهاي خود را در قبال بحران فلسطين متوقف كرد و براي راضي كردن اين رژيم در قبال توافق هستهاي با ايران حمايتهاي مالي و تسليحاتي خود را از اين رژيم افزايش داد (به گونهاي كه كمكهاي سالانه را به حدود 4 ميليارد دلار افزايش داد كه از محل آن هواپيماهاي فوقپيشرفته اف ـ 35 در اختيار اين رژيم قرار داده ميشود) اما با اينحال همچنانكه از قرائن موجود بر ميآيد راستگرايان اسرائيلي با كمك لابيهاي ذينفوذ خود در امريكا نقش اساسي در پيروزي ترامپ و شكست خانم كلينتون نامزد حزب حاكم دموكرات در انتخابات رياست جمهوري اخير داشتهاند و از هم اكنون براي بهرهبرداري از ساختار جديد قدرت در امريكا خيز برداشتهاند. در اين ميان واكنش خشمگينانه دولت نتانياهو به قطعنامه شوراي امنيت و دستور قطع كمكهاي اين رژيم به نهادهاي مختلف سازمان ملل نشان ميدهد كمكهاي اين رژيم نيز همانند امريكا و عربستان بيشتر براي خريد مواضع اين سازمان و منفعل كردن آن صورت ميگيرد و اگر چه دوره هشت ساله بان كي مون تجارب تلخي را در كارنامه اين سازمان به ثبت رساند اما به نظر ميرسد با آغاز دوره دبيركل جديد سازمان ملل فصلي جديد در فعاليت اين سازمان شروع شود و از اين ديد چالشي جديد در روابط ميان اين رژيم و دولت جديد امريكا با جامعه جهاني و سازمان ملل پيشبيني ميشود.