در 13 آبان سال 58 بود كه دانشجويان پيرو خط امام(ره) با توجه به احتمال سازش دولت موقت با امريكا، اقدام به تسخير سفارتخانه ايالات متحده در تهران كردند. بزرگترين خروجي اين حركت «شكستن هيمنه امريكا» بعد از تثبيت نظام اسلامي در كشور بود. از همين رو از سوي رهبر كبير انقلاب با عناوين «مهمتر از انقلاب اول» يا «انقلاب دوم» نشان افتخار گرفت. متأسفانه اين اقدام چه در آن زمان و چه در سالهاي بعد، انتقادات و مخالفتهاي بسياري را برانگيخت و حتي تلاش شد با حاشيهسازي، از آن به عنوان عاملي در مقابل انقلاب اسلامي و منافع ملي ياد شود. محور اين انتقادات دو چيز بود:
يكم: پيش از تسخير لانه جاسوسي در سال 58، در بهمن ماه سال 57 نيز رويداد مشابهي به وقوع پيوست كه با مخالفت و توصيه امام خميني (ره) به رها كردن سفارتخانه امريكا روبهرو شد. اين موضوع دستاويز بسياري از گروههاي فكري قرار گرفت تا اقدامات دانشجويان مسلمان پيرو خط امام را در آبان ماه 58 نوعي تندروي و موافقت امام با ايشان را ناشي از فشار و جبر موقعيتي نشان دهند. پيداست درك اين افراد از شخصيت امام خميني (ره) به اندازه انديشه آنها كوتاه است چراكه امام خميني(ره) تحت هيچ شرايطي جبراً از اقداماتي كه روياروي اهداف و مصلحت انقلاب اسلامي قرار گيرد، حمايت نميكردند.
دوم: دسته ديگري از انتقادكنندگان حوادث سالهاي بعد همچون كودتاي نوژه، تحريم، جنگ و غيره را نوعي اقدام تلافيجويانه از سوي ايالات متحده در مقابل واقعه گروگانگيري سال 58 قلمداد ميكنند و بر اين باورند ايران بايد در جهت اصلاح چهره خود وانقلاب و همچنين پيشرفت و حركت رو به جلو از اين اقدام در گذشته خود عذرخواهي كند! اين انتقادات كه به دنبال انتقادات پيشين مطرح ميشود و بر تندرو بودن انقلابيون اصرار ميورزد، به دنبال آن است تا با آمادهسازي افكار عمومي، در نهايت مجرايي براي احياي رويكرد «تعامل با استكبار» در كشور باز كند. اين جريان در عصر حاضر نيز تلاش دارد مجرايي براي رخنه در قلب انقلاب اسلامي پيدا كند. اين پروژه كه ميتوان از آن با نام «استحاله معكوس انقلاب» نام برد، تاكنون سه گام پيش آمده و گامهاي بعدي آن تا حد زيادي منوط به محكم ساختن جا پاي سوم است:
1- تغيير نرمافزاري: استكبار پس از ناكامي در براندازي نظام از طريق اقدام نظامي كه با امداد الهي در طبس شكسته شد و همچنين هشت سال جنگ تحميلي عليه ايران، وارد حوزه مبارزه در ميدان جنگ نرم شد كه دامنه آن بيش از هرچيز فرهنگ و سبك تفكر را در جامعه ايران نشانه رفته بود.
2- تغيير سختافزاري: آغاز اين دوران را ميتوان با تشكيل دولت اصلاحات و ورود برخي افراد ومهرههاي غربگرا به بدنه قدرت در كشور برابر دانست كه مجدداً يك دوره پر فراز و نشيب هشت ساله را در تاريخ سياسي كشور رقم ميزند! تلاش براي تغيير رويكرد و موضع انقلاب اسلامي در مقابل استكبار در اين سالها جنبه رسمي و جديتري به خود ميگيرد، به گونهاي كه رئيس دولت اصلاحات در سخنرانيهاي مكرر خود و در سالهاي متفاوت، چهره ادبيات سياسي كشور را در آن دوران دگرگون ميكند.
3- از سرگيري روابط ديپلماتيك و بازگشايي سفارتخانهها: دانشجويان پيرو خط امام پس از ورود به سفارتخانه امريكا در سال 58، با مقاومت بخشهايي از سفارت روبهرو شدند. پس از شكست مقاومت و حصر كاركنان سفارت، روشن شد كه اين مقاومت تنها راهبردي براي خريد زمان بوده است تا بسياري اسناد جاسوسي امريكا توسط دستگاههاي كاغذ خرد كن و غيره از بين برود. تلاش تيمي از دانشجويان در بازسازي اين اسناد، پرده از حقايق بسياري برداشت. همين مسئله به خوبي روشن ميسازد كه نقش يك سفارتخانه در اشراف اطلاعاتي در خاك يك كشور تا چه ميزان است و ايالات متحده چرا به دنبال راهاندازي مجدد سفارت خود در ايران به بهانه از سرگيري روابط ديپلماتيك است. تلاش براي كمرنگسازي شعارها و آرمانهاي انقلاب - كه سازشناپذيري با امريكا را نشان ميداد- از مرحله سازشپذير كردن وارد فاز به اصطلاح «تعامل سازنده» شده است. از همين رو بيدار نگه داشتن آرمانها و اهدافي كه منجر به تسخير لانه جاسوسي در كشور شد و ممانعت از حاشيهسازي و انحراف پيرامون آنها در حقيقت مبارزهاي ارزشي براي جلوگيري از استحاله معكوس انقلاب است چراكه دشمن با از بين بردن دستاوردهاي انقلاب دوم- يا همان تسخير لانه جاسوسي- كه سازشناپذيري با نمونه عيني استبداد و استكبار يعني امريكا را فرياد ميزد، به دنبال استحاله انقلاب اول و از بين بردن استقلال و عزت و آرمانهاي اسلامي و ملي است.