تاريخ مربوط به كوروش هخامنشي 2 هزار و 300 سال پس از وي نوشته شده است و مستشرقين غربي و پارسيان هند محور اين تاريخنگاري بودند. به همين دليل هر آنچه درباره كوروش گفته ميشود، نظير تاريخ تولد يا سخنان وي صرفاً يك احتمال است، اما كوروش خوب يا كوروش بد، كوروش پادشاه يا كوروش پيامبر براي ملت ايران محترم است. آنچه نگرانكننده است اينكه سلطنتطلبها و منافقين جايگاه ملي آن را تقليل دهند و در بين جامعه مذهبي و مسلمان ايران نسبت به وي ذهنيت منفي ايجاد كنند. كوروش در دولت قبل هم جايگاه ويژه داشت و نشان ميدهد نظام هم كوروش را محترم ميشمارد، اما شعارهاي تجمعكنندگان ديروز در پاسارگاد نشان داده سالروز كوروش صرفاً بهانه است و شعارهاي نه غزه و نه لبنان به علاوه «آزادي انديشه با ريش و پشم نميشه» از خيابانهاي تهران به بيابانهاي مرودشت منتقل شده است. شايد كساني به خاطر علقه به كوروش در آنجا حضور يافته بودند، اما سازمان مراسم دست ضدانقلاب و سلطنتطلبها و معارضين بود.
گويي كوروش هم غربگراست و سكولار و اين تصوير و اين معناددهي عدهاي را به آنجا كشانده است. در مراسم ديروز هيچ برنامه و آييني در گراميداشت كوروش برگزار نشد، به جز عدهاي كه به وي سجده كردند. شعاردهندگان صرفاً عليه نظام شعار دادند و باز به اين مسير رسيدند كه «كوروش بهانه است، نظام نشانه است»، تقابل مليگرايي و اسلامگرايي و بازخواني نژادپرستي در ايران صرفاً محصول 200 ساله مستشرقين و تاريخنگاران غربي است. باستانگرايي در ايران مقارن با بهائيت و بابيت به وجود آمد، سپس خاندان پهلوي آن را محور انسجام ايران اعلام كردند و از آن بهره ميبرند، اما امام اثبات كرد هيچ چيز غير از اسلام نميتواند وجه مشترك و پيونددهنده اقوام ملت ايران باشد.