کد خبر: 827179
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۱
حسن روانشيد*
حال اگر عدد درآمدي اين گروه و حق‌الزحمه كاركنان اداري پيرامون اين هنر را از كل بودجه كسر نماييم، مجسم كنيد چه عددي براي كمك به گروه‌هاي آزاد برگزاركننده تئاتر به دست مي‌آيد! در حال حاضر تنها شش استان كشور در درجه‌بندي آماري حضور دارند كه تهران با 13 درصد تئاتربرو بالاترين رقم اين محاسبه را نشان مي‌دهد و اصفهان و مشهد در قعر اين جدول هستند! در حالي‌كه اين دو شهر و به‌خصوص اصفهان روزگاري سرآمد هنرهاي نمايشي و تئاتر در كشور بوده است! اين محاسبات نشان مي‌دهد درصد بالايي از هزينه يك نمايش از سوي علاقه‌مندان به صحنه تأمين مي‌شود و در حقيقت نقش دولت و بودجه‌هاي تخصيصي در بحث اجرا نزديك به صفر است!

در حال حاضر در يك كشور 80 ميليوني كه روزگاري پايگاه نمايش‌هاي مختلف روحوضي، خيمه‌شب‌بازي و تعزيه‌خواني بوده است، گروه منسجمي براي تئاتر نداريم حال اينكه قاره سبز مهد تئا‌تر جهان مي‌شود و كشور كوچك سوئد حرف يك را در اين‌باره دارد! تئاتر ايران همچنان در انزوا دست‌وپا مي‌زند و مي‌رود تا به سرنوشت پرده‌هاي نمايشي كشور بپيوندد كه آخرين نمايش‌دهنده آن يعني مرشد عباس ساكن خاني‌آباد تهران در قعر فقر بدرود حيات گفت! چه بايد كرد كه مردم به تماشاي تئاتر علاقه‌مند شوند و اصولاً وظيفه چه ارگاني است تا اين هنر را از مسير انحطاط نجات دهد؟ تخريب سالن‌هاي نمايش در مركز شهر از جمله تماشاخانه قديمي اصفهان در ميدان امام حسين (ع) و تبديل آن به پاركينگ براي اتومبيل‌هاي كارمندان شهرداري و تماشاخانه پارس در خيابان حكيم نظامي براي احداث بانك و تبديل تماشاخانه سپاهان به سينما، ضربات مهلكي بود بر فونداسيون هنرهاي نمايشي شهري كه در روزگارهاي نه‌چندان دور مهد تئاتر و هنرمندان بزرگي چون رضا ارحام صدر، ناصر فرهمند و مهدي مميزان بود.

هنوز هم هستند علاقه‌منداني كه تئاتر در خون‌شان غليان مي‌كند اما همه سالن‌هاي محدود شهر كه تعدادشان به انگشتان يك دست هم نمي‌رسد، دولتي يا وابسته به دولت هستند و مديران آن پيرامون هنر براي هنر عرقي ندارند و به‌اصطلاح تنها به وظيفه اداري خود مي‌انديشند در حالي‌كه تماشاخانه بايد خارج از چتر دولت و مقررات دست‌وپا گير آن باشد تا علاقه‌مند را به‌سوي خود جذب نمايد كه اگر اين‌چنين شد جامعه نيز از آن استقبال و براي ديدنش سرمايه‌گذاري مي‌كند و اگر احساس وظيفه كرد به‌سوي گل‌ريزان مي‌رود تا زنده‌اش كند و به سرنوشت كتاب و كتابخواني دچار نگردد!
سير عقب‌رفت تماشاخانه پس از كودتا در شهريور 1320 شروع شد كه نزديك به 75 سال از آغاز اين سير نزولي مي‌گذرد. چالش در تئاتر تنها با مهندسي شدن آن حل خواهد شد، جوانان ذوق و علاقه وافري به هنرهاي نمايشي دارند اما وقتي پس از چند ماه تمرين و آماده كردن تداركات از محل پول‌توجيبي خود نمايشنامه‌اي را روي صحنه مي‌برند، نه‌تنها كسي خريدار بليت آن براي تأمين هزينه‌ها نيست بلكه دعوت‌شدگان افتخاري نيز از آمدن طفره مي‌روند!

حضور نيافتن تماشاگر روي صندلي‌هاي تئاتر براي كارگردان از زخم خنجر زهرآلود دردناك‌تر است اما چاره‌اي ندارد كه در همان حال نزار به كار خود ادامه دهد و نمايشنامه را براي در و ديوار روي صحنه ببرد، در حالي‌كه از درون بر خود لعن و نفرين مي‌فرستد و متعهد مي‌شود آخرين دفعه‌اي باشد كه صحنه‌اي را مديريت مي‌كند. اما همين جوان شيفته فرداي آن روز دوباره در تمرين حاضر شده و همه‌ عهد و پيمان‌هاي خود را به فراموشي مي‌سپارد.

چگونه است مديريت كنكاش شده‌اي در بخش فرهنگ وجود ندارد تا بتواند از اين‌ همه ذوق و علاقه و استمرار در كار جهت اعتلاي هنر بهره‌برداري نمايد؟ امروز تنها در پايتخت معدودي از سالن‌هاي نمايش وجود دارند و به‌طور مستمر نمايشنامه‌هايي را كه نويسندگانش شهرت جهاني دارند روي صحنه مي‌برند و قطعاً با استقبال كساني روبه‌رو مي‌شوند كه توانايي خريد بليت‌‌هاي گران‌قيمت آن را دارند و از همه مهم‌تر در تهران زندگي مي‌كنند و اين امكان خوب براي‌شان فراهم است. اما تكليف ديگر جوانان علاقه‌مند هنرهاي نمايشي كه در اقصي‌نقاط كشور پراكنده‌اند چه مي‌تواند باشد؟ اين قشر محروم از سفره هنر، اطمينان دارند همه بودجه 140 ميليارد توماني تئاتر در پايتخت هزينه مي‌شود و عددي از آن به شهرستان‌ها نخواهد رسيد و با اين اوصاف تئاتر اصفهان با قدمت چند صد ساله در يك‌قدمي سقوط قرار مي‌گيرد!
*روزنامه‌نگار پيشكسوت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار