
همه آدمها تصور ميكنند آدم خوبي هستند و در ظاهر هم غير از اين را
در ذهن مخاطب خود ايجاد نميكنند ولي فقط كافي است در مورد يكي از همين
آدمها از چند نفر پرسوجو كنيد بعد تازه متوجه ميشويد كه نه، چندان هم
آدم قابل اعتمادي نيست. چند روز پيش يكي از دوستانم را ديدم. بعد از حال و احوال پرسيدن از يكديگر احساس كردم كمي ناراحت است. علتش را پرسيدم گفت: «بله از دست آدمها ناراحتم. چند ماه پيش با مادر يكي از همكلاسيهاي پسرم دوست شدم. در ظاهر بسيار خانم محترم و امروزي ميآمد و با كمي صحبت كردن هم بيشتر به اين محترم بودن ايشان اطمينان پيدا كردم، ولي متأسفانه اين خانم به ظاهر محترم عادت بد خبرچيني و دو به هم زني دارد و كلاً در گروه دوستي ما اختلاف و دشمني راه انداخته است. از طرف من حرفهايي را كه اصلاً نزدم به نقل از من به بقيه دوستان گفته است. خلاصه نميدانم قصدش از اين كار چيست؟ اصلاً به ظاهرش نميخورد كه اينطور آدمي باشد ولي متأسفانه هست.» با كمي صحبت درباره اين آدم به اين نتيجه رسيديم كه او بايد ارتباطش را با اين فرد قطع كند به اين دليل كه اين خانم با عادت زشتي كه دارد فقط روح و روان دوستم را مريض و غمگين كرده است و ادامه دادن ارتباط با اينگونه افراد غير از دردسر فايده ديگري ندارد. بعضي از افراد عادت به انجام رفتارهايي دارند كه وقتي بابت اين رفتار تذكري هم ميگيرند مطلقاً زير بار نميروند و منكر ميشوند. عادتهاي بدي كه هم به خودشان آسيب ميزند هم به ديگران.
عادات بد دامان همه را ميگيرد
عادتهاي زشتي مثل غيبت كردن، دو بههمزني، فالگوش ايستادن، دورويي، دروغگويي، حسادت و بسياري ديگر، هركدام از اين رفتارها ميتواند آسيبهاي بسياري را بر روابط فردي و اجتماعي افراد وارد كند. عادت به انجام هر كدام از اين رفتارها هيچگونه ربطي به شخصيت و موقعيت اجتماعي افراد ندارد. مثلاً ربطي ندارد اين فرد، زن است يا مرد، كارمند است يا خانهدار، استاد است يا پزشك، وزير است يا وكيل. هركسي در هر موقعيت اجتماعي كه باشد ميتواند عادت به انجام يك رفتار غلط و نادرست داشته باشد. چند سال پيش در قسمت حوادث روزنامه مطلبي خواندم با عنوان «پزشك دستكج». داستان از اين قرار بود كه همسر اين آقاي پزشك به علت دستكجي همسرش از او شكايت كرده و درخواست طلاق داده بود. او ميگفت: «به خانه هركدام از اقوام و آشنايان كه ميرويم محال است شوهرم چيزي را از خانه آنها ندزدد كه البته بعد از مدتي آن شئ را به صاحبخانه برميگرداند ولي آبروي رفته را كه نميتواند برگرداند.» در واقع اين پزشك هيچ نيازي به پول آن شيء دزدي نداشته است، فقط از روي عادت و ارضاي يك نوع حس شيطنت دست به چنين رفتاري ميزده است. اين مثال ساده، مصداقي است بر اينكه عادات بد ممكن است دامان همه را بگيرد.
عادت به عادتهاي خوب
چند وقتي است عادت جديدي به تمام عادتهاي قديمي اضافه شده و آن هم عادت به تلفن همراه است. با آمدن گوشيهاي هوشمند و تبلتها يك نوع عادت و اعتياد در بين افراد جامعه شيوع پيدا كرده كه با نگاه سطحي و گذرا به اين رفتار، متأسفانه به يك معضل اجتماعي و خانوادگي تبديل شده است. حضور گسترده شبكههاي اجتماعي به اين عادت دامن زده است به نحوي كه در هر محفل يا جمع خانوادگي كه وارد ميشويم ميبينيم كه همه سرها در گوشيهاست و همه به نوعي سرگرم گوشي خود هستند.
همه در زندگي عادتهايي داريد كه شايد خوب يا بد باشد، ولي بهتر است تمام تلاش خود را بهكار بگيريد تا عادتهاي خوب را در خود نهادينه كنيد. مثلاً عادت كنيد روزي چند ساعت مطالعه كنيد يا عادت كنيد آدم صادق و راستگويي باشيد كه قطعاً بازتاب اين عادت خوب را در روابط خانوادگي و اجتماعي خود ميبينيد. عادت كنيد به نظافت شخصي خود اهميت بدهيد. هر روز صبح قبل از خارج شدن از خانه دوش بگيريد و اگر در استفاده كردن از نخ دندان آدم تنبلي هستيد نخ دندان را كنار جامسواكي خود قرار دهيد تا بعد از هر بار مسواك زدن دندانها را هم نخ بكشيد. عادت كنيد به همسايه خود سلام كنيد. عادت كنيد به قوانين شهري و اجتماعي احترام بگذاريد. عادت كنيد قبل از ورود به هر جايي اول در بزنيد. عادت كنيد وسط حرف ديگران نپريد. عادت كنيد آدم خوشقولي باشيد تا اعتماد بيشتري از اطرافيانتان را به خود جلب كنيد. عادت كنيد شنوندههاي خوبي باشيد وقتي از شما انتقادي ميشود. بنابراين عادت كنيد انتقادپذير باشيد. عادت كنيد روزهايي از هفته را ورزش كنيد. عادت كنيد تغذيه سالمي داشته باشيد.
21 روز طلايي
كارشناسان معتقدند براي نهادينه كردن هر كدام از عادتهاي خوب، تنها 21 روز زمان لازم است. يعني شما تنها با ممارست و تمرين در 21 روز ميتوانيد عادتي را در خود ايجاد و تثبيت كنيد. ايجاد يك عادت كار ساده و آساني نيست. عادتها كارهايي هستند كه با رفتارهاي شما عجين شدهاند و ترك آنها بسيار مشكل است. ضربالمثل معروف «ترك عادت موجب مرض است» مصداق همين است. بنابراين با تمركز روي ايجاد يك عادت و تلاش بسيار ميتوان آن را به روال زندگي تبديل كرد. هرگز تصميم نگيريد كه چندين عادت را با هم در خود ايجاد كنيد چون حتماً شكست ميخوريد. وقتي كه يك هدف تعيين ميكنيد تا هر روز انجام دهيد مثل ورزش كردن، مشكل است كه به سرعت اين عادت شكل بگيرد و معمولاً مدتي زمان ميبرد. پس اگر در روزهاي اول اين عادت را انجام نداديد، چندان به خود سخت نگيريد. عادتهاي خوب را آهسته و پيوسته شروع كنيد تا با موفقيت بيشتري در شما نهادينه شوند. براي اين كار بايد براي خود اهداف كوتاهمدت مثلاً در هر هفته تعيين كنيد.
در شروع ورزش روزانه به خود فشار نياوريد. در هفته اول دو يا سه روز ورزش كنيد. سپس به آرامي آن را بيشتر كنيد و ادامه دهيد. هر چه بيشتر ادامه بدهيد، آسانتر خواهد شد. عادت جديد را همراه يكي از عادتهاي هميشگيتان كنيد. مثلاً بايد هر روز ويتامين مصرف كنيد، قوطي آن را كنار فنجان چايتان بگذاريد. حالا صبحها همراه با خوردن چاي هميشه يادتان ميماند كه ويتامينهايتان را نيز مصرف كنيد. بهتر است براي ايجاد يك عادت خوب در خود، يك شريك يا يك همراه داشته باشيد مثلاً براي ورزش يا عادت به تغذيه سالم. اگر دوست و همراهي داشته باشيد هر زمان كه شما خسته از ادامه آن شديد يا در انجام آن تنبلي كرديد نفر دوم شما را به انجام آن تشويق ميكند و چون قول دادهايد كه اين عادت را ادامه ميدهيد، به خاطر خجالتش هم كه شده ادامه ميدهيد. تنها بعد از 21 روز تمرين اين رفتار در وجود شما نهادينه شده و خود به خود مغزتان آن را يادآوري و اراده كافي براي انجام آن توليد ميكند. منظور اين نيست كه پس از ۲۱ روز ديگر هيچ تلاشي لازم نيست، بلكه تلاش خيلي كمتري نياز داريد. منظور از اين قانون دادن يك هدف براي روزهايي است كه احساس ناميدي ميكنيد. در اين زمان به خودتان بگوييد كه «فقط تا روز 21 ادامه بده». از امروز شروع كنيد به نهادينه كردن عادتهاي درست و خوب در خود تا آدمهاي خوبي در واقعيت باشيد.