
پايگاه امريكايي ديليسيگنال از برنامه نمايندگان جمهوريخواه اين كشور براي تأثير بر رئيسجمهور بعدي امريكا و رويكرد وي در قبال ايران اينگونه خبر ميدهد: «صرفنظر از اينكه چه كسي رئيسجمهور بعدي امريكا باشد، كنگره بايد نقشي پيشرو را ايفا كند تا اطمينان حاصل شود كه ايران براي تمامي اقداماتش هزينه سنگيني پرداخت خواهد كرد.»
به گفته ديلي سیگنال، جمهوريخواهان براي شكل دادن سياست رئيسجمهور بعدي در قبال ايران برنامهريزي كرده و در اين زمينه فعاليتهايي را در دستور كار خود قرار دادهاند و در بخشي از گزارش آنها كه جامنيوز نيز به آن اشاره كرده است با اشاره به رويكرد اوباما كه خوشايند حزب رقيب نيست ميآيد: «جمهوريخواهان مخالف توافق هستهاي ايران در تلاش براي شكل دادن به سياست امريكا در برابر اين دشمن ديرينه در خاورميانه به مانع خوردهاند.»
اين يعني آنكه دشمني ايالاتمتحدهامريكا بدون ترديد بعد از انتخابات رياست جمهوري اين كشور نيز ادامه پيدا خواهد كرد، برخلاف تصور برخي در داخل كشور كه تلاش ميكنند اينگونه القا كنند كه دشمني اين كشور با جمهوري اسلامي ايران روند كاهشي به خود گرفته و در آينده به پايينترين حد خود خواهد رسيد.
جالب است در رد چنين نظريهاي ميتوان به اظهارات «اسكات پري» نماينده حزب جمهوريخواه در مصاحبه با همين ديليسيگنال اشاره كرد كه ميگويد: «ما به عنوان اعضاي كنگره به شدت از اين موضوع نااميد شدهايم چراكه هر اقدامي كه انجام ميدهيم، باراك اوباما به انجام كارهايي كه به نفع ايران است ادامه ميدهد و هيچ تلاشي از سوي ما موجب متقاعد ساختن وي به تغيير رويكردش نميشود.»
وبسايت امريكايي ديليسيگنال در ادامه بيان ميكند: «اما در شرايطي كه قرار است اوباما بيستم ژانويه دفتر رياست جمهوري را ترك كند، قانونگذاران جمهوريخواه ميگويند به دنبال فرصتي براي تأثيرگذاري بر رويكرد رئيسجمهور بعدي در قبال ايران هستند. آنها برنامهريزي كردهاند تا در چند ماه آينده به رفتارهاي ايران واكنش نشان دهند. جمهوريخواهان مدعي هستند ايران پس از اجراي توافق هستهاي جسورتر شده و به صورت روزافزون اقدامات نامناسبي انجام داده است.»
ميتوان دهها مصداق ديگر بيان كرد كه نشاندهنده آن است كه انديشكدهها، رسانهها و مقامات ايالاتمتحده تأكيد ميكنند بعد از انتخابات اخير رياست جمهوري امريكا نيز عملاً هيچگونه تغييري در سياستهاي اين كشور در قبال جمهوري اسلامي ايران روي نخواهد داد و همچنان «تنش»، «تحريم» و«تهديد» مهمترين ركن سياستهاي اين كشور در قبال جامعه ايراني خواهد بود، كما اينكه در طول37 سال گذشته نيز اگر چه چندين رئيسجمهور از دو حزب دموكرات و جمهوريخواه در اين كشور روي كار آمدند اما تنها چيزي كه تغيير نكرد سياستهاي خصمانه امريكا عليه كشورمان بود.
جمهوریخواه و دموکرات همقسم علیه ایران
آنگونه كه طي سالهاي گذشته از بوش پدر و پسر گرفته تا كلينتون و اوباما اهداف مشترك و هدفمند نظير «استحاله فرهنگي- سياسي» و «تضعيف توان نظامي- دافاعي» را با چاشني ايرانهراسي هدايت كرده و هيچ گونه تغيير رفتار محسوسي در قبال ايران در طول اين دورهها روي نداد و تنها چيزي كه تغيير داشت «تغيير روشها و نه سياستها»در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران بود، به طوري كه در دوره باراك اوباما برخلاف دوره بوش پسر كه شخص رئيسجمهور و اطرافيان وي تلاش ميكردند بحث حمله نظامي به ايران را بسيار محتمل و حتي قريبالوقوع بدانند، دست دوستي با دستكش مخملي توسط اوباما مورد توجه قرار گرفت كه امروز پس از گذشت هشت سال دوران رياست جمهوري وي ميتوان به صراحت عنوان كرد كه اوباما نيز مانند ساير رؤساي جمهور قبل از خود جمهوري اسلامي ايران را بزرگترين خطر در منطقه غرب آسيا و حتي ساير مناطق دنيا نظير امريكاي لاتين ميدانست و تمام تمركز خود را جهت تضعيف توان اقتصادي، سياسي و گفتماني جمهوري اسلامي ايران متمركز كرده است. در دوراني كه باراك اوباما شعار تعامل سازنده با كشورهاي متخاصم را سر ميداد، چندين جنگ مهم با محوريت و هدايت امريكا در منطقه شروع شد كه مهمترين آن جنگ سوريه است كه خروجي آن شكلگيري يكي از بزرگترين گروههاي تروريستي در دنيا شد كه تا به امروز نيز امنيت بسياري از جوامع بشري را تهديد ميكند.
دشمنیها هیچگاه کمرنگ نشده است
در دوران همين رئيسجمهور پرونده هستهاي جمهوري اسلامي ايران همچنان به عنوان يكي از خطرهاي اصلي امنيت و صلح و ثبات كشورها عنوان شد و سنگينترين تحريمها و تهديدات عليه كشورمان به همين بهانه ساماندهي شد و طي ماههاي اخير با گذر ظاهري از پرونده هستهاي، توان موشكي(دفاعي) و وضعيت حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران مورد هدف قرار گرفته تا همچنان تضعيف توان جمهوري اسلامي ايران مهمترين هدف در كاخ سفيد و كنگره به شمار آيد. اظهارات اخير جان كري وزير خارجه امريكا در مصاحبهاي با نشريه «فارين افرز» نيز به همين مسئله اشاره دارد، آنجا كه وي با فرافكني از نقض برجام توسط اين كشور يادآور ميشود: «ما در مورد فناوري و چند چيز به خصوص ديگر توانستيم كمك كنيم اما به واسطه درگيري ايران در يمن، حمايت آنها از اسد، پشتيباني از حزبالله، شليك موشكهايي كه افراد آنها را تهديدآميز ميدانند و اين قبيل موارد، اين كار بسيار دشوار است. اين مسائل حركت رو به جلو را بسيار پيچيده ميكند.»
انديشكده بروكينگز: رئيسجمهور بعدي امريكا دشمنيها با ايران را ادامه دهد
حال با توجه به آنكه در طول37 سال گذشته هيچ گاه دشمني امريكا كمرنگ نشده و در هر دورهاي از مهمترين برنامه و راهبردهاي رؤساي جمهور اين كشور «كنترل و مديريت سياستهاي جمهوري اسلامي ايران»بوده، خوشبينانه است كه انتظار داشته باشيم با حضور يكي از نامزدهاي فعلي انتخابات امريكا به عنوان رئيسجمهور سياستهاي اين كشور در قبال غرب آسيا و جمهوري اسلامي ايران تغيير آنچناني كند و براي اثبات اين مسئله ميتوان به اظهارات تبليغاتي اين دو نامزد در برنامههاي تلويزيوني اين كشور و از جمله مناظرات توجه كرد، آنجا كه هر دوي اين نامزدها تأكيد و توجهشان به توقف توان جمهوري اسلامي ايران در سالهاي رئيس جمهوريشان است و همچنان ايران را به عنوان بزرگترين خطر براي امريكا عنوان ميكنند. انديشكده بروكينگز نيز در گزارشي مبسوط به قلم «رابرت اينهورن» به ارائه پيشنهاداتي به دولت بعدي ايالاتمتحده به منظور حفظ توافق هستهاي خود با ايران پرداخت كه در بخشي از آن ميآيد: «...در حالي كه موافقان آن اميدوارند اين توافق ميانهروي ايران را افزايش داده و منجر به خروج ايران از مناقشات منطقهاي گردد، توافق هستهاي بر اساس انتظارات خوشبينانه در خصوص تأثير آن بر سياستهاي داخلي يا استراتژي خارجي ايران فارغ از قلمرو هستهاي منعقد نشده است.» در اين گزارش همچنين ميآيد: «دولت بعدي ايالاتمتحده بايد از برجام حمايت كند و تدابيري در راستاي حصول اطمينان از اجراي كامل آن، ارائه مزاياي اقتصادي به ايران و انصراف مقامات تهران از توسعه برنامه هستهاي پس از انقضاي توافق اتخاذ كند. رئيسجمهور بعدي امريكا بايد بهطور همزمان استراتژي جامعي را در قبال ايران و منطقه در پيش گيرد و طبق آن به شركاي منطقهاي خود القا كند كه واشنگتن به تأمين امنيت آنها متعهد است و براي توقف رفتارهاي تحريكآميز ايران اعمال فشار ميكند در حالي كه در صورت تمايل ايران به ايفاي نقش سازنده منطقهاي، درهاي ديپلماسي نيز باز ميماند و انگيزه همسايگان ايران براي توسعه سلاح هستهاي با كسب ظرفيتهاي غنيسازي و بازفرآوري كاهش ميدهد. در حالي كه دولت اوباما برجام را تنها به مسئله هستهاي محدود كرده بايد توجه داشت حفظ توافق هستهاي در درازمدت به تسري برجام به يك استراتژي منسجم منطقهاي نيازمند خواهد بود.»