کد خبر: 819414
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۸
واژه «افغاني» شايد براي خيلي از مردم كشورمان مترادف عمله، كارگر و دستفروش سرچهارراه باشد كه بي‌خيال اوضاع اقتصادي نه‌چندان مناسب كشور ايران، به اينجا آمده تا يك فرصت شغلي را از جوان ايراني غصب كند.
عليرضا محمدي
واژه «افغاني» شايد براي خيلي از مردم كشورمان مترادف عمله، كارگر و دستفروش سرچهارراه باشد كه بي‌خيال اوضاع اقتصادي نه‌چندان مناسب كشور ايران، به اينجا آمده تا يك فرصت شغلي را از جوان ايراني غصب كند. اما وقتي روي مقوله حضور مسلمانان كشور افغانستان در ايران ريزتر مي‌شويم، برگ‌هايي از جانفشاني‌ها و ايثارگري‌هاي مردماني پيش‌روي‌مان گشوده مي‌شود كه در پاسداري از ايران اسلامي كم از مردم سرزمين مان نبوده‌اند و در آوردگاه‌هايي چون دفاع مقدس و دفاع از حرم سنگ تمام گذاشته‌اند.
بحث مهاجرت اتباع افغانستان به ايران، داستان طول و درازي دارد كه قدمت آن حتي به قبل از پيروزي انقلاب اسلامي برمي‌گردد. مردم اين كشور جنگ‌زده كه حالا پيرهاي‌شان هم به سختي روزهاي صلح و صفا در كشورشان را به ياد مي‌آورند، همواره نيم نگاهي به همسايه غربي خود ايران داشته‌اند و به دليل قرابت‌هاي مذهبي، تاريخي و فرهنگي، غالبا در جنگ‌ها و آوارگي‌ها، ايران را به عنوان مقصدي امن و مطمئن براي پناهندگي انتخاب كرده‌اند.
موج مهاجرت افغاني‌ها در سال‌هاي اول پيروزي انقلاب اسلامي بيش از هر زمان ديگري بود. روي كار آمدن حكومت كمونيستي در كابل و متعاقبش بروز جنگ‌هاي داخلي و دخالت ارتش سرخ شوروي، عواملي بودند كه مهاجرت اتباع اين كشور به ايران را به بالاترين حد خود رساندند. آن هم در سال‌هايي كه كشورمان خود درگير جنگي طولاني و سخت با عراق بعثي بود و مشكلات متعدد اقتصادي و اجتماعي، باعث مي‌شد تا عموم مردم ايران با عينك بدبيني به مهاجران افغاني نگاه كنند. كما اينكه فشارهاي رواني ناشي از مقوله مهاجرت و تحمل غم غربت و مسائلي از اين دست هم منجر به نمود بزهكاري در ميان اقشاري از مهاجران مي‌شد و از اين حيث نيز مردم ايران خاطره خوبي از واژه «افغاني» نداشتند.
اما اين همه ماجرا و تمام واقعيت نبود. در همان سال‌هاي دهه 60 كه سايه‌هاي شوم جنگ قسمت اعظم شهرها و مناطق كشورمان را در برگرفته بود، مهاجران چشم بادامي همسايه شرقي يك به يك و گروه به گروه و آن هم به صورت كاملاً داوطلبانه جبهه‌هاي جنگ تحميلي را در پيش مي‌گرفتند و دوشادوش برادران ايراني‌شان با دشمن متجاوز بعثي به نبرد بر مي‌خاستند. در واقع فضاي غبارآلود جنگ در داخل افغانستان و تعصبات مذهبي كه بين برخي از گروه‌هاي مجاهد اين كشور رايج بود، باعث مي‌شد تا مهاجران افغاني كه خود از جنگ گريخته بودند، با درك شفافيت موجود در جبهه حق عليه باطل دفاع مقدس، داوطلبانه به دل آتش جنگي مهيب بزنند كه در پايان آن، قريب به 2 هزار شهيد و تعداد بيشتري مجروح و جانباز دادند.
آمارها نشان مي‌دهند رزمندگان افغاني كه از ابتداي جنگ تحميلي در واحدهايي چون لشكرهاي 5 نصر خراسان، 21 امام رضا(ع) و 17 علي بن ابيطالب(ع) حضور داشتند، در سال 64 كار را به جايي رساندند كه تيپ ابوذر تنها از حضور پرشور آنها تشكيل شد. ليكن مشخص نيست به چه دليلي غالب اين جانفشاني‌ها نه در جامعه ايراني انعكاس شايسته‌اي يافت و نه سابقه رزمندگي و ايثارگري اين مهاجران در نهادي رسمي و دولتي به ثبت رسيد.
اما اكنون كه بحث جبهه دفاع از حرم پيش آمده است، حضور افغاني‌ها در اين جبهه به قدري پررنگ و درخشان است كه نمي‌شود و نمي‌توان اين حضور را كمرنگ ديد. غالب اين جانفشاني‌ها كه با نام لشكر فاطميون صورت مي‌پذيرد، سراسر جبهه مقاومت اسلامي را دربرگرفته و در بسياري از مواقع اين افغاني‌ها هستند كه پيشقراول مي‌شوند و در پي آنها رزمندگان ايراني روانه ميدان مي‌گردند.
حال سوال اينجاست كه اگر واقعيات تاريخي چون دفاع مقدس و دفاع از حرم نشان مي‌دهند كه بسياري از مهاجران افغاني، شريك بي‌خيال امنيت موجود در ايران نيستند و خود نيز در ايجاد چنين امنيتي خون‌ها داده‌اند، آيا وقت تغيير نگاه‌ها به اين قشر بي‌ادعا و ايثارگر فرا نرسيده است؟ آيا مي‌توانيم به جايي برسيم كه وقتي يك افغاني مسن را در اتوبوس يا خيابان‌ها ديديم، به فكرمان برسد شايد خود او در دفاع مقدس شركت داشته است يا شايد فرزندش در جبهه دفاع از حرم به شهادت رسيده باشد؟ حالا به اين سؤال پاسخ دهيم: رفتارمان با يك پدر يا مادر شهيد چگونه بايد باشد؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار