ترافيك معابر شهري در تهران يك شبه به وجود نيامده است كه بخواهد يك شبه هم حل شود. سياستهاي غلط در حوزههاي شهرسازي، بالانس جمعيت با امكانات شهري، رشد ناكافي زيرساختهاي شبكههاي حمل و نقل عمومي، بيتوجهي به ظرفيت معابر شهري و عبور شهروندان از رفتارهاي صحيح ترافيكي سبب تشديد ترافيك شده است. در اين ميان ساير عوامل همچون بيدقتي برخي مأموران در كنترل ساعات اوج تردد و بيتفاوتي دستگاههاي دولتي موجب شده است تا ترافيك به غول شهري پايتختنشينان تبديل شود. اجرايي نشدن طرح جامع ترافيك كه سالهاست صحبت آن به ميان آمده است از يك سو و رفتارهاي سليقهاي و طرحهاي مقطعي با بازده كوتاه مدت از سوي ديگر در سالهاي متمادي سبب شده است تا بخشهاي مسئول در اين زمينه همچون شوراي عالي ترافيك و ساير نهادهاي مسئول از دور نظارهگر ترافيك شديد پايتخت باشند.
با اين حال در شرايط حاضر، تشديد بار ترافيك نيست كه فقط صداي شهروندان را درآورده، بلكه تبعات ترافيك و هدر رفت ميليونها ساعت زمان در ترافيك به همراه آلودگي و آلايندگي و از همه مهمتر به خطر افتادن جان شهروندان، موضوع ترافيك را به مرز خطوط قرمز نزديك كرده است. طرح موضوع ترافيك و بعضاً اظهارنظرهاي سليقهاي از سوي برخي افراد غير كارشناس و دستگاههاي اجرايي كار را به جايي رسانده است كه به جاي حل معضل ترافيك، ترافيك نظرات به تشديد شدن ترافيك كمك كرده است؛ در واقع به جاي ارائه راهكار و طرح براي حل معضل ترافيك پاسكاري و انداختن توپ به زمين ديگري دقيقاً مصداق حركت نكردن در يك لاين است كه خود سبب تشديد ترافيك ميشود. بسياري از كلانشهرهاي جهان به دليل افزايش شهرنشيني و تبعات آن با مشكل ترافيك روبهرو هستند، اما چگونه رفتار كردن مسئولان آن شهرها براي كاهش ترافيك سبب شده است ترافيك خودروهاي شخصي در بيرون شهرها باقي بماند و شهروندان با شبكههاي حمل و نقل عمومي كه حق انتخاب نوع آن را دارند به مقصد برسند. متأسفانه در كشور ما به دليل ناكارآمدي برخي حوزههاي تصميمساز و تصميمگير، معضل ترافيك فقط در دولتهاي مختلف دست به دست شده و كاري براي روانسازي ترافيك صورت نگرفته است.
اينكه عدهاي از ترافيك مصنوعي و حاشيههاي آن سخن به ميان ميآورند، خود جاي تأمل و رصد و پيگيري دارد.
رصد افزايش بار ترافيك در تهران و ساير كلانشهرها نشان ميدهد كه هر مسئولي و به خصوص دستگاههاي اجرايي كلان فقط به ترافيك به عنوان آمد و شد شهري توجه كردهاند. اين در حالي است كه نبود زيرساختهاي الكترونيكي هوشمند در شهرها به دليل بيتوجهي به بسترهاي شهر و شهروندان و دولت الكترونيك سبب شده است تا به جاي امواج، مردم و به تبع آن وسايل نقليه در شهر به حركت درآيند.
در حقيقت دولتي كه دم از حفظ محيط زيست ميزند بايد در برنامههاي خود در شهرها به زيست شهري نيز توجه داشته باشد تا از ميزان ترافيك و تبعات آن كاسته شود، نه اينكه با پرداخت نكردن سهم شهروندان به شهر خود گره ترافيك در آمد و شد شهري ايجاد كند.
اينكه سالها دولت فقط نظارهگر ترافيك بوده و هست بر كسي پوشيده نيست؛ چراكه هنوز هم براي توسعه خطوط مترو در پايتخت و ساير شهرهاي اقماري، كمبودهاي بسياري وجود دارد. فاصله گرفتن دولت از ساير دستگاههاي اجرايي و نگاه صرفاً تصديگري عاملي شده است كه ترافيك پايتخت و كلانشهرها ماندگار بماند و بايد در نظر گرفت كه بار ترافيك براي من و شما و مسئولان و شخص رئيسجمهور مايه شرمندگي است.