کد خبر: 827117
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۲
خصلت‌هايي كه با منطق انتخاب كرده‌ايم
سال‌هاي سال است كه به ما گفته‌اند عادت كنيم كه عادت نكنيم. نمي‌دانم اين جمله را براي اولين بار چه كسي و با چه استدلالي گفته است
‌ مجيد فراهاني
سال‌هاي سال است كه به ما گفته‌اند عادت كنيم كه عادت نكنيم. نمي‌دانم اين جمله را براي اولين بار چه كسي و با چه استدلالي گفته است. اما در چند سال اخير رسانه‌ها مطالب زيادي با همين عنوان منتشر كردند و عادت كردن را يك عمل زشت و ناپسند در حوزه روانشناسي و رفتاري تلقي نمودند. حتي اگر فردي به شما مي‌گفت من اين عادت‌ها را دارم با ديده نكوهش و سرزنش نگاهش مي‌كرديد و زياد مقبول شما نبود.  مي‌خواهم سؤالي بپرسم، آيا اشكالي دارد عادت كنيم رفتار ناهنجاري را كه به لحاظ شرعي يا عرفي ناپسند است ترك كنيم و ديگر آن را انجام ندهيم؟ مثلاً عادت كنيم كه كله پاچه كسي را بار نگذاريم و تا پاي جان پشت كسي غيبت نكنيم، به نظر شما اين نوع از عادت كردن بد است؟  وقتي صحبت از سبك زندگي مي‌كنيم و منظور ما سبك زندگي درست و اصولي است كه بر پايه مفاهيم اسلام بنا نهاده شده بنابراين بايد سعي كنيم كه عادت‌هاي خوب و پسنديده خودمان را تكرار و تكرار كنيم و به عبارتي ديگر عادت كنيم به انجام هر آنچه خوبي و سفارش بزرگان است.  خوب است عادت كنيم جملاتي كه مي‌خوانيم يا مي‌شنويم - كه كم نيستند از اين دست جملات در شبكه‌هاي نوين اجتماعي- را تجزيه و تحليل كنيم و كمتر ناشر جملات و حرف‌هايي باشيم كه پايه و اساس منطقي ندارند و بيشتر باعث مي‌شوند به انزوا برويم و گوشه‌گير شويم و راه و رسم زندگي را گم كنيم.

 ‌   منطقي براي عادت
نمي‌دانم چند بار براي من پيش آمده است كه براي ورزش برنامه‌ريزي كردم ولي بعد از چند جلسه عطايش را به لقايش بخشيدم! شايد براي شما هم مواردي از اين دست زياد پيش آمده است. نكته اينجاست كه ما بر اساس نوعي جوگيري و نه تعقل تصميم مي‌گيريم و پيش مي‌رويم و به همين دليل وسط كار بي‌خيال مي‌شويم و براي ما عادت ايجاد نمي‌شود.
براي ايجاد يك عادت انگيزه دروني و منطق بايد توأمان در درون فرد وجود داشته باشد. اگر اين دو علت اصلي در كنار تمرين و ممارست حساب شده قرار گرفت شاهد آن خواهيم بود كه عادتي خوب در ما ايجاد شده است.
متأسفانه بسياري از ما از اين شكايت مي‌كنيم كه چرا برنامه‌ريزي‌هايمان آنگونه كه مد نظر است پيش نمي‌رود؟
زماني كه هدفي بر اساس منطق و تعقل براي خود تعيين مي‌كنيد تا هر روز انجام دهيد، مثل ورزش كردن، مشكل است كه به سرعت عادت آن در شما شكل گيرد و معمولاً مدتي زمان مي‌برد. پس اگر در روزهاي اول با انجام آن عادت مشكل داشتيد و برايتان سخت بود (يا اينكه آن جور كه مي‌خواستيد انجام نداديد)، چندان به خود سخت نگيريد. مسلماً چون اين عمل با منطق و تفكر همراه بوده و شروع شده است و انگيزه دروني نيز براي تداوم آن در وجود شما قرار دارد لذا آهسته و پيوسته ادامه دهيد تا با موفقيت بيشتري در شما اين عمل به عادت تبديل شود و بخشي از زندگي و به عبارتي پوست و خون شما شود.
ما به همين شكل مي‌توانيم عادت‌هاي بدي كه هر روز انجام مي‌دهيم را ترك كنيم. ترك آنها هم بايد بر اساس تفكر و خواست و اراده دروني باشد، بنابراين با فرمول عقل به علاوه اراده و انگيزه مي‌توانيم هم عادت‌هاي بد را ترك و هم عادت‌هاي پسنديده و مناسب ايجاد كنيم.
عادت كردن الزاماً بد نيست  عادت در فرهنگ فارسي به خوي يا كاري كه انسان به آن خو بگيرد و در وقت معين انجام دهد معني شده است. ابن سينا عادت را تكرار زياد يك عمل در زمان‌هاي نزديك به هم كه در دراز مدت ادامه مي‌يابد مي‌داند. عادت كردن اساساً ناپسند نيست كه بخواهيم به چيزي عادت نكنيم. آنچه باعث مي‌شود نگرش عامه نسبت به عادت كردن منفي باشد انجام اعمال و رفتارهاي ناپسند به شكل مداوم و حتي برنامه‌ريزي شده است.  اگر بخواهيم براي خود اما و اگرهايي بگذاريم كه به چيزي عادت نكنيم مسلماً به نقطه‌اي خواهيم رسيد كه مشخصه‌اي خاص براي اينكه كسي از ما تعريف كند نداريم و در هيچ تعريفي نمي‌گنجيم زيرا شاخصي نداريم. هنگامي كه شما فردي را به سخاوتمندي و بخشندگي تعريف مي‌كنيد مسلماً عمل بخشش را بارها و بارها از آن شخص ملاحظه كرده‌ايد كه در تعريف خود اين ويژگي را برجسته مي‌كنيد و آن شخص به اين عمل عادت كرده است.

  عادت و تقليد يكي نيست
وقتي از عادت سخن گفته مي‌شود ممكن است اين مطلب همراه با تقليد به ذهن آدم برسد و اين دو يكي تلّقي شود.  اما ميان اين دو تفاوت‌هاست. هنگامي كه به فرد كاري توصيه مي‌شود تا با تكرار آن ملكه ذهن فرد شده و به آن عادت كند قدم اول تحقيق و يقين فرد بر درستي كاري است كه انجام مي‌دهد نه تقليد كوركورانه از آن، همچنان كه در كلام حضرت علي(ع) عادات طبيعت دوم انسان معرفي شده و اين عادات بازتاب انتخاب فرد است، انتخابي كه از اراده ناشي شده و اراده‌ كه تعقل و تفكر را پيش از خود دارد. لذا عادت كردن فعل منفي نيست كه جامعه به آن نگرش منفي دارد.
‌   موفقيت در سايه عادت‌هاي خوب
محققان به اين نتيجه رسيده‌اند كه موفقيت نيازمند تمرين و ممارست است و اين تمرين هم بر اساس يكسري عادات خوب و مؤثر اتفاق مي‌افتد. لذا يكي از جذاب‌ترين مراحل موفقيت، كشف راه‌هايي است كه افراد موفق در جهت تغيير عادات نامناسب و جايگزيني آنها با عادات خوب مورد استفاده قرار مي‌دهند. در يك كلام بايد اذعان كرد، اگر خواهان موفقيت در زندگي هستيم و مي‌خواهيم به عنوان يك فرد موفق و كارآمد شناخته شويم بايد راه‌هايي را بيابيم تا عادات بازدارنده را با عادات مناسب جايگزين كنيم يا اينكه عادات مثبت جديدي در خود به‌وجود آوريم.  بنابراين بايد گفت عبارت «عادت كنيم كه عادت نكنيم» نه تنها درست نيست بلكه مي‌تواند مانعي براي پيشرفت و موفقيت ما تلقي شود. اما مهم اينجاست كه سعي كنيم عادات خوب و پسنديده داشته باشيم و آنها را بر اساس تعقل و تفكر و اراده و انگيزه دروني كسب كرده باشيم كه در زندگي براي ما عادت شوند و بتوانيم به داشتن چنين عاداتي افتخار كنيم.
بايد عادت كنيم كه در مسير زندگي خوبي‌ها را برداشت كنيم و براي داشتن صفات خوب و برگزيده با يكديگر رقابت كنيم و از يكديگر پيشي بگيريم و سعي كنيم اينقدر اين صفات خوب را تكرار كنيم كه ما را با آنها شناسايي كنند و مورد نشان قرار گيريم، نشان موفقيت و خوبي بر سينه ما و عادت‌هاي خوبمان.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها