
شامگاه سوم ديماه ششمين حراج تهران در لابي يکي از هتلهاي تهران برگزار شد که در نهايت 118 اثر به فروش رفت و مبلغ کل فروش نيز 12 ميليارد و 344 ميليون تومان اعلام شد. ششمين حراج تهران برخلاف سنت پنج ساله اخير که همگي به صورت سالانه و در خردادماه برگزار ميشد، در روزهاي ابتدايي فصل زمستان چکش خورد. در اين دوره از حراج تلاش شده بود تا فرصت فروش به آثار هنرمندان جوان داده شود و از اينرو در ميزان آثار شرکت داده شده در حراج سهم هنرمندان جوانتر بيشتر از هنرمندان قديميتر بود. حراج دوره ششم، شش ماه بعد از برگزاري دوره پنجم اجرا شد. دوره پنجم در ادامه روند رشد حراج تهران، باعث شده بود رکوردهايي تاريخي در فروش آثار هنري ثبت شود و گرانترين اثر فروخته شده در آن دوره از حراج به مبلغ 3 ميليارد تومان نيز رسيد.
رکوردهاي خارقالعاده حراج پنجم باعث شد انتظار علاقهمندان به آثار هنري و اقتصاد هنر اين باشد که در دوره آتي حراج همچنان شاهد بالا رفتن ميزان فروش و رونق بيش از پيش اين حراجي باشيم. ولي در عمل سوم ديماه از نظر فروش نتوانست حتي به آنچه در دوره پنجم رخ داده بود هم نزديک شود. رقم 25 ميليارد و 700 ميليون توماني دوره پنجم با افت بيش از 50 درصد به 12 ميليارد و 300 ميليون رسيد و چکش خوردن تابلوي 3 ميليارد توماني سهراب سپهري در دوره پنجم، به چکش 900 ميليون توماني فرهاد مشيري در دوره ششم منتهي شد. گويا حضور نيافتن تابلوي سهراب سپهري که با مجموعه درختانش چند بار رکوردهاي فروش حراج تهران را جابهجا کرده بود اينبار براي حراج تهران چندان خوشيمن نبود. برخي از رسانهها افت فروش اين دوره از حراج را به عدم شناخت خريداران آثار از هنرمندان جوانتر مربوط ميدانند و فروش نرفتن چند اثر ارائه شده در اين حراج نيز نشان ميدهد خريداران مانند دوره قبل که هيجان خريد از حراجي را داشتهاند در اين دوره محتاطتر عمل کرده کردهاند. البته در اين دوره بايد حضور موفق عکاسها و فروش خوب عکس را نيز در نظر داشت که در ميان همه افتهاي حراج تهران يک اتفاق مثبت به چشم ميآمد. دوره ششم از اين نظر که دومين حراج تهران در يک سال بود اتفاق مهمي است، اما نشان داد هر تجربه نويي را نميتوان مساوي با موفقيت دانست.