هنوز يک هفته هم از آزادي محلات شرقي حلب از دست گروههاي تروريستي نميگذرد که اميدهاي تازهاي براي از سرگيري مذاکرات ايجاد شده تا شايد اينبار، جنگ خونين سوريه نه با آتش سلاح و کشتار بلکه دور ميز مذاکره و از راه گفتوگو به حل و فصلي برسد. اصليترين و مهمترين کانون اين اميدها با ابتکار عمل سه کشور ايران، روسيه و ترکيه به وجود آمده که قرار است وزراي خارجه و دفاع اين سه کشور روز سهشنبه بيستم دسامبر در مسکو نشستهاي سهجانبهاي داشته باشند و وضعيت فعلي سوريه را از دو زاويه سياسي و نظامي مورد بررسي قرار بدهند. خبر اوليه اين دور مذاکرات را ولاديمير پوتين، رئيسجمهور روسيه روز جمعه و در جريان سفرش به ژاپن داد که آن موقع از يکسري اقدامات براي برگزاري اين مذاکرات گفت تا اينکه در آستانه، پايتخت قزاقستان دور جديدي از مذاکرات بين دولت سوريه و مخالفان برگزار بشود. بنابر اين، ديدارهاي روز سهشنبه بين وزراي خارجه و دفاع اين سه کشور به منزله مقدمهاي است براي مذاکرات آستانه تا شايد اين دفعه نتيجهاي متفاوت با دفعات مکرر قبل در ژنو، مسکو و حتي همين آستانه به دست بيايد و راه بحران سوريه به سمت حل و فصل سياسي کشيده بشود.
ظاهر امر بر اين است که هر سه کشور در مورد مذاکرات آستانه جديت دارند و ديدار وزراي خارجه و دفاع آنها در مسکو براي بررسيها و هماهنگيهاي لازم قبل از برگزاري آن مذاکرات است. اين موضوع دست کم از سوي ميخائيل بوگدانف، معاون وزير خارجه روسيه و نماينده ويژه پوتين در خاورميانه، تأييد شده و به خبرگزاري روسي تاس گفته که برگزاري مذاکرات سوري- سوري در قزاقستان يک مسئله جدي است و مسکو با عزم کامل آن را دنبال ميکند. نکته قابل توجه اين مذاکرات عدم دعوت از استفان دي ميستورا، فرستاده ويژه سازمان ملل در سوريه، به آستانه است و همچنين عدم حضور نمايندگاني از سوي کشورهاي غربي يا عربي به آن است. اين موضوع نشان ميدهد مسکو ميخواهد مذاکرات آستانه بدون حضور اين طيف انجام بشود چرا که تجربههاي قبلي نشان داده که حضور آنها به جاي آنکه در جهت تقويت مذاکرات و ترغيب طرف مورد حمايت خود براي ماندن پشت ميز مذاکره باشد، بيشتر در جهت تخريب و ناکام ماندن مذاکرات بوده است. مسکو از اين جهت به دنبال ايجاد فضايي مثبت در مذاکرات آستانه است تا اينکه بهانهجوييها براي بينتيجه شدن مذاکرات به حداقل ممکن برسد.
نکته اصلي براي ايجاد اين فضا در نقشي است که ترکيه به عنوان يکي از سه طرف اصلي حامي مذاکرات بازي ميکند. روشن است که ترکيه در اين دور از مذاکرات با وجود هماهنگي با دو کشور ايران و روسيه، اما نقش ميانجي نيز براي خود در نظر ميگيرد تا پلي باشد بين جبهه غربي- عربي با اين مذاکرات. اين موضوع ميتواند پاشنه آشيل مذاکرات باشد به خصوص اينکه بعد از انتشار محورهاي چهارگانه مذاکرات آستانه، خبرگزاري فرانسه تکذيب يکي از مقامات وزارت خارجه ترکيه در مورد توافق بر سر اين محورها را منتشر کرد. اين مقام ترک با وجود استقبال از نشست آستانه به عنوان يک فرصت خوب براي درک بهتر از تحولات، اما تأکيد کرده که آنکارا به موضع خود در زمينه لزوم خروج بشار اسد از قدرت به عنوان يک راهحل براي سوريه پايبند است. لجاجت ترکيه بر اين موضع به منزله چوب لاي چرخ گذاشتن در نشست آستانه است و ميتواند همان وضعيتي را به وجود بياورد که پيش از اين در ادوار مختلف مذاکرات قبل ديده شد.
از سوي ديگر، درک بهتر تحولات در گفته اين مقام ميتواند رجب طيب اردوغان، رئيسجمهور ترکيه و ديگر مقامات آنکارا را متقاعد کند که بعد از آزادي حلب ديگر فرصتي براي لجاجت گذشته باقي نمانده و بهتر است با درک روشني از وضعيت جديد به موضوع نگاه بکنند. گويا اين وضعيت جديد مورد توجه حاميان عرب تروريستها قرار گرفته چنان که حالا منذر خدام، سخنگوي سابق هيئت هماهنگي مخالفان، از تسليم شدن امريکا، اروپا، عربستان و قطر در برابر واقعيتي ميگويد که با آزادي حلب به وجود آمده و حتي خبر از تغيير موضع در کشورهايي مثل عربستان داده است. شاهد اين تغيير موضع در کنفرانس مطبوعاتي عادل الجبير با جان کري، وزراي خارجه عربستان و امريکا، در روز يکشنبه گذشته ديده شد که الجبير برخلاف گذشته حتي يک کلمه از سوريه يا حلب نگفت و ترجيح داد به جاي آن دست اظهارنظرهاي تند مداخلهجويانه قبلي بيشتر سکوت کند. در هر صورت، آزادسازي حلب در شرايط فعلي مبدل به نقطه ثقلي براي احياي مذاکرات و شروع روند سياسي شده تا با توجه به واقعيات ميداني، طرفهاي مذاکره شرايط واقعبينانهاي را در مذاکرات خود دنبال کنند و به نتيجهاي در جهت حل بحران سوريه برسند.