کد خبر: 827408
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۹
زن جوان كه شوهرش را به علت مصرف مواد مخدر از دست داده بود، در دومين انتخاب خود وارد زندگي مردي شد كه او هم به مصرف مواد اعتياد داشت.
زن جوان كه شوهرش را به علت مصرف مواد مخدر از دست داده بود، در دومين انتخاب خود وارد زندگي مردي شد كه او هم به مصرف مواد اعتياد داشت. درگيري اين دو بر سر مصرف مواد به قتل مرد معتاد منجر شد و زن جوان به اتهام قتل بازداشت شد. زن 34 ساله كه شراره نام دارد، روز گذشته پس از اينكه صحنه قتل را براي هيئت قضايي بازسازي كرد، موفق شد از مجازات قصاص فاصله بگيرد.

به گزارش خبرنگار ما، بيست و پنجم فروردين‌ماه امسال بود كه مأموران كلانتري 140 باغ فيض از قتل مردي 35 ساله به نام آرمين در خانه‌اش با خبر و در محل حاضر شدند. بررسي‌ها نشان داد كه اين مرد با ضربات چاقو هدف قرار گرفته و كشته شده است. همسر وي در شرح ماجرا گفت: نيمه‌هاي شب بود كه آرمين به خانه آمد و مي‌خواست مواد بكشد، اما من مخالفت كردم و به خاطر همين موضوع با هم درگير شديم. او با چاقو به من حمله كرد، اما توانستم چاقو را از دستش بگيرم. هر طور بود، او را از در ورودي آپارتمان بيرون كردم و در را بستم. بعد از لحظاتي وقتي ناله‌هايش را شنيدم، در را باز كردم ديدم خونين روي زمين افتاده است. آنجا بود كه فهميدم هنگام درگيري ضربه چاقو به بدنش وارد شده است.

بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، زن 34 ساله كه شراره نام داشت، به اتهام قتل بازداشت شد. او در جريان تحقيقات بعدي هم حادثه را شرح داد و صحنه جرم را بازسازي كرد. با كامل شدن تحقيقات، پرونده با صدور كيفرخواست به اتهام قتل عمد به شعبه دهم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و زن جوان روز گذشته در جلسه محاكمه حاضر شد.

بعد از اعلام رسميت جلسه توسط قاضي قربانزاده، اولياي دم درخواست قصاص كردند. پدر مقتول گفت: پسرم چند سالي بود به مواد مخدر اعتياد داشت. با تلاش‌هاي زيادي كه من و همسرم داشتيم مدتي مواد را كنار گذاشت، اما دوباره سراغ مواد رفت. چهارسال قبل با شراره آشنا شد و گفت كه به او علاقه‌مند است و مي‌خواهد با او ازدواج كند. من و همسرم شراره را به منزل دعوت كرديم و به او گفتيم آرمين به مواد مخدر اعتياد دارد. او قول داد تا از آرمين مراقبت و او را براي ترك كردن مواد كمك كند. خيلي اميدوار شديم و آن دو با هم وصلت كردند. شراره براي من مثل دختر بود و ما او را خيلي دوست داشتيم. به‌خاطر سختي‌هايي كه شراره كشيده بود، هميشه من و همسرم به آرمين سفارش مي‌كرديم كه او را اذيت نكند. آرمين پسر آرامي بود و همه اقوام و همسايه‌ها از او تعريف مي‌كردند. اصلاً فكر نمي‌كرديم كه با شراره اينطور درگير شود كه چاقو بكشد و باعث اين جنايت شود. همه اين رفتارها به خاطر مواد مخدر بود.

سپس متهم در جايگاه ايستاد و در شرح ماجرا گفت: 20 ساله بودم كه به خانه بخت رفتم. زندگي خوبي داشتم ولي شوهرم بعد از چند ماه به مصرف مواد اعتياد پيدا كرد. وقتي خانواده‌اش اعتياد او را فهميدند و متوجه اختلاف ما شدند، تصميم گرفتند او را در كمپ بستري كنند. يكي از پزشكان كمپ گفت او قلبش ناراحت است و بايد پيوند شود. مدتي بعد هم به خاطر ايست قلبي و مغزي فوت كرد. با حقوق بازنشستگي شوهرم خانه‌اي اجاره كرده بودم و تنها زندگي مي‌كردم. البته خانواده‌ام به من سر مي‌زدند. وي ادامه داد: يك روز در پارك محله مشغول پياده‌روي بودم كه با آرمين آشنا شدم. بعد از مدتي مرا به خانواده‌اش معرفي كرد و آنها در مورد اعتياد آرمين با من صحبت كردند. من به آرمين علاقه‌مند شده بودم و به آنها قول دادم براي ترك اعتياد پسرشان همه تلاشم را بكنم. بعد از ازدواج ما بود كه آرمين حالش خوب شد تا اينكه يكي از دوستانش دوباره او را وسوسه كرد و آرمين را به سمت مواد مخدر كشاند. اخلاق آرمين عوض شده بود. در اين مدت چند بار با هم درگيري لفظي پيدا كرده بوديم، ولي اين اواخر او مرا به شدت كتك مي‌زد و مجبور بودم از خودم دفاع كنم.

متهم در توضيح حادثه گفت: آرمين ساعت 2 نيمه شب بود كه به خانه آمد و گفت كه مي‌خواهد مواد بكشد. به او اجازه ندادم، عصباني شد و فرياد زد اگر اجازه ندهي در راه‌پله مي‌كشم تا آبرويت جلوي همسايه‌ها برود. براي اينكه او را از اين كار منصرف كنم گفتم، الان زنگ مي‌زنم و به خانواده‌ات مي‌گويم. همين حرف او را بيشتر عصباني كرد و چاقو را برداشت و به سمت من حمله كرد. چاقو را از دستش گرفتم و او همچنان مرا كتك مي‌زد. با دستش سعي مي‌كرد، چاقو را بگيرد ولي نتوانست. دستش را بلند كرد و موهايم را مي‌كشيد و يك دستش به چاقو بود. او را هل دادم و از در ورودي بيرونش كردم. بعد از لحظاتي براي اينكه صداي او همسايه‌ها را اذيت نكند، در را باز كردم ديدم خون‌آلود روي زمين افتاده است.  متهم در پايان گفت: در طول درگيري قبل از آنكه آرمين برايم چاقو بكشد، خيلي از همسايه‌ها كمك خواستم حتي به پليس 110 نيز زنگ زدم ولي هيچ كدام از همسايه‌ها مرا كمك نكردند و پليس هم خيلي دير رسيد. اگر يكي از آنها به فريادمان مي‌رسيد، اين اتفاق نمي‌افتاد.
بعد از توضيحات متهم، به دستور رياست دادگاه، متهم بار ديگر صحنه جرم را بازسازي كرد. بعد از بازسازي صحنه جرم بود كه قاضي به مدت 10 دقيقه تنفس اعلام كرد تا با اعضاي دادگاه در اين باره شور كند. بعد از پايان اين وقت و رسميت يافتن دوباره جلسه، متهم براي آخرين بار از خودش دفاع كرد و گفت از كاري كه كرده پشيمان است. هيئت قضايي بعد از شور قتل را شبه‌عمد تشخيص دادند، بنابراين زن جوان از قصاص نجات يافت و به حبس محكوم شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار