
به گزارش خبرنگار ما، هفدهم اسفندماه سال 93، مأموران پليس تهران از ماجرايي مرموز در دولت آباد شهرري باخبر و در محل حاضر شدند. يكي از همسايهها كه پليس را از ماجرا با خبر كرده بود، گفت: وقتي وارد ساختمان شدم در راهپله مرد همسايه را ديدم. او بستهاي كه مشخص بود خيلي سنگين است به دست داشت و ميخواست خارج شود. وقتي دقت كردم ديدم كه از زير بسته قطره خون ميچكد. او وقتي متوجه هوشياري من شد به آپارتمانش برگشت. احتمال ميدهم مرد همسايه كه به تنهايي هم زندگي ميكند، فردي را در خانهاش كشته باشد، به خاطر همين به پليس خبر دادم.
بعد از توضيحات همسايه، مأموران با حكم قضايي وارد خانه مرد 53 ساله و با صحنهاي هولناك مواجه شدند. مأموران بعد از گشودن در بسته جسد قطعهقطعهشده زني جوان را كشف و تيمور را بازداشت كردند.
تيمور در بازجوييها به قتل اعتراف كرد و گفت: من راننده آژانس هستم و يك روز با دو نفر از مشتريان آژانس كه مادر و دختري تنها بودند، آشنا شدم. قرار شد كه هر وقت خودروي كرايه خواستند با خودم تماس بگيرند تا كرايه كمتري از آنها بگيرم. در جريان همين رفت و آمدها بود كه نگين به من گفت چند سال قبل شوهرش او را ترك كرده و از كشور خارج شده است. بعد ارتباط ما بيشتر شد و من برايش خانهاي همراه وسايل زندگي اجاره كردم. در اين مدت هر وقت كه به پول نياز داشت، با من تماس ميگرفت. روز حادثه به خانه من آمد و خواست كه قولنامه خانهاي را كه برايش اجاره كرده بودم، به نام او منتقل كنم كه قبول نكردم. سر اين موضوع درگير شديم و با چاقو ضربهاي به گردنش زدم كه كشته شد. بعد هم جسد را مثله كردم و زماني كه خواستم آن را از خانه خارج كنم، يكي از همسايهها به ماجرا مظنون شد و سرانجام گرفتار شدم. بعد از اقرارهاي متهم و صدور كيفرخواست به اتهام قتل عمد و جنايت بر ميت، پرونده براي رسيدگي به شعبه10 دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربانزاده فرستاده شد. روز گذشته بعد از اينكه اولياي دم درخواست قصاص كردند، متهم در جايگاه قرار گرفت و اتهام قتل را قبول كرد. او گفت من24 سال قبل همسر خودم را به قتل رسانده بودم. در آن سالها به خاطر بيماري پدرم مجبور بودم ساعات زيادي را كار كنم تا علاوه بر مخارج خانوادهام، هزينه زندگي پدرم را هم تأمين كنم. آن زمان بود كه به رفتار همسرم مظنون شدم و يك روز كه سر اين موضوع با او مشاجره ميكردم، كنترل خودم را از دست دادم و مرتكب قتل شدم.
متهم در توضيح دومين قتل هم گفت: روز حادثه در خانه استراحت ميكردم كه نگين تماس گرفت و گفت ميخواهد مرا ببيند. به خاطر گرمي هوا در ورودي آپارتمان را باز گذاشته بودم كه ديدم نگين همراه پسر جواني وارد منزلم شد. او از من پول ميخواست كه نداشتم به او بدهم. عصباني شد و يك چاقو در آورد و به سمت من حملهور شد. با دسته چاقو به كمرم ميكوبيد و ناسزا ميگفت. دستم را به اوپن آشپزخانه گرفتم تا بلند شوم و تلفن را بردارم كه به مادرش زنگ بزنم، ناگهان دستم به چاقو خورد و به اشتباه آن را برداشتم. در همين حين نگين جلو آمد و چاقو به گردنش برخورد كرد و كشته شد. بعد هم جسد را با تيشه و قندشكن مثله كردم، اما هنگام انتقال آن به خارج از خانه گرفتار شدم. هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم وارد شور شد.