به گزارش خبرنگار ما، ساعت 17 و 30
دقيقه روز چهارشنبه دوم آذرماه بود که کارگران ساختمان نيمهکارهاي در حوالي
درياچه خليج فارس قتل پسر جواني را به مأموران پليس خبر دادند. مأموران در محل
حادثه با جسد پسر جواني به نام اردشير روبهرو شدند که با ضربات متعدد چاقو به
قتل رسيده بود. لحظاتي پس از اعلام اين خبر، تيم جنايي به سرپرستي قاضي ايلخاني،
بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران در محل به تحقيق پرداخت. بررسيها نشان
داد مقتول در درگيري با پسر خاله جوانش به پرتگاه مرگ رفته است. تحقيقات از شاهدان
عيني، حکايت از آن داشت دو پسرخاله که هر دو کارگر ساختماني هستند پس از شوخي با
هم درگير شدهاند که در جريان آن حميد با چاقو اردشير را هدف قرار ميدهد و پس
از اينکه مقتول غرق در خون روي زمين ميافتد از محل فرار ميکند.
همزمان با انتقال جسد به پزشکي قانوني، مأموران موفق شدند رد قاتل فراري را در
حوالي پاسداران بزنند و ساعتي بعد وي را دستگير کنند. متهم صبح ديروز براي بازجويي
به دادسراي جنايي منتقل شد. وي مقابل قاضي ايلخاني، بازپرس شعبه هشتم با اظهار
پشيماني به قتل پسرخالهاش اعتراف کرد.
متهم پس از بازجويي در گفتوگو با خبرنگار ما درباره حادثه توضيح داد.
25 سال.
نه. مجردم.
بله. من و پسرخالهام يک سال قبل از استان چهارمحال و بختياري براي کار به تهران آمديم.
نه. ما خيلي با هم دوست بوديم و آنقدر صميمي بوديم که حتي دو نفري از شهرستان براي کار به تهران آمديم.
به صورت اتفاقي پيش آمد.
با هم درگير شديم، اما قصد قتل نداشتم.
ساعت 10 صبح بود و هر دوي ما داخل اتاقي با هم در حال گچکاري بوديم که پسرخالهام با من شوخي کرد. ما هميشه با هم شوخي ميکرديم، اما آن روز شوخي ما به مشاجره تبديل شد به طوريکه او به من فحاشي کرد و بعد هم به من سيلي زد که با هم درگير شديم. کارگران ميانجيگري کردند و درگيري ما پايان يافت. من خيلي عصباني بودم به همين دليل به حمام رفتم و دوش گرفتم تا عصبانيتم کمتر شود. پس از حمام در حال ناهار خوردن بودم که دوباره اردشير با من مشاجره لفظي کرد و اينبار قلياني را که داخل اتاق بود به طرف من پرتاب کرد. دوباره با هم درگير شديم و اينبار صاحبکارمان ما را از هم جدا کرد و به اردشير گفت چند روزي به شهرستان برود. من در حال جمع کردن وسايل ناهار بودم. همان لحظه براي سومين بار اردشير به سراغ من آمد و با مشت و لگد به جان من افتاد. من هم چاقوي آشپزخانه را که روي زمين افتاده بود، برداشتم و ضربهاي به طرف او پرتاب کردم که کشته شد.
او گفت که فعلاً کار نيمهتمامي دارد و بعد از اينکه کارش را تمام کرد به شهرستان ميرود. صاحبکارم به او گفت چه کار نيمهتمامي که در جواب گفت حميد بهتر ميداند چه کاري دارم. من منظور او را فهميده بودم و او قصد داشت مرا به قتل برساند.
احساس کردم. ما چندين سال است با هم هستيم.
[متهم سکوت ميکند.]
واقعيتش ترسيده بودم و اصلاً فکر نميکردم که او فوت کند. فکر کردم او زخمي شده و دوباره مرا کتک ميزند.
پيش يکي از دوستانم در ساختمان نيمهکارهاي در حوالي پاسداران که قبلاً آنجا کار ميکردم.
[گريه ميکند و بعد از مدتي ميگويد] پشيمان هستم. کاش به تهران نميآمدم.
باعرض سلام قاتل ومقتول هردو همشهریان بنده هستن متاسفم کهروزنامه ها اینقدر سر سری خبرمنتشرمیکنن نام مقتول صادق ص ونام قاتل حسین م بوده نه اردشیری درکاربوده ونه حمیدلطفاموثق ودقیق انتشاردهید
اسم ها رو هم اشتباه نوشتین .خیلی متاسفم براتون با خبر نوشتنتون
دلیل اصلی دعوای انها چه بود
ص پسر ارومی بود خدا رحمتش کنه