قطعاً براي همه ما مواقعي پيش آمده كه ميلي به انجام دادن كارها نداريم. در قبال انجام امور روزمره احساس خستگي ميكنيم و در نهايت استراحت و بيتحركي را مقدم بر انجام فعاليت ميدانيم. در اينگونه موارد در قبال انجام كارهاي روزانه بيحوصله هستيم. شايد انسان مدرن امروزي بيش از گذشته درگير اين حالت باشد، زيرا تكنولوژي در كنار مزاياي فراوان، يكنواختي در كارها را برايمان به ارمغان آورده است. اين حالت بنا به عوامل مختلف از جمله خستگي، پايين بودن سطح انرژي، چه به لحاظ جسمي و چه به لحاظ روحي، زماني كه گاه به گاه به سراغمان ميآيد، جنبه كاملاً طبيعي دارد. اما زماني كه اين سستي شالوده اصلي شخصيت ما شده و در بطن زندگي مأنوس با وجودمان باشد، ما درگير صفتي هستيم به نام «تنبلي».
تنبلي و دلايل اصلي آن
تنبلي به معناي احساس كرختي مداوم، اهمالكاري دائم، حذف فعاليت بعد از اتخاذ تصميم است. اين حالت همانند سايه سنگيني است كه ما را در تاريكي انباشته شدن كارهاي انجام نشده قرار ميدهد. فعاليت مفيد را از ما ربوده و باعث راكد شدن مسير زندگي ميشود. هر ويژگي و حالتي بنا به عوامل مختلف پديد ميآيد و صفت تنبلي نيز از اين قاعده مستثني نيست. انديشمندان علوم رفتاري ابعاد مختلف اين ويژگي را بررسي كرده و ابتدا به علت و سپس تمركز روي راهكارها اقدام كردهاند.
حال به مواردي از عوامل زمينهساز اين خصلت اشاره ميكنيم:
علل جسماني: به عنوان مثال ميتوان گفت يكي از بارزترين علل جسماني كه منجر به تنبلي ميشود كم كاري تيروئيد، كم خوني و... است. اين ناراحتيها از آن دسته مواردي هستند كه بدن را دچار سستي ميكنند. فرد در اين حالتها بيشتر نياز به استراحت را در خود احساس ميكند و با كوچكترين فعاليت خستگي بر شخص غالب ميشود.
عوامل رواني مثل افسردگي: افسردگي جزو مواردي است كه ميل به انجام فعاليت مفيد را از فرد سلب ميكند. حتي انجام امور ساده روزمره براي افرادي كه درگير افسردگي هستند سخت ميشود چه رسد به فعاليتهاي جهتدار و هدفمند.
عوامل شخصيتي مثل كمبود اعتماد به نفس: معمولاً هنگامي كه ما اعتماد به نفس پاييني داريم از قبول انجام مسئوليت شانه خالي ميكنيم. از روبهرو شدن با رويدادها هنگام اقدام و دست به كار شدن طفره ميرويم. صرفنظر از عوامل مسبب كاهش اعتماد به نفس، اين عامل از آن دسته مواردي است كه به شدت عملكرد مثبت را تحت تأثير نامطلوب قرار ميدهد. كمبود اعتماد به نفس حكم غل و زنجيري نامرئي را دارد كه به راحتي پويايي را از ما گرفته و به ورطه تنبلي ميكشاند.
در محدوده شخصيتي ميتوان به افرادي اشاره كرد كه عادت به انجام اعمال بنا به تشويق بيروني برايشان نهادينه شده است. به اين ترتيب كه محرك انجام عمل براي اين قبيل افراد صرفاً تشويق و دريافت پاداش است. اين خصيصه معمولاً در دوران كودكي در وجود ما به واسطه نوع آموزش بر اين اساس شكل ميگيرد. يعني به كودك با رفتارمان ياد ميدهيم كه در ازاي انجام هر عمل پاداشي دريافت خواهي كرد.
ما ميپذيريم كه چنين محركي قطعاً تأثير مثبتي بر روي عملكرد دارد مبني بر اينكه رفتار را تحت كنترل خود قرار ندهد. زيرا در اين حالت رفتار وابسته به دريافت پاداش ميشود و وقتي پاداشي در كار نباشد براي فرد به منزله از دست دادن نيروي محركه است. حال آن كه يكي از بهترين محركها براي فعاليت و مقابله با تنبلي انجام امور به واسطه ميل دروني است.
توجيه، آفت بزرگ تنبلي: يكي ديگر از عوامل تنبلي آفتي است به نام توجيه. در اين موارد شخص مسبب كاهلي خود را به طور مثال عوامل پيراموني ميپندارد. با اين توجيه كه عملكرد درست من چه نتيجهاي خواهد داشت؟ وقتي كسي اين كار را انجام نميدهد خود اين تلقي در اصل ريشه در تنبلي دارد. انسان مسئول آگاه است كه جامعه به مثابه يك ارگانيسم است.
در اين مجموعه فعاليت هر بخش بر ديگر بخشها تأثيرگذار خواهد بود. بهتر است با اين بهانه خودمان را گول نزنيم و از انجام عمل درست شانه خالي نكنيم. چه زيباست كلام پيامبر اكرم(ص) در اين مورد كه ميفرمايند: (خدايا) نعمت سرزندگي و كوشايي را به ما ارزانيدار و از سستي، تنبلي، ناتواني، بهانهآوري، زيان، دلمردگي و ملال، محفوظمان دار.
با تنبلي مبارزه كنيمزندگي موهبتي است كه به ما عطا شده. بهتر است براي اين موهبت هدف داشته باشيم. در كتاب مقدس قرآن به دفعات به اين امر اشاره شده كه نظام آفرينش بيهوده نيست. ما جزئي از اين آفرينش هستيم؛ اشرف مخلوقات. پس چرا بيهوده زندگي كنيم؟ اصلاً هدف ما از زندگي چيست؟ قدري تأمل كنيم. آيا از جايگاهي كه در حال حاضر در زندگي داريم راضي هستيم؟ چنانچه جواب مثبت نيست آيا وقت آن نرسيده كه به اصلاح شرايط بپردازيم؟ آيا زمان آن نرسيده كه به جاي تمركز روي مشكلات كه لحظه به لحظه باعث تحليل انرژي و در نهايت سستي ميشود، به انبوه راهحلها فكر كنيم؟ هدفمان را با توجه به توانمنديها و نقاط قوت و ضعف خود آگاهانه انتخاب كنيم. در اين مسير گام برداريم. هدف داشتن در زندگي به ما قدرت حركت ميدهد. وقتي مشخص كنيم در افق زندگي خواهان دستيابي به چه چيز هستيم به طور يقين به آن سمت قدم برميداريم. اين يعني پيش رفتن. يعني ايستا نبودن و فرار از تنبلي.
براي هدف برنامهريزي داشته باشيم. برنامه بايد واضح و روشن باشد. برنامههاي مبهم باعث سردرگمي ميشود. دقيقاً مشخص كنيم چه ميخواهيم و براي چه اين خواسته را داريم. سپس برنامهمان را به بخشهاي مختلف و قابل اجرا تقسيم كنيم. از جزء به كل. لازم است زمانبندي براي خود در نظر بگيريم. ملزم به انجام كارها طبق زمان مشخص باشيم. برنامه بايد انعطافپذير باشد. يعني چنانچه با مانعي برخورد كرديم، راههاي ديگر را مدنظر قرار داده و بيازماييم. تمامي اين موارد سهولت رسيدن به هدف را هموار ميسازد. خود اين جريان ترغيبي است براي ادامه دادن و البته مغاير تنبلي كارها را با تنوع و به شكلهاي متفاوت انجام دهيم.
خيلي اوقات دليل بيحوصلگي ما انجام دادن فعاليتهاي تكراري است. يكنواختي امور به شدت ما را نسبت به ادامه كار بيميل ميكند. واقعاً ميتوان يك فعاليت را به شيوههاي مختلف انجام داد. امتحان كنيم. تفاوت ميتواند در انجام دادن هر كاري باشد. از كارهاي ساده شروع كنيم. مثلاً مسيري را كه هر روز براي رسيدن به محل كار با ماشين شخصي ميرويم را از وسيله نقليه عمومي استفاده كنيم. براي تفريح به پاركهاي مختلف سر بزنيم و هر فعاليت ديگر را بر همين منوال ميتوان به شكلهاي متفاوت انجام داد. از قالب يكنواختي بيرون بياييم زيرا اين امر به ما سرزندگي هديه ميدهد.
در برنامه روزانه ساعاتي را به ورزش يا پيادهروي اختصاص دهيم. امروزه فوايد ورزش بر كسي پوشيده نيست. ورزش علاوه بر تأثير مثبت جسماني، به لحاظ رواني نيز بسيار حائز اهميت است. محققان دريافتهاند افرادي كه به طور مرتب ورزش ميكنند نسبت به خود ذهنيتي مثبت دارند. به اين ترتيب اعتماد به نفسشان بالا ميرود. همان عاملي كه فقدانش از عوامل تنبلي بود. همين طور ورزش سطح انرژي بدن را افزايش ميدهد. بنابراين طي روز نشاط بيشتري براي انجام امور خواهيم داشت.
همچنين با پرهيز از پرخوري و خواب زياد، چنانچه عامل سستي و بيماري جسماني است در صدد رفع مشكل برآييم. پرهيز از همنشيني با انسانهاي سست اراده، باور داشتن به تواناييهاي خود، پذيرفتن خود، تقويت نگرش مثبت نسبت به آينده و... از جمله مواردي است كه كمك ميكند با اين مسئله به شكل درست برخورد كرده و مشكل را حل كنيم.