
او سال 2016 را با کسب مدال قهرماني لاليگا سپري کرد که هشتمين مدالش در آن قلمرو بود، با دريافت توپ طلا، ولي حضورش در جام ملتهاي آمريکاي جنوبي 2016 که قرار بود طعم شيريني پيدا کند به شرنگ تلخي بدل شد. او در آن کارزار رکورد 54 گل ملي گابريل باتيستوتا را پشتسر گذاشت؛ ولي وقتي در فينال برابر شيلي اولين ضربه پنالتي آرژانتين را از دست داد زمينهساز شکست راهراهپوشها شد. در پايان سرش را پايين انداخت و اعلام کرد ديگر پيراهن ملي را بر تن نخواهد کرد.
ميدانست نتوانسته تيم ملي زادگاهش را به پرواز درآورد. ميدانست روياهاي هموطنانش را بر باد داده، ميدانست زمان چه تند و تلخ سپري شده است. با اين وصف آن پرسشهاي نيشدار تکرار شدهاند و «تکرار... چرا مسي نميتواند با پيراهن آرژانتين همانقدر که در نوکمپ ميدود بدود، همانجور حريفان را مغلوب کند، همان طور گل بزند؟» برخي از آرژانتينيها نيش زدهاند مسي به زادگاهش عشقي از ته دل نداشته و او هم بارها تکرار کرده «... هيچ چيزي بيش از اين که بگويند آرژانتيني نيستم آزارم نداده است.» سايمون کوپر در توصيف اين ناکامي به قصه «سفيد برفي و هفت کوتوله» پناه برده است. اينکه تعداد آن «پسرها»ي شبيه به هم در تيم ملي آرژانتين بيش از حد زياد بودهاند. اينکه مسي نتوانسته ترکيب مناسبي با ساير کوتولهها – به نقل از کوپر – بسازد، با کارلوس توز 1/70 متري، سرجيو آگرو 1/72 متري و پابلو آيمار1/70 متري، خصوصاً وقتي مربيشان يک کوتوله ديگر شد: مارادونا 1/65 متري.
سال 2016 براي آن پسر در تيم ملي کشورش عجيب و غريب سپري شد. سالي که هم از تيم ملي خداحافظي کرد و هم به تيم ملي بازگشت. اکنون آرژانتين براي راهيابي به جام جهاني 2018 به دردسر افتاده و اگر هم راهي روسيه شود مسي 31 ساله خواهد بود و کسي نميداند آن زمان در چه شرايطي خواهد بود، ولي کسي چه ميداند شايد ليونل در همان سن و سال کاري را انجام دهد که ديگو 30 سال پيش در 26 سالگي انجام داده است. احتمالاً اين تنها آرزوي بزرگش است. آنجا همه را از دريبل زنان زمينخودي تا درون دروازه حريف پشتسر گذاشته و در پايان آن قطعه جادويي تانگو را زمزمه کند.